نهمین جلسه از دوره چهارم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی تربت حیدریه در روزهای سه شنبه با استادی مسافر حسن و نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر رامین با دستور جلسه " صورت مسئله اعتیاد "در تاریخ 07 مهرماه 1405 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسن هستم مسافر.
از نگهبان جلسه و گروه مرزبانی تشکر می کنم که مسئولیت اداره جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.

در سال ۱۴۰۴ زمانی که دستور جلسه صورت مسئله اعتیاد در کنگره ۶۰ مطرح شد ما تازه وارد کنگره شده بودیم. با توجه به شرایط کاری و شغلی که داشتم، نه تجربهای از کمپ داشتم و نه روشهای دیگر ترک اعتیاد را امتحان کرده بودم، اما باور نداشتم که واقعاً کسی بتواند در کنگره ۶۰ مواد مصرفی خود را کنار بگذارد و به رهایی برسد.
چیزی که من دیده بودم این بود که افرادی به کمپ میرفتند و بعد از مدتی دوباره شروع به مصرف میکردند. حتی دوستانی داشتم که شاید 7 یا 8 سال در جاهای دیگر برای درمان اقدام کرده بودند اما در نهایت با لغزش مواجه شده بودند. وقتی از آنها سؤال میکردم میگفتند: وقتی رفیق مصرفی یا مکان مصرف را میبینم، حالم خراب میشود.
یکی از اقوام من در مشهد که خودش مصرفکننده بود، با کنگره ۶۰ آشنا شد. چند ماه بعد که به مشهد رفتم و به خانه او سر زدم، دیدم آن محیطی که قبلاً محل مصرف بود، کاملاً جمع و تمیز شده است. از او پرسیدم چه اتفاقی افتاده و چرا این قدر مرتب و منظم شده است. گفت: دارم سفر میکنم و حدود 4 یا 5 ماه است که به کنگره ۶۰ میروم.
من از همان ابتدا تغییرات در او را به وضوح میدیدم و هر روز حالش بهتر از روز قبل بود. با خودش و خانوادهاش هم که صحبت میکردم، متوجه میشدم از این تغییرات بسیار خوشحال هستند، با اینکه هنوز در سفر اول بود.
در مورد صورت مسئله اعتیاد، واقعیت این است که من اصلاً نمیدانستم چگونه معتاد شدهام و چگونه باید از اعتیاد رها شوم. از همان ابتدا دوست داشتم مواد را کنار بگذارم، اما جرأت و آگاهی لازم برای اینکه وارد یک مسیر درمانی شوم را نداشتم تا اینکه کنگره ۶۰ به تربت حیدریه آمد و من وارد کنگره شدم.
از همان روزهای اول علاقه زیادی پیدا کردم که در کنگره بمانم. آن اقوامی که به واسطه او با کنگره 60 آشنا شده بودم سفر اولش را به پایان رسانده بود. هر بار که با او تماس میگرفتم، میدیدم حالش بسیار خوب است. همین موضوع برای من انگیزهای شد که مسیرم را در کنگره ادامه بدهم.

وقتی وارد کنگره شدم، تازه با صورت مسئله اعتیاد آشنا شدم. فهمیدم اعتیاد فقط مصرف مواد نیست، بلکه جسم، روان و جهانبینی انسان را تحت تأثیر قرار میدهد.
در بخش جسم، مصرف مواد به مرور زمان آسیبهای زیادی به بدن وارد میکند. از ظاهر و وضعیت جسمانی گرفته تا عملکرد قسمتهای مختلف بدن. این تأثیرات بهمرور بیشتر میشود و ممکن است انسان حتی توان حضور در جمعها و محافل مختلف را از دست بدهد.
از طرف دیگر روان انسان نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. اعصاب و روان در خانه، محل کار و اجتماع دچار مشکل میشود و فرد نمیتواند مانند گذشته ارتباط سالمی با اطرافیان داشته باشد.
من زمانی که تازه وارد کنگره شده بودم، در جلسات افراد مختلفی را میدیدم که با وجود اینکه مدت زیادی از سفرشان گذشته بود، حال بسیار خوبی داشتند. مرتب، منظم و آرام بودند. این تفاوت برای من بسیار جالب بود چون پیش از آن در جاهای دیگر افرادی را دیده بودم که حتی وضعیت ظاهری مناسبی نداشتند.
در منطقه ما شاید صدها امامزاده و مکان زیارتی وجود داشته باشد. من بارها دعا کرده بودم، نذر کرده بودم، اما درمان نشدم. چون مسئله فقط این نبود که بخواهم با دعا مواد را کنار بگذارم، جسم و روان من نیاز به درمان داشت.
در کنگره فهمیدم برای درمان اعتیاد، باید جسم و روان انسان به تعادل برسد و در ادامه، روی جهانبینی نیز کار شود.
در سفر اول، جسم و روان به تدریج به تعادل میرسند و در سفر دوم، جهانبینی بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. وقتی جهانبینی انسان تغییر کند، نگاه او به خودش، خانواده، جامعه و مسائل زندگی نیز تغییر میکند و میتواند بسیاری از مشکلات خود را بهتر حل کند. ممنون از اینکه با سکوت خود به صحبت های من گوش کردید.
عکاس: مسافر حسین
تایپ و ویراستاری: مسافر احسان
مرزبان کشیک: مسافر رضا
ارسال خبر: مسافر مسعود
- تعداد بازدید از این مطلب :
445