لژیون سردار، تمرین عشق، بخشش و خدمت است.
بشکافید آنچه شکافتنی نیست، پهلوان کسی است که در گذرگاههای سخت به یاری مردم میشتابد و آنها را از این گذرگاهها عبور می دهد و دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل میکند. فرصتی شد تا گفتگویی داشته باشیم با عاشقی که با عشق، ایمان و تعهد در این مسیر خدمت میکند و با تجربیات خود چراغی برای ادامه مسیر دیگران میشود. نگاه زیبایتان را به گفتگو با پهلوان همسفر لیلا جلب مینمایم.
همسفر لیلا همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره شدند. به روش DST و داروی OT به راهنمایی مسافر بهنام و همسفر زهرا سفر کردند. رشته ورزشی مسافر فوتبال و رشته ورزشی همسفر تنیس روی میز است، هم اکنون 4 سال و 1 ماه است که آزاد و رها هستند.
پیام لژیون سردار چگونه به شما رسید و به چه صورت راه برای شما نمایان شد؟
اولین بار توسط مسافرم با لژیون سردار آشنا شدم که فیلم اهدای شال پهلوانی یکی از مسافران خانم به نام مسافر ندا را به من نشان دادند، بسیار برایم جالب بود و من در مورد لژیون سردار خیلی کنجکاو شدم. در ادامه چون خواسته زیادی داشتم با آموزشهایی که توسط راهنمایانم همسفر زهره و همسفر زهرا گرفته بودم، راه برای من نمایان شد.
همه چیز طبق خواسته و فرمان اتفاق میافتد از خواسته درونی خود و اینکه چه دیدگاه و انگیزهای برای قرار گرفتن در جایگاه پهلوانی داشتید برایمان بیان کنید؟
در ابتدا من به شدت احساس دین به کنگره داشتم؛ چون تمام آن چیزهایی که من مانند یک رویای دست نیافتنی به آنها نگاه میکردم را به من داد. سلامتی، تندرستی، حالخوش، استاد، دانش، امید، زیبایی، هدف، زندگی و ... از طرفی دوست داشتم همانطور که دیگران کمک کردهاند تا خانواده من نجات پیدا کنند من هم در این چرخه باشم. همیشه غبطه میخوردم به شخصیتی مثل بوعلی سینا که کمک زیادی به علم پزشکی کرد و واقعاً همیشه دوست داشتم من هم بتوانم کاری کنم که کمکی به علم پزشکی کند. وقتی آقای مهندس گفتند که پولی که اعضاء لژیون سردار میدهند صرف کشف راههای درمان بیماریها و مقالههای پزشکی میشود با تمام قلبم خواستار این جایگاه شدم و هزاران بار خداوند را سپاس میگویم و از آقای مهندس و از مسافرم بسیار تا بسیار سپاسگزارم.
بخشیدن از مال، کار بسیار سختی است با بودن در لژیون سردار و جایگاه پهلوانی جهانبینی و تفکر شما در مورد بخشش و مال اندوزی چه تغییری کرده است؟
چه کسی میتوانست به خوبی استاد گرانقدرمان معنی ایمان را به ما بیاموزد. در سیدی ایمان آقای مهندس میفرمایند: «ایمان آن است که از عصاره جانت حاضر باشی به دیگر انسانها بدهی و اگر عصاره جانت را بدهی مرتب پرتر میشوی.» این جمله برای من چراغ راه بود و دیگر برایم بخشش سخت نبود، چرا که ایمان داشتم که با بخشش چیزی از مال من کم نمیشود؛ چون در واقع همه چیز از آن خداست و خداوند از سر فضل و بخشش اجازه این کار را به من داد، هر بار که تعهدی برای لژیون سردار میکردم و تعهدم را بدون اینکه بفهمم میتوانستم ادا کنم این را بیشتر درک کردم که من دارنده چیزی نبودم و فقط خداوند اجازه داد که دست من وسیله باشد. مال بسیار خوب است؛ اما اگر بتوانم مقداری از آن را به بعد بعدی منتقل کنم و این امر فقط با بخشش انجام میگیرد. قبلاً پول را زیاد دوست نداشتم فقط در حد رفع نیاز و بینیازی از دیگران لازم میدانستم؛ ولی این قدر طعم بخشش برایم شیرین بود که الان برای پول ارزش زیادی قائل هستم و دوست دارم طعم بخشش را بارها و بارها بچشم.
چه زمانی میتوانیم از بخشش انرژی لازم را کسب کنیم تا جان دوباره بگیریم؟
به نظر من بخشش خوب است؛ اما نیت و حسی که پشت آن است تعیین میکند که آن بخشش ارزشش چه قدر است. گاهی برای ریا و کسب جایگاه میبخشی، گاهی با چشم داشت میبخشی، گاهی فقط برای اجرای فرمان خداوند میبخشی، گاهی در راه رضای خداوند و برای کم کردن دردی از دردمندی میبخشی بدون آنکه چشمداشتی داشته باشی، حتی در حد یک تشکر، همه اینها بسیار ارزشمند است؛ اما به نظر من اگر حس عشق و محبت پشت بخشش من باشد، آنگاه عیار این بخشش بالا میرود و جان دوباره به من میدهد، چرا که محبت واقعی است که ظرف انسان را پر میکند. در جایی دکتر امین فرمودند: اول و آخر جهانبینی کنگره وادی اول یعنی تفکر و وادی چهاردهم یعنی محبت است. تفکر به عقل و محبت به قلب میخورد؛ پس اگر بخشش هم با تفکر درست در جای درست و با محبت واقعی باشد، تأثیر واقعی را قطعاً میگذارد.

در سیدی استخر آقای امین میفرمایند: «برای اینکه چیزی بهدست آوریم، حتماً باید چیزی را از دست بدهیم تجربه خود را از این جمله بیان کنید؟
در لژیون سردار افراد از حس و حال خوشی که بعد از بخشش به دست میآورند میگویند یا از معجزههایی که بعد از بخشش برایشان اتفاق میافتد میگویند، حس خوبی که به دیگران انتقال میدهند دیگران را ترغیب میکنند که آن حس و حال خوب را تجربه کنند؛ اما گاهی گذشتن از مال و بخشش، بسیار سخت است، گاهی واقعاً آن قدر خودتان نیاز دارید برای اینکه بتوانید بخشش انجام دهید؛ باید مدتها با خودتان بجنگید، با نفس پر از خواستههای معقول و نامعقول خودتان کشمکش کنید، برای اینکه پیروز شوید، واقعاً باید پا روی خواستههای خودتان بگذارید. من و مسافرم هم از یک سری از خواستههای خودمان گذشتیم، اینطور نبود که راحت بتوانیم به تعهدمان عمل کنیم، حتی گاهی بعد از بخشش، اتفاقات بدی برایمان میافتاد و این به خاطر این بود که نیروهای منفی ما را به شک بیندازد که وعده خداوند درست نبود، خدا را شکر میکنم که با وجود مشکلاتی که برایمان پیش آمد دلسرد نشدیم و هرگز به وعده خداوند شک نکردیم و ایمانمان قویتر شد و دوباره توانستیم در لژیون سردار خدمت مالی انجام دهیم و در ادامه حالمان بهتر شد و خداوند قدرت به دست آوردن چیزهای بهتری را به ما داد و اینها همه و همه به خاطر لطف خداوند بود.
جملهای که آقای مهندس برای کسب اجازه پهلوانی میفرمایند که از بنده خدا و از خود خداوند در برابر این عمل هیچ خواستهای نداشته باشید چه تأثیری روی زندگی شما گذاشت و از حس و حالتان در آن لحظه بگویید؟
این جمله پر از هزار حرف نگفته است و کلام خداوند را برای من تداعی میکند. خداوند میفرماید: وقتی بخشش و انفاق انجام میدهید نباید منت بگذارید، نباید از کسی انتظار جبران داشته باشید. تعبیری که از کلام خداوند دارم این است که خداوند میگوید نباید انتظاری از بندهام داشته باشید؛ چون خودم برای تو جبران میکنم. اگر من خدمت مالی میکنم این کار را برای بزرگ کردن ظرف وجودی خودم و برای آموزش خودم انجام میدهم و در ازای کاری که انجام میدهم در صور پنهان چیزی به دست میآورم که با خواندن صدها کتاب به دست نمیآوردم. در صور ظاهر درست است پولی از حساب بانکیات کم شده؛ ولی دقیقاً حس میکنید به پولتان اضافه شده و در صور پنهان هم ظرف وجودی انسان پرتر میشود. کسی که بخشش انجام میدهد سود و بهره زیادی از این کار میبرد؛ چون با خداوند معامله کرده، در واقع از این کار آن قدر منفعت نصیبش شده که باید قدردان خداوند و کنگره هم باشد که اجازه این کار را به او دادند؛ پس در اینجا انتظار خواسته از خداوند و بنده خداوند و انتظار تشکر دیگران را داشتن بی معناست.
به نظرتان چه عواملی باعث میشود که انسان از حرکت باز بایستد و در میانه راه دلسرد شود و چه طور میتوانیم با این نیرو مقابله کنیم؟
طبق فرمایش دکتر امین نیروهای منفی با خراب کردن حس انسان جلوی حرکت او را میگیرد، ما باید بسیار هوشیار باشیم که حس ما از سرچشمه آلوده نشود. در بخشش اگر من با توقع از خداوند و از بنده خداوند ببخشم، اگر برای به دست آوردن احترام دیگران ببخشم، اگر از روی ریا ببخشم و یا با حس ناخالص دیگری این کار را انجام بدهم، قطعاً در میانه راه دلسرد میشوم؛ چون با حس و نیت خوبی این کار را شروع نکردم و آب من از سرچشمه آلوده بوده و این آلودگی با من همراه خواهد بود و نتیجه معلوم است چه میشود. مورد دیگر این است که بعد از اینکه بخشش را انجام دادیم نیروهای منفی باعث شوند در ادامه برای انسان اتفاقات بدی پیش آید تا حس انسان خراب شود و تعقل درستی نتواند انجام دهد و دچار شک و تردید شود و انگیزهای برای ادامه راه نداشته باشد، در اینجا باز این دانایی و ایمان انسان است که به او کمک میکند و باید بداند که وعده خداوند صادق است و اضداد در راه انسان گذاشته میشوند تا انسان صیقل داده شود. به نظر من توقع هم از خدا و هم از بنده خدا بدترین چیزی است که باعث میشود انسان در این راه دلسرد شود، برای همین است که آقای مهندس میفرمایند: «پهلوان نباید حتی انتظار احترام از دیگران را داشته باشد.»
طراح سؤال و مصاحبه کننده: همسفر خاطره رهجو راهنما همسفر فرزانه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
500