English Version
This Site Is Available In English

صورت‌مسئله اعتیاد یعنی جایگزینی؛ نه عادت کردن

صورت‌مسئله اعتیاد یعنی جایگزینی؛ نه عادت کردن

جلسه دوم از دوره هفدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، در نمایندگی شهباز با استادی راهنما آقا حسین، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر محمود با دستور جلسه « صورت‌مسئله اعتیاد » پنج شنبه ۹ مهر۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.


سلام دوستان، حسین هستم یک مسافر.

ابتدا از دبیر عزیز تشکر می‌کنم. مدت زیادی بود که برای ما شعر نخوانده بودند و ما از شعر ایشان استفاده کردیم. از ایشان تشکر می‌کنم. همچنین این جایگاه خدمتی را به ایشان تبریک می‌گویم. به آقای نگهبان هم تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم در این جایگاه و جایگاه‌های بعدی و بالاتر نیز موفق باشند و بتوانند تجربیات بیشتری کسب کنند.
اما در مورد دستور جلسه؛ ابتدا از راهنمای خودم، آقای محسن، تشکر می‌کنم که به من آموزش دادند و باعث شدند امروز در این جایگاه قرار بگیرم.
موضوع دستور جلسه ما «صورت‌مسئله اعتیاد» است.
آقای مهندس صورت‌مسئله اعتیاد را مطرح کردند و دانشی را کشف کردند که پیش از آن کشف نشده بود.
در جلسه قبل، یکی از دوستان صحبت می‌کرد و من یاد حرفی از آقای مهندس افتادم. ایشان می‌فرمودند: خانواده‌ای به پزشک مراجعه می‌کند و درباره شخص مصرف‌کننده خود توضیح می‌دهد. مثلاً می‌گوید: «آقا، این شخص وسوسه دارد، پرخاشگر است و ویژگی‌های دیگری دارد که یک مصرف‌کننده با آن‌ها درگیر است.»
اما این اطلاعات از کجا به دست آمده است؟ از جایی که خود پزشک از مصرف‌کننده سؤال می‌کند: «تو چه علائمی داری؟» مصرف‌کننده هم می‌گوید: «وقتی مواد به من نمی‌رسد، این‌طور می‌شوم؛ جسمم به هم می‌ریزد، دچار بیرون‌روی می‌شوم، حالم خراب می‌شود، پرخاشگر می‌شوم و وسوسه دارم.»
پزشک همین ویژگی‌ها را دوباره به خانواده منتقل می‌کند و خانواده نیز همان مطالب را به شخص مصرف‌کننده بازمی‌گوید. در نتیجه، یک دور باطل شکل می‌گیرد.
ما باید از این دور خارج شویم.
دستور جلساتی که برای ما در نظر گرفته می‌شوند، دقیقاً برای همین هستند که آن‌ها را یاد بگیریم و درباره‌شان صحبت کنیم. وقتی دستور جلسه، صورت‌مسئله اعتیاد است، من باید بروم و کتاب را مطالعه کنم، سی‌دی مربوط به آن را گوش بدهم و درباره همان مطالب صحبت کنم.
اولین چیزی که در کنگره به من آموزش داده‌اند، همان جمله‌ای است که بر سردر کنگره نوشته شده است: «اول ندانی را بدان.»
یعنی هر چیزی را که در بیرون تجربه کرده‌ام و هر دانشی را که در بیرون به دست آورده‌ام، کنار بگذارم و ببینم کنگره چه می‌گوید؛ زیرا اگر با همان اطلاعات و آگاهی قبلی خود وارد کنگره شوم و بخواهم دوباره درباره همان‌ها صحبت کنم، باز هم در همان چرخه قبلی باقی می‌مانم و چیزی یاد نمی‌گیرم.
من هر چیزی را که در بیرون می‌دانم، در کنگره کنار می‌گذارم و با دقت نگاه می‌کنم و گوش می‌دهم تا ببینم مثلاً آقای مهندس در سی‌دی چهارشنبه این هفته چه مطالبی مطرح کرده‌اند. سپس همان مطالب را بیان می‌کنم و چیزی از خودم به آن اضافه نمی‌کنم.
همین تکرارها باعث می‌شود مطالب ملکه ذهن من شوند و آن‌ها را یاد بگیرم. مرتب در کارگاه آموزشی، در لژیون، از راهنما و دیگر دوستان مطالبی می‌شنوم و آن‌ها را یاد می‌گیرم.
خب، اکنون که دستور جلسه ما «صورت‌مسئله اعتیاد» است، باید بدانم صورت‌مسئله اعتیاد چیست و چرا من مصرف‌کننده شدم؟ چه اتفاقی برای جسم من افتاد؟
یک سفر اولی اگر صورت‌مسئله اعتیاد را متوجه نشود، یا مثلاً موضوع انرژی و فتیله چراغ را درک نکند، به درمان نمی‌رسد؛ اما اگر یک سفر اولی این موضوع را متوجه شود، درمانش قطعی خواهد بود.
این‌که افرادی به کلینیک مراجعه می‌کنند و پس از مدتی مصرف‌کننده باقی می‌مانند و همچنان وسوسه و مشکلات دیگری دارند، به این دلیل است که درمان آن‌ها از نظر جسمی به‌طور کامل انجام نشده است.
ما می‌گوییم مثلث درمان از سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی تشکیل شده است. یکی از این اضلاع، جهان‌بینی است. من باید تفکر و اندیشه‌ام را نسبت به این مسئله اصلاح کنم.

آقای مهندس می‌فرمایند: «من درس دینی نمی‌دهم.» اما من باید نسبت به جسم خودم شناخت پیدا کنم و نسبت به قالب بعدی خودم نیز شناخت داشته باشم. بنابراین، تفکر و اندیشه من باید اصلاح شود.
اگر یک همسفر صورت‌مسئله اعتیاد را متوجه شود، می‌داند مسافرش چه کاری انجام می‌دهد؛ اما اگر این موضوع را درک نکند، ممکن است در مسیر کار مسافرش اختلال ایجاد کند.
یک سفر دومی هم اگر بخواهد کنگره را به دیگران معرفی کند، که البته این کار لازم است، باید اعتیاد را به‌درستی بشناسد. چگونه می‌تواند فقط بگوید: «کنگره جای خوبی است، من حالم خوب شده است، شما هم بیا»؟ باید بتواند برای شخص توضیح بدهد.
در بسیاری از جاها و کانال‌ها می‌گویند: «این‌جا جای خوبی است، ما در پنج روز درمان می‌کنیم، در یک هفته درمان می‌کنیم.» بنابراین، ما باید بتوانیم برای دیگران توضیح بدهیم که درمان اعتیاد چیست و چه اتفاقی در این مسیر می‌افتد.
من دیروز در یک کانال طب سنتی مطلبی دیدم. یک نفر درباره مشکل اعتیاد صحبت کرده بود و سه نفر دیگر درباره کاهش وزن مطالبی نوشته بودند. من لینک سایت کنگره را برای آن شخص فرستادم.

هر جا هم کسی از من توضیح بخواهد، می‌توانم برایش توضیح بدهم؛ اما اگر توضیحی نداشته باشم و در جایی بخواهم کنگره را معرفی کنم، وقتی از من بپرسند اعتیاد چیست و نتوانم پاسخ بدهم، دچار مشکل می‌شوم.

عده‌ای می‌گویند اعتیاد همان سمی است که وارد بدن شخص مصرف‌کننده شده است. وقتی مبدأ فکری آن‌ها این باشد، به دنبال چه چیزی هستند؟ به دنبال این هستند که آن سم را از بدن خارج کنند.
اما کنگره چه می‌گوید؟
کنگره می‌گوید: درست است که مواد می‌توانند برای افراد غیرمصرف‌کننده حالت مسمومیت ایجاد کنند؛ یعنی اگر یک شخص غیرمصرف‌کننده مقدار مشخصی از آن‌ها را مصرف کند، ممکن است دچار مسمومیت شود. قرص‌ها و داروهای دیگر نیز همین‌طور هستند.
اما شخصی که مصرف‌کننده است، وقتی از مواد استفاده می‌کند، حالش بهتر می‌شود. پس نمی‌توانیم بگوییم برای او همان تعریف سم صدق می‌کند. ما در تعریف سم می‌گوییم که اثر کشنده دارد؛ درحالی‌که شخص مصرف‌کننده با استفاده از مواد، احساس می‌کند حالش بهتر می‌شود.
عده‌ای هم می‌گویند اعتیاد فقط وسوسه است؛ اما در کنگره ما می‌گوییم چیزی به نام وسوسه، به آن شکلی که مطرح می‌شود، وجود ندارد.

در کنار این مسئله، موضوع تفکر و اندیشه نیز بسیار مهم است. خیلی‌ها می‌گفتند: «به‌جای این‌که مواد مصرف کنی، پولت را بده و مثلاً قرص بخور یا فلان چیز را تهیه کن.» اما این افراد شناخت درستی از صورت‌مسئله اعتیاد ندارند.
در صورت‌مسئله اعتیاد، ما از موضوع «جایگزینی» صحبت می‌کنیم. من باید این موضوع را یاد بگیرم.
صورت‌مسئله اعتیاد یعنی جایگزینی؛ نه عادت کردن.

در بدن ما سلول‌هایی وجود دارند و بین این سلول‌ها فضایی خالی قرار دارد که به آن فضای سیناپسی می‌گویند.
مواد شبه‌افیونی بدن ما وقتی در این فضا قرار می‌گیرند، سیگنال‌های عصبی از طریق سلول‌ها منتقل می‌شوند. این سیگنال‌ها بررسی می‌کنند که در این فضا چه مقدار ماده وجود دارد و مثلاً چه نوع ماده‌ای، مانند مورفین، در آن قرار گرفته است.
این پیام‌ها هستند که باعث می‌شوند درد کاهش پیدا کند.
اما زمانی که من مواد مصرف می‌کردم، تصورم این بود که وقتی تریاک می‌کشم، انرژی‌ام بیشتر می‌شود؛ درحالی‌که تریاک به من انرژی جدیدی نمی‌دهد.
ماده‌ای که مصرف می‌کنم، وارد همان فضای سیناپسی می‌شود. سپس سیستم عصبی متوجه می‌شود که ماده‌ای در آن فضا قرار گرفته است و دو تصمیم می‌گیرد.
تصمیم اول این است که با توجه به نوع ماده‌ای که در آن فضا قرار گرفته، مثلاً تریاک، شیشه یا هروئین، پیامی ارسال کند.
تصمیم دوم این است که وقتی می‌بیند ماده‌ای از بیرون وارد شده و در آن فضا قرار گرفته است، تولید داخلی خودش را کاهش دهد؛ زیرا بدن از سیستم خودش مراقبت می‌کند.
اگر ماده‌ای از بیرون وارد شود و بدن همچنان به همان میزان ماده تولید کند، ممکن است تعادل سیستم به هم بخورد و حتی شرایطی مانند اوردوز و سکته ایجاد شود.
بنابراین، وقتی شما از بیرون ماده‌ای وارد بدن می‌کنید، بدن به‌تدریج تولید داخلی خودش را کاهش می‌دهد.
این اتفاق به‌مرور زمان و طی حدود ده ماه تا یک سال رخ می‌دهد. به نقطه‌ای می‌رسد که شما مرتب از بیرون مواد بیشتری وارد می‌کنید و بدن نیز از تولید داخلی خود کم می‌کند تا جایی که به نقطه صفر می‌رسد.
خب، این مواد چه کارایی‌هایی در بدن داشتند؟


یکی از کارایی‌های آن‌ها این بود که شکم من را متعادل نگه می‌داشتند. همچنین زمانی که شب می‌خوابیدم، این مواد ترشح می‌شدند و من به خواب می‌رفتم. صبح نیز با ترشح دوباره آن‌ها از خواب بیدار می‌شدم.
در بدن ما ماده‌ای شبه‌افیونی به نام انکفالین وجود دارد. در اوایل سفر من، این ماده به‌اندازه کافی ترشح نمی‌شد. حتی نمی‌توانستم روی صندلی بنشینم؛ وقتی می‌نشستم، پایم درد می‌گرفت.
وقتی من این کار را انجام دادم و مواد مصرف کردم، تولید آن ماده در بدنم از کار افتاد. بنابراین، وقتی از بیرون هم تریاک مصرف نمی‌کردم، دیگر آن مواد در بدنم وجود نداشتند.
به این وضعیت، سندرم محرومیت می‌گویند؛ همان خماری که ما از آن صحبت می‌کنیم.
وقتی آن مواد در بدن تولید نمی‌شوند، مشکلاتی به وجود می‌آید؛ مثلاً شکم دچار بیرون‌روی می‌شود، خواب شبانه به هم می‌ریزد و شخص پرخاشگر می‌شود.
چرا پرخاشگر می‌شود؟ چون ماده‌ای به نام سروتونین که در ایجاد نشاط نقش دارد، دیگر فعالیت طبیعی خودش را ندارد.
افرادی که دچار افسردگی می‌شوند نیز با مسئله این مواد و عملکرد آن‌ها در بدن ارتباط دارند. این مواد وظایفی را در بدن ما انجام می‌دهند.
پس اعتیاد این است و من باید این موضوع را متوجه شوم.
حالا اجازه بدهید مثال چراغ نفتی را هم مطرح کنم و صحبت‌هایم را به پایان برسانم؛ چون این مثال بسیار مهم است.
راهنمای اول من همیشه این مثال را مطرح می‌کردند و در کتاب شصت درجه نیز آمده است.
چرا وقتی تریاک مصرف می‌کردم، انرژی‌ام بیشتر می‌شد؟ آیا واقعاً تریاک به من انرژی می‌داد؟
بعضی‌ها می‌گویند این انرژی، انرژی کاذب است؛ اما ما چیزی به نام انرژی کاذب نداریم. انرژی، انرژی واقعی بدن خود ما بود.
یک چراغ نفتی را در نظر بگیرید که داخل آن نفت وجود دارد. شعله چراغ در حالت معمولی، مثلاً طی یک هفته به ما نور می‌دهد؛ اما وقتی شعله را زیاد می‌کنید، نور بیشتری تولید می‌شود، درحالی‌که نفت آن طی دو تا سه روز تمام می‌شود و دیگر چراغ انرژی و نوری برای روشنایی ندارد.
انرژی بدن ما هم همین‌طور است. بدن قرار است طی یکصد سال، هر روز مقدار مشخصی انرژی تولید کند و ما از آن استفاده کنیم.
وقتی من تریاک مصرف می‌کردم، مصرف مواد مخدر باعث می‌شد انرژی بدنم بیشتر به کار گرفته شود. درواقع، همان پیام‌های سیگنال عصبی که قرار بود مثلاً برای دو ساعت فعالیت کنند، باعث می‌شدند من چند ساعت، مثلاً چهار ساعت، کار کنم.
اما آن انرژی اضافه‌ای که من مصرف کرده بودم، درواقع متعلق به روزهای بعدی بود؛ یعنی انرژی‌ای را که قرار بود در روزهای آینده استفاده کنم، زودتر مصرف می‌کردم.
به همین دلیل است که بعد از ده یا پانزده سال، می‌بینید چهره شخص افتاده می‌شود، کمرش مشکل پیدا می‌کند، پاهایش دچار مشکل می‌شوند و به‌طور کلی، چهره‌اش تغییر می‌کند و فرسوده می‌شود.


چرا؟ چون انرژی بدنش زودتر از موعد مصرف شده است.
اما وقتی شخص درمان می‌شود، این سیستم دوباره به روال طبیعی خودش برمی‌گردد.
به همین دلیل است که آقای مهندس می‌فرمایند هر کسی در کنگره خودش را درمان می‌کند، ده سال جوان‌تر می‌شود؛ زیرا سیستم‌های بدن دوباره به حالت اولیه خود برمی‌گردند، سلول‌ها بازسازی می‌شوند و آن مواد نیز دوباره ترشح می‌شوند.
این موضوع بسیار مهم است و من تأکید زیادی بر آن دارم؛ هم برای سفر اولی‌ها که ان‌شاءالله مسیر درمانشان را به‌درستی طی کنند، هم برای سفر دومی‌ها که اگر بخواهیم کنگره را به دیگران معرفی کنیم، باید این موضوع را به‌خوبی متوجه شده باشیم.
همچنین کسانی که ان‌شاءالله می‌خواهند راهنما شوند، حتماً باید این مطالب را به‌درستی یاد بگیرند تا بتوانند آن‌ها را به دیگران نیز منتقل کنند.
در سی‌دی جدید هم آقای مهندس درباره این موضوع صحبت کردند که برخی انرژی‌ها از کجا به دست می‌آیند؛ یکی از این راه‌ها، انتقال مطالب و آموزش‌ها به دیگران است.

از این‌که به صحبت‌های من گوش کردید،
ممنون از شما.

تایپ و ویراستاری: مسافر حیدر

تنظیم:مسافر حسین

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...