ششمین جلسه از دوره نوزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران آقای نمایندگی ستارخان با استادی راهنمای محترم همسفر علی، نگهبانی همسفر سهند و دبیری موقت همسفر علیرضا با دستور جلسه "صورت مسئله اعتیاد" پنجشنبه نهم مهر ماه 1405 راس ساعت چهارده آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
چقدر تماشای شما و در کنار هم زیباست؛ چه ۵۰ نفر باشیم و چه ۱۰۰ یا ۱۰۰۰ نفر، من اینجا حس خانواده را دارم. از این بابت از آقای مهندس سپاسگزارم.
امروز دستور جلسه «صورتمسئله اعتیاد» است. ما میدانیم که آقای مهندس دانشمند هستند و حدود ۳۰ سال پیش راه درمان اعتیاد را با کشف متد دیاستی پیدا کردند. علم پزشکی و بسیاری از متخصصان و روانپزشکان، با وجود تمام تلاشهای ارزندهشان، نتوانستند راهکاری برای درمان واقعی اعتیاد بیابند. تعریف ما از درمان این است که اگر مثلاً دایی من که مصرفکننده هروئین بود درمان شد، اگر باید جایی میرفت که هروئین هست، وسوسه نشود. یا وقتی خود من که سیگار را کنار گذاشتم، در مواجهه با محیطی که دیگران در آنجا سیگار میکشند، نباید وسوسهای در کار باشد. شاید بوی سیگار به دلیل باز شدن حسها آزارم دهد، اما وسوسه وجود ندارد، چون درمان صورتگرفته است.
این اتفاق در کنگره رخ داد. اعتیاد دایی من به هروئین درمان شد و حالا حدود هشت یا نه سال گذشته است و انگار چنین چیزی اصلاً در زندگیاش وجود نداشته است. خودم نیز سیگارم را درمان کردم و دیگر هیچ احساسی نسبت به آن ندارم. در ادامه، حتی مشکل اضافهوزن نیز به همین شیوه درمان شد. دلیل موفقیت کنگره این است که آقای مهندس فرمودند اعتیاد نه وابستگی مزمن است و نه مسمومیت، بلکه «جایگزینی مزمن» است. بدن ما خودش مواد مخدر تولید میکند، اما در بدن یک معتاد، مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد مخدر درونی شده است. انگار چشمه وجودی بدن خشک شده و متد دیاستی کاری میکند که خود بدن دوباره انرژی و مواد شیمیایی موردنیازش را تولید کند.
آقای مهندس در سیدی جدیدشان، «عالم غیب»، درباره قدردانی صحبت میکنند. قدردانی به چه معناست؟ آیا وقتی سیگارم درمان شد یا زمانی که سه ترم در دانشگاه مشروط شده بودم و در آستانه اخراج بودم، اما حالا با مدرک دکترا فارغالتحصیل شدهام، یادم میماند که این آموزشها در کنگره به من داده شده و اینجا تربیت شدهام؟ آیا قدردان پدری که برای من زحمت کشیده هستم؟ یا با یک اختلافنظر، همه لطف او، یا محبت مادر و راهنما را فراموش میکنم؟ فکر میکنم آقای مهندس فقط حل مسئله اعتیاد را به ما یاد ندادند، بلکه حل مسائل زندگی را نیز آموزش دادند. کنگره صددرصد دانش راستین را به ما میآموزد. بخشش به من یاد میدهد که فقط خودم نیستم؛ متوجه میشوم که خیر دیگران هم مهم است. وقتی از ته دل میخواهم آنچه برای خودم رخداده، برای یک نفر دیگر هم پیش بیاید، یعنی بخشش. اگر من درمان شدم، میخواهم دیگری هم درمان شود؛ اگر من فارغالتحصیل شدم، میخواهم او هم بیاید و فارغالتحصیل شود.
آقای خدامی چند هفته پیش در پارک طالقانی سخن زیبایی گفتند. ایشان بیان کردند که «حتی پس از پایان عمرم، اگر بهشتی وجود داشته باشد، به نظر من بهشت همانجاست که کنگره هست و اگر کنگره نباشد، بهشت را هم نمیخواهم.»
من آرزو میکنم که همه بتوانند این مسیر را تجربه کنند، به آن آرامش برسند و زندگی بهتری داشته باشند.
.jpg)
مسئول سایت همسفران آقای شعبه ستارخان: همسفر محمد از لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
148