به نام قدرت مطلق الله
انسانها باید بدانند که کلمات در جهان هستی دارای مفهوم خاص میباشند و این کلمات در زندگی ما نقش مهم و بسزایی خواهند داشت و برای درک یک کلمه، لازم است که ساعتها درباره این کلمات تحقیق و بررسی نماییم. استاد میفرماید: ما خوب هستیم و در پی آنچه که تقدیر ما را هدایت میکند، حرکت میکنیم.
تقدیر هم یعنی نامه پیشین، که مثل یک تیر میماند که از کمان رها میشود و به سوی هدف میرود؛ ولی آن چیزی که مهم است، واکنش انسان در برابر شرایطی است که در مسیر زندگی با آن روبهرو میشود و همین عملکرد میتواند زندگی انسان را تغییر دهد. همه انسانها این سؤال را مطرح میکنند که آیا زندگی اجبار است و یا اختیار؟
ما در کنگره یاد گرفتیم که زندگی ما بر سه پایه استوار است: فرمان الهی، خواست و تقدیر، که با فهمیدن جهانبینی، معنی اینها را تا حدی یاد گرفتیم که باید برای فهم آن، شرایط و علم آن را فرا بگیریم. تمام مطالب در جهان هستی در پس یک پرده قرار دارد که ما به واسطه علم توانستهایم آن را کشف نماییم و یا به آن پی ببریم.
فرمان الهی در موارد خاص، مثل زلزله، سیل و یا خشکسالی، در زندگی ما ظاهر میشوند و زندگی انسان بر اساس تقدیر رقم میخورد و حرکت هم در آن نقش مهمی دارد. پس این جهان بر مبنای حساب و کتاب و قوانین بنا شده و هر عملی یک عکسالعملی دارد و اگر انسان حرکت نکند، هیچ دریافتی نخواهد داشت.
و تمام دریافتهای ما در زندگی بر مبنای سعی و تلاش همراه میباشد و با حرکت، آن تکمیل میشود. و اگر گاهی در زندگی ما یک سری مسائلی به وجود میآید که ما علت آن را نمیدانیم، این مسائل برمیگردد به گذشته و تقدیر ما و یا همان نامه پیشین. نیروهای الهی که در درون انسان قرار دارند، میتوانند جرقهای برای حرکت نیروی اولیه باشند و این انسان است که مشخص میکند که از آن جرقه و یا نیرو چگونه و در چه مسیری استفاده نماید.
مثلاً اگر انسان مسئولیت و یا جایگاهی را دریافت کرد و قدرت گرفت، میتواند هم برای پیشرفت خودش و دیگران استفاده نماید و یا همان نیرو را در جهت زورگویی و یا ظلم به دیگران استفاده نماید. پس نکته مهم این است که خود انسان تصمیم میگیرد که از این نیرو چگونه و در چه راهی و یا مسیری استفاده بکند و این نیروی الهی به همه داده شده و این بستگی به حس و خواست انسان دارد که خوب و یا بد را دریافت کند.
انسان بدون حس قادر به انجام خیلی از کارها نخواهد بود و نخواهد توانست حرکتی را انجام بدهد. پس اگر حس در انسان سالم باشد، میتواند در مسیر صحیح حرکت کند و دریافتها هم صحیح و سالم خواهد بود. پس برای رسیدن به حس خوب و زلال باید تزکیه و پالایش و تمرین و تکرار انجام بشود و در اثر همین تمرینها، انسان مسیر و صراط مستقیم را پیدا میکند.
اما انسانها خیال میکنیم که ما چیزی را انتخاب میکنیم؛ نه، ما انتخاب میشویم و این انتخاب بر پایه و اساس حس درون و شایستگی ما انتخاب میشود. اگر ظرفیت ما از کینه، غم و اندوه و نفرت پر باشد، دیگر جایی برای حس خوب، مثلاً محبت و عشق، وجود نخواهد داشت و برای دریافتهای خوب باید ظرفی که از کینه و نفرت پر است، خالی کنیم تا جایی برای محبت و عشق باشد.
اگر محبت بر پایه دانش و علم و دانایی باشد، میتواند با جهانهای دیگر ارتباط برقرار کند و ادامهدار باشد و کسانی که محبت در درون آنهاست، با دیگران ارتباط میگیرند و محبت میدهند و این محبت زمینه برکت در زندگی میشود. هر زمانی که وقت انجام کاری برسد، هستی خودش شرایط و امکانات آن را فراهم خواهد نمود و هیچ نیرویی قادر به انجام نشدن آن نخواهد بود و نمیتواند مانع از انجام آن شود.
روح هم در انسان منحصر به فرد میباشد و حیوانات و گیاهان ندارند، چون انسان برای تکامل آفریده شده و به واسطه روح میتواند به تکامل برسد. که برای همین به انسان مسئولیت داده شده که واجب است که فرمانها را بشناسد و در مسیر آنها گام بردارد.
.png)
کلام آخر، ما در مسیر زندگی با یک سری تقدیر و خواست و حرکتها روبهرو هستیم، چیزی که مهم است، شناخت قوانین و حرکت در مسیر صحیح میباشد و انسان با فراگیری قوانین زندگی و حرکت و فراگیری علم میتواند حسها را پرورش بدهد و شرایط خوب در مسیر زندگی را فراهم بنماید.
نوشته و تایپ: مسافر اسماعیل
ویراستار: مسافر منصور ل۲
عکس: راهنمای تازه واردین مسافر ابراهیم
تنظیم و ارسال: مسافر ابراهیم نگهبان سایت
سایت مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
126