سلام دوستان نرجس هستم همسفر
برداشتی که از مباحث جهانبینی یک و دو دارم، بر پایه شرح بسیار زیبایی است که استاد امین ارائه دادند. در جهانبینی یک و دو میآموزیم که «نفس» انسانی، درست مانند یک شهر، یک وجود یا یک کشور است. در این شهر، «نفسِ اماره» مانند قبیلهای وحشی عمل میکند؛ اما در دل این شهر، آدمهای دانشمند و حاکم و در کنار آنها، افراد خلافکار نیز حضور دارند. وقتی این مفاهیم را در ذهنم تصویرسازی میکنم، جهانبینی را عمیقتر درک میکنم؛ چرا که ذهن انسان آنچه را که به تصویر کشیده شده باشد، بسیار بهتر و ماندگارتر به یاد میسپارد. انسانهایی که در تاریکیهای درونی خود گرفتار شدهاند، برای خروج از این وضعیت، به یک طناب و یک کلید نیاز مبرم دارند. برای مثال، یک فرد معتاد بسیاری از حسهای خوب خود را از دست داده و باید با تلاش بسیار، دوباره آن حسهای مثبت را بازپس گیرد و از تاریکیها رهایی یابد.
جهانبینی به ما میآموزد که چگونه کارخانههای از کار افتادهی وجودمان را دوباره به حرکت درآوریم. این درس تنها مختص افراد معتاد نیست، بلکه برای من نیز نرجس، بسیار حیاتی است؛ تا بدانم چگونه این حسهای منفی و گرههای درونیام را باز کنم و ناامیدی را از خود دور سازم. در حالی که فرد معتاد به نوبه خود برای خروج از تاریکیها میکوشد، من نیز به عنوان انسانی که در تاریکیهایی هستم، تلاش میکنم تا از این وضعیت خارج شوم. استاد امین در شرح جهانبینی ۱ و ۲، با ظرافت تمام، بدن و تمام ابعاد وجودی را به تصویر میکشند و برای هر پدیده، تصویری روشن ارائه میدهند. یکی از نکات برجسته، اشاره به این موضوع است که انسان برای ایستادن در برابر نیروهای بازدارنده، باید فشار بسیار زیادی را تحمل کند. همانگونه که یک هواپیما برای شروع حرکت و پرواز، باید با فشار عظیم مقاومت هوا و نیروی جاذبه مقابله کند، ما نیز باید در برابر نیروهای بازدارنده بایستیم.
استاد امین تبیین میکنند که این نیروهای بازدارنده، همان ترس، ناامیدی و منیت هستند؛ موانعی که در مسیر انسان قرار میگیرند و ما باید بر آنها غلبه کنیم. این نیروها گاهی مانند ساختارهای مافیایی عمل میکنند؛ آنها برای حفظ قدرت خود و جلوگیری از رشد و توسعهی انسان، از هر ابزاری استفاده میکنند و بزرگترین ابزارشان، بهرهبرداری از جهل و ناآگاهی ماست. در واقع، این ساختارهای مافیایی از دلِ ساختارهای نامعقولِ درون ما پدید میآیند. نکتهی بسیار مهم این است که انسان در هر مسیری که انتخاب کند، نیروهای همسو با همان مسیر به سراغ او میآیند؛ اگر در جهت مثبت حرکت کند، نیروهای پشتیبان او را یاری میدهند و اگر در جهت منفی باشد، همان نیروهای مخرب او را همراهی میکنند. از این رو، هدف نهایی من این است که بتوانم مسیر صحیح را انتخاب کنم تا بتوانم یک «شهر وجودی» زیبا و درخشان برای خود بنا کنم.
رابط خبری:همسفر زهرا رهجوی همسفر طیبه(لژیون سوم)
ویرایش و ارسال:همسفر زهرا رهجوی همسفر سمانه (لژیون اول)
همسفران نمایندگی سنایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
47