در کالبد وجود انسان، جابهجایی و جریان یافتن انرژی، مولد و محرک اصلی پدیده احساسات است. ماهیت این انرژی، مستقیماً به نوع کیفیتی که از خود صادر میکنیم یا کیفیتی که از محیط پیرامون دریافت میکنیم، بستگی دارد. بر اساس جهانبینی عمیق ما، انرژی همواره از دو ویژگی بنیادین «کمیت» و «کیفیت» برخوردار است و درک صحیح این دو ویژگی، کلید مدیریت احساسات درونی ماست.
کیفیت در انرژی، به معنای ماهیت حس است. ما میتوانیم تفاوت میان حسهای گوناگون را تشخیص دهیم؛ برای مثال، تفاوت میان عشق و وابستگی را درک کنیم، اما تشخیص یک حس لزوماً به معنای توانایی اجرای صحیح آن نیست. در مقابل، کمیت به میزان و حجم انرژی اشاره دارد. ممکن است فردی از نظر روانی از انرژی بسیار بالایی برخوردار باشد، اما به دلیل نداشتن شناخت و جهتدهی مناسب، این انرژی را در مسیرهای نادرست مصرف کند یا در درون خود سرگردان بماند. او انرژی دارد، اما نقشه راهی برای هدایت آن ندارد و اعتیاد نمونه بارزی از این وضعیت است.
اعتیاد در واقع فرآیندی است که کانالهای دریافت احساسات را مسدود میکند. فرد در وضعیت اعتیاد، بهتدریج توانایی دریافت فرستندههای مثبت زندگی را از دست میدهد. در این شرایط، محبت همسر، لذت حضور فرزندان و زیباییهای طبیعت دیگر بهدرستی در وجود او نفوذ نمیکنند. این انسداد، به بیحسی منجر میشود؛ وضعیتی که در آن فرد از درک زیباییها و معنای زندگی بازمیماند و در نهایت، این خلأ میتواند او را به سوی پوچی و در موارد شدید، افکار خودکشی سوق دهد.
حسهای منفی، برآمده از اضلاع «مثلث جهالت» هستند. این مثلث، ریشه تاریک بسیاری از رنجهای انسان است. دروغ، دزدی و طمع، رفتارهایی هستند که ریشه عمیق آنها در «ترس» نهفته است. تنفر و حسادت نیز از «منیت» سرچشمه میگیرند و فرد را در حصار خودخواهی محبوس میکنند. افسردگی و فقدان توکل نیز محصول «ناامیدی» هستند که فرد را در زندانی نامرئی و انزوای روحی گرفتار میسازد. بنابراین، دستیابی به دانایی مستلزم شناخت و حل معضلات این مثلث و پالایش مستمر حسهاست تا انسان بتواند از جهالت عبور کرده و به سوی دانایی حرکت کند.
احساسات منفی، مشابه امواج، دارای دو ویژگی بسیار مهم هستند: «زمان کوتاه» و «قدرت بسیار بالا». این دو ویژگی، در عین اینکه میتوانند به شناسایی آنها کمک کنند، هشداری برای پتانسیل تخریب بالای این احساسات نیز هستند. هیجاناتی مانند خشم، ترس، استرس و حسادت، اگرچه ممکن است مدت حضورشان در ذهن کوتاه باشد، اما شدت نفوذ و قدرت ویرانگری آنها بسیار زیاد است. در نظام طبیعت، این هیجانات را میتوان به پدیدههایی مانند زلزله، سونامی، طوفان شن و آتشفشان تشبیه کرد.
اگر فرد در برابر این امواج، بدون آمادگی و با مقاومت کاذب بایستد، ممکن است این هیجانات او را با خود ببرند و ساختار وجودیاش را متزلزل کنند. اما اگر با آگاهی و ثبات درونی بر خود مسلط شود، این امواج از کنار او عبور خواهند کرد، بدون آنکه بتوانند بنیان وجودی او را ویران سازند. با تقویت قدرت تشخیص و پرورش حسها، کیفیت و کمیت انرژی در انسان به تعادل میرسد. در این نقطه است که دانایی به «دانایی مؤثر» تبدیل میشود.
منبع: سیدی امواج بازدارنده ذهن
نویسنده: مسافر نیکوتین محبوبه رهجوی راهنما مسافر مریم (لژیون ویلیام وایت)
رابط خبری: راهنما مسافر مریم (لژیون ویلیام وایت)
ارسال: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیجفارس بوشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
16