همسفر رقیه
مهندس حسین دژاکام در وادی هشتم میگویند: «با حرکت، راه نمایان میشود.» وقتی ما شروع میکنیم به حرکت تا مشکلات و مسائل خود را حل کنیم، راه خودش به ما نشان میدهد که به کدام طرف حرکت کنیم. برای حرکت باید اطلاعات کافی داشته باشیم و راه را بشناسیم؛ زیرا با فکر کردن و نشستن، مشکلی حل نمیشود؛ بلکه باید آن را عملی کنیم و حرکت کنیم. در این حرکت، باید خواسته ما مشخص باشد؛ چون بعضی وقتها نمیدانیم چه چیزی میخواهیم و این موضوع، راه رسیدن به هدف را دشوار میکند.
در مسیر حرکت، گاهی با چند چیز برخورد میکنیم که مجموع این حرکتها میتواند به دو راه یا جاده، یعنی جاده ضدارزشی و یا جاده الهی، ختم شود. قرارگرفتن فرد در این راه، بستگی به خردمندی یا کمخردی او دارد. پس قرارگرفتن در این مسیر یک موضوع است و اینکه به کدام مسیر برویم، مسئله دیگری است. در نتیجه، اگر هدف ما رسیدن به سلامتی، صلح و آرامش باشد، ابتدا باید حسابمان را تسویه کنیم و به صفر نزدیک شویم؛ یعنی از خودمان، خانواده و جامعه جبران خسارت کنیم و همیشه در صراط مستقیم حرکت کنیم.
زندگی و حیات، آن چیزی نیست که ما مشاهده میکنیم، یا حداقل چیزی که ما مشاهده میکنیم، تنها جزئی از آن است. زندگی این نیست که ما منتظر مرگ باشیم و بمیریم. اگر اینگونه به زندگی نگاه کنیم، زندگی سخت میشود؛ اما اگر بدانیم انسان بقا دارد، آنگاه طور دیگری به زندگی نگاه میکنیم. ما باید بدانیم که جهان فقط همین جهان نیست و پشت پرده، نیمپردههایی قرار دارد که ما اطلاعات کافی از آنها نداریم.

همسفر مرجان
آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است. وادی هشتم به ما میگوید: «با حرکت، راه نمایان میشود.» از سکون نه زایشی است و نه چیزی به وجود میآید؛ همه چیز از حرکت شکل میگیرد، ساختارها پدیدار میشوند، موجودات خلق میشوند و سفر در حلقهها ادامه پیدا میکند. این زندگی که ما مشاهده میکنیم، تنها جزئی کوچک از حیات و جهان هستی است.
در این وادی با این موضوع روبهرو میشویم که یکسری علما و حکمای بحثی هستند که بهوسیله درس و مشق به علم و دانش رسیدهاند و در محدوده مادی و حواس پنجگانه فعالیت میکنند، اما درکی از بُعد معنوی، عالم فرشتگان، شیطان و ماوراء ندارند. در جهان چیزی به نام نیستی وجود ندارد؛ نبود هست، اما نیستی معنا ندارد. به انسان اختیار داده شده است و آنچه او را بر سر دو راهی قرار میدهد هم میتواند بُعد زمینی و هم بُعد متافیزیکی و ماورایی داشته باشد. این وادی به ما میآموزد که برای حرکتکردن، ابتدا باید تفکر و اندیشه داشته باشیم، سپس هدف و خواسته خود را کاملاً مشخص کنیم و بعد برای رسیدن به آن هدف، تلاش و حرکت کنیم.
ممکن است در مسیر حرکت با راههای مختلفی روبهرو شویم که در نهایت میتوان آنها را به دو مسیر ارزشی و ضدارزشی، یا الهی و شیطانی تقسیم کرد. انسان بر اساس میزان خردمندی یا کمخردی خود، مسیرش را انتخاب میکند؛ بنابراین باید مراقب باشیم که در مسیر حرکت، هدف اصلی خود را گم نکنیم و همیشه در صراط مستقیم قرار داشته باشیم تا بتوانیم از نیروهای مافوق نیز بهرهمند شویم و به آرامش و حال خوب برسیم.

همسفر زهرا
در وادیهای هفتم آموختیم که با اندیشه و تفکر باید مسیر زندگی خودمان را انتخاب کنیم، اما اکنون، بعد از اینکه مسیر مشخص شده است، درمییابیم که فقط انتخاب مسیر کفایت نمیکند و حالا وقت آن رسیده که حرکت کنیم. همانطور که خداوند هم به بندگانش فرموده است: «از تو حرکت، از من برکت»؛ یعنی تا ما نخواهیم حرکت کنیم، خدا هم برای ما کاری انجام نمیدهد؛ در واقع قدم اول با خودمان است. طبق آموزشهایی که از جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ یاد گرفتهایم، اگر طبیعت را الگوی خودمان قرار دهیم، بهوضوح خواهیم دید که کل جهان نیز با حرکت تداوم پیدا کرده است؛ نمونههایی مثل گردش شب و روز، جابهجایی فصلها، آبی که جاری است و حیواناتی که دائماً در حرکت هستند تا بتوانند زنده بمانند.
یکی از بیانات مهندس حسین دژاکام که برای من خیلی دلنشین است، این است که میفرمایند: «ما همه گمگشتگانیم.» با شنیدن این حرف، یک سؤال برای من پیش میآید: اگر من نخواهم حرکت کنم و در یکجا ساکن بمانم، آیا در این سختیها و مشکلات زندگی میتوانم آنطور که باید و شاید زندگی خودم را بسازم یا گم خواهم شد؟ نه، اصلاً نمیشود؛ صددرصد گم خواهم شد. همانطور که در ابتدای زندگی، راه رفتن را بلد نبودم، اما خودم با تلاش و حرکت، با اینکه طفلی بیش نبودم، راه رفتن را آموختم. در سکون چیزی اتفاق نمیافتد و من باید در مسیر درست حرکت کنم. باید به کنگره ۶۰ بیایم و آموزش ببینم.
من باید حرکت کنم تا از مسیر لذت ببرم، باید حرکت کنم تا بتوانم مادری خوب برای فرزندانم باشم. با حرکتکردن متوجه میشوم که هر چیزی که به آن نرسیدهام، شاید به این دلیل بوده که خودم قدمی برای رسیدن به آن برنداشتهام؛ پس باید جبران خسارت کنم. ابتدا باید جبران خسارت را از خودم شروع کنم و با درست حرکتکردن، برای خانوادهام مفید باشم. اگر من با درست حرکتکردن در مسیر، برای خانوادهام مفید باشم، قطعاً خانوادهای که میسازم نیز میتواند برای جامعه مفید باشد و به نظر من، این همان جبران خسارت برای جامعه هم به حساب میآید.
رابط خبری : همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر زهرا(لژیون چهاردهم)
ویرایش و ارسال: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر عفت(نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی البرز(کرج)
- تعداد بازدید از این مطلب :
131