English Version
This Site Is Available In English

از خود گذشتن کلید طلایی برای رسیدن به خود

از خود گذشتن کلید طلایی برای رسیدن به خود

«علم پیچیده نیست؛ در وادی هفتم یاد گرفتیم هر چیز کلیدی دارد. شایسته است روش درمان بیماری مصرف‌کنندگان بر مبنای صورت مسئله اعتیاد طراحی گردد. صورت مسئله اعتیاد؛ یعنی شناخت اعتیاد و تأثیر آن در بدن و روش درمان صحیح. آقای مهندس با کشف صورت مسئله اعتیاد کمک بزرگی را به جهان کردند. با این روش سیستم بیوشیمی بدن دوباره راه‌ اندازی می‌‌شود و جسم از نو متولد می‌‌شود. اگر فقط جسم و فیزیک درمان شود؛ اما روان و جهان‌بینی تغییر نکند فرد دوباره با همان محرک‌های قدیمی روبرو می‌‌شود. در پاکسازی فیزیکی جسم بدو‌ن روان ممکن است بدن از ماده پاک شود؛ اما اگر روان فرد هنوز دچار اضطراب، افسردگی یا ناتوانی در مدیریت هیجان باشد؛ او برای فرار از این فشارها دوباره به سراغ مصرف می‌رود؛  چون خماری روانی دارد. اگر فرد مصرف را ترک کند؛ اما هنوز جهان‌بینی‌‌اش بر پایه بیهودگی، ناامیدی یا عدم توانایی در زندگی بدون ماده باقی مانده باشد، با اولین چالش یا تنهایی احساس می‌کند راهی جز بازگشت به الگوی قدیمی ندارد. درمانِ جسم فقط پاکسازی است؛ اما درمانِ روان و جهان‌بینی پیشگیری از بازگشت و ساختن یک زندگی جدید و معنادار است».

همسفر مهری و مسافرشان با تخریب آنتی ایکس مصرفی قرص متادون وارد کنکره شدند. به مدت ‌۱۳ ماه و ۲۰ روز با روش DST  و داروی OT با راهنمایی مسافر مجید و همسفر شهین سفر کردند. هم‌ اکنون به مدت ۶ سال و ۶ ماه است که با دستان پر توان آقای مهندس آزاد و رها هستند.

از دیدگاه شما چرا صورت مسئله اعتیاد اولین مبحثی بود که توسط آقای مهندس باز و بررسی شد؟

دنیا می‌داند و همه‌‌ انسان‌ها می‌دانند اعتیاد یک مسئله سخت، لاینحل و بدون جواب بوده و در حال حاضر همچنان هم همین‌طور است و از آن‌جا که این مسئله بی‌جواب و چند مجهولی در بین مدعیان بی‌‌اساس دست‌به‌دست می‌‌شد، تباهی و تاریکی جان انسان‌‌های بی‌شماری را به لب رسانده بود؛ در ناباوری محض و انتهای ناامیدی و یأس مردی از جنس علم مهندسی از دل این مسئله‌ بدون حل، صورت مسئله‌‌ای را تعریف کردند که منجر به حل آن شد. آری تا قبل از آن اعتیاد فقط یک ضد‌ ارزش بود که بعدها به عنوان بیماری و اختلال معرفی شد؛ ولی هیچ‌کس حلی برای این معما ارائه نداد. مهندس حسین دژاکام بعد از ۱۷ سال اعتیاد به انواع آنتی‌ایکس‌‌ها ابتدا توانستند صورت مسئله اعتیاد را بشکافند و سپس به حل و درمان آن نائل شوند. اگر ما صورت مسئله را ندانیم چگونه قادر به حل آن خواهیم بود. ایشان فهمیدند که اعتیاد جایگزینی مزمن است، جایگزینی موادمخدر بیرونی به جای موادمخدر طبیعی جسم انسان و مثلث جسم، روان و جهان‌بینی را برای برای درمان اعتیاد به هر نوع آنتی‌ایکس تعریف کردند. اساس کار کنگره از شروع کشف صورت مسئله اعتیاد و باز کردن قفل زنگ‌ زده‌ اعتیاد بود.

به نظر شما چه موانعی در مسیر پیشگیری و درمان اعتیاد وجود دارد؟

ما از آقای مهندس آموخته‌ایم نیروهای منفی که نقش نیروی مکمل دارند را نمی‌توانیم حذف کنیم؛ در واقع طول عمر اعتیاد به اندازه طول خلقت انسان است که به عنوان اضداد و تکانه عمل می‌‌کنند؛ برای رشد بیداری و تکامل انسان وجود دارند؛ البته با پیشگیری و دادن آگاهی می‌‌توان از غرق شدن بسیاری از انسان‌ها جلوگیری کرد و در این مسیر به نظر من طبق دیدگاه بنیان کنگره آموزش خانواده‌‌ها و جوانان و دانش‌آموزان در مدارس بسیار می‌‌تواند مؤثر باشد. موانع درمان هم مثلث جهالت منیت، ناامیدی، ترس و نداشتن خواست قوی است.

دانایی و جهان‌‌بینی چه تأثیراتی روی بهبودی و روند درمان اعتیاد دارد؟

دانایی مثل خورشید روشنی است که نمی‌توان روی آن را پوشاند و جهان‌بینی فرق نگاهی است که درون انسان را شخم می‌‌زند و از او انسانی متعادل، آرام و اهلی می‌سازد. ما در کنگره از تأثیر دانایی و جهان‌بینی الگویی درخشان از خانواده گرامی آقای مهندس، دیده‌‌بانان، اساتید و پیشکسوتان داریم. حال خوش گوهری ارزشمند است که در تمام این عزیزان مشترک است و زندگی در صراط مستقیم و داشتن آرامش نشانه بارز آن‌هاست. دانایی که شامل تفکر، تجربه و آموزش است سلاح قدرتمند و توشه‌ای پربار برای طول سفر درمان اعتیاد است و جهان‌بینی برای تغییر حس و تزکیه و پالایش انسان کاربردی‌ است. با آموزش جهان‌‌بینی نفس گرسنه آرام آرام تربیت می‌شود و از ضد‌ ارزش‌ها کاسته و به ارزش‌های وجودی انسان افزوده می‌شود و در ادامه تغییر، تبدیل و ترخیص پایان ماجرا و رهایی از بندهاست.

تفاوت خدمت دستیار اسیستانت بودن با مابقی خدمت‌‌ها چیست؟ از این خدمت چه آموزش‌هایی گرفته‌اید؟

در حقیقت ۴ سال راهنمایی DST و راهنمای تغذیه سالم بودن و خدمت‌های دیگر بستری شدند تا این خدمت جدید را هم تجربه کنم. خدمت‌‌ها درون من را شخم می‌زنند؛ برای اين‌که با خودم بیشتر آشنا شوم و بیشتر آن لایه‌های تاریک درونم را شناخته و در نهایت حال من را بهتر می‌کنند. همکاری من به عنوان دستیار اسیستانت با انسان‌ها در فضای بزرگتری از خدمت که همه همکارانم هم در واقع شال دارند و از مسیرهای پرپیچ و خمی گذشته‌اند و با تمام وجودشان خدمت می‌کنند، بسیار برایم آموزش داشته است. امروز من با چالش‌‌ها و آموزش‌‌های سخت‌گیرانه‌‌تری روبه‌رو هستم؛ مثل این‌که یک مقطع تحصیلی تمام شده است و وارد مقطع تحصیلی بعدی شده‌ام. خودم احساس می‌‌کنم با خدمت دستیاری صلح درونی من بیشتر شده است و به قول آقای مهندس بیشتر اهلی شده‌ام و احساس می‌کنم طبق وادی چهاردهم توانسته‌ام این مهر و محبت را نسبت به همه داشته باشم؛ حتی کسانی که در تاریکی‌ها هستند. از آقای مهندس واقعاً سپاسگزارم چون من از خودم چیزی نداشتم و هرچیز که دارم ایشان به من داده‌اند تا در کنار همسفرانی که مثل خودم هستند خدمت کنم و امروز وقتی تک‌تک همسفران در پارک چمران را به آغوش می‌‌کشیدم؛ انگار خدا را در آغوش می‌گرفتم و از خداوند سپاسگزارم که مرا در این مسیر قرار داد؛ چون ما همه از یک بدن از خداوند، یک قطره‌ای از اقیانوس بی‌کران هستیم. همه ما خدا را دوست داریم و در این مسیر حرکت می‌‌کنیم و امیدوارم مثل رود خروشان و چشمه جوشان باشیم.

توصیه شما برای کسانی که دوست دارند با تلاش، جایگاه خدمتی دستیار اسیستانت را تجربه کنند چیست؟

در کنگره هیچ‌چیز قابل پیش‌بینی نیست؛ این‌طوری است که جایگاه‌ها روی ما دست می‌گذارند؛ من این را فهمیدم اگر خواست داشته باشم و بذرش در درون من باشد و حرکت کنم آن اتفاق خواهد افتاد. من همیشه ساختمان ققنوس را دوست داشتم و علاقه‌ قلبی و تمایل و یک جاذبه خاصی برایم داشت. راهنمایم همسفر نرگس اسیستانت پارک‌‌ها با من تماس گرفتند که من برای دستیاری آمادگی نداشتم. خدمت راهنمایی لژیون DST داشتم و زمانش نبود و زمان پایان خدمت راهنمای DST، راهنمایم مجدد تماس گرفتند. من در آن مدت برای این خدمت آماده می‌‌شدم و آموزش‌های لازم را می‌گرفتم. بستر وجودی‌ام را آماده می‌‌کردم و روزی به خود آمدم و دیدم که در ساختمان ققنوس خدمت می‌کنم. واقعاً به دستیاری فکر نکرده بودم و احساس می‌‌کنم ما اگر روی قوانین باشیم و سرمان را با سر راهنمایمان عوض کنیم و سی‌دی‌های خود را کامل و سروقت بنویسیم حتی خنده‌‌ها و گریه‌‌های آقای مهندس را هم می‌نوشتم، به خواسته‌‌هایمان می‌رسیم. اگر روی خط مستقیم کنگره حرکت کنیم، آن چیزهایی که نیاز است و آن جایگاه‌‌ها خود به سراغ ما می‌‌آیند و ما را پیدا می‌کنند.

اگر در مسیر کنگره به هنگام پیمودن راه مستقیم به چالش یا مانعی برخوردیم به نظر شما چگونه باید برخورد کنیم تا در صراط مستقیم بمانیم؟

اگر من واقعاً به کنگره وصل باشم هیچ کسی و هیچ چیزی و هیچ مانعی نمی‌تواند من را از کنگره جدا و سست کند؛ من از درون آن‌قدر باید قوی باشم و به کنگره ایمان داشته باشم که هیچ چیز مرا تحت شعاع قرار ندهد. من چالش‌های بسیاری داشتم؛ ولی آنقدر در این مسیر اعتقاد و ایمانم زیاد بود و همیشه مشکلات آرام‌آرام حل می‌شدند و راه برای من باز می‌شد. مثلاً اینکه از دبیری شطرنج ترس داشتم ولی با ترس‌هایم مواجه شدم و متوجه شدم آن ترس واقعیت نداشته است. یک‌سری چیزهای درونی است که باور شماست؛ وقتی یک چالشی یا مشکلی پیش می‌آید و  اتصال شما را به کنگره می‌خواهد قطع کند؛ باور شماست که آن چالش را از سر راه برمی‌دارد و چالش و یا آن مانع محو می‌شود.

یکی از مهم‌ترین آموزش‌‌هایی که از راهنمای خود گرفته‌اید را برای ما بگویید؟

در کنگره هر اتفاقی می‌افتاد راهنمای من می‌گفتند که خیر است؛ برای من سؤال می‌شد که یعنی چه و چگونه می‌شود که حتی موضوع بد، خیر باشد؟ ولی الان این را خودم با تمام وجودم احساس می‌کنم که هرچه پیش می‌آید خیر است و من باید تسلیم محض و بی‌چون و چرا باشم.

توصیه نهایی شما به رهجوهای کنگره در مقابل تغییرات، برای مثال پایان رسیدن زمان خدمت راهنمایشان چیست؟

نظر من این است که رهجو نباید به راهنما وابسته باشد؛ بلکه باید دل‌بسته باشد. کنگره هر آنچه را که باید لازم باشد تا آموزش بگیری، پیش پای تو قرار می‌دهد. همه راهنماها از یک فیلتر رد می‌شوند. هر راهنمایی در بازه خاصی نسبت به نیاز رهجوها و به خواست و فرمان خداوند خدمت می‌کند؛ پس به جریان و فرآیند کنگره لازم است که اعتماد کنیم. آموزش‌های کنگره‌‌۶۰ گنجینه گران‌بهایی است که نه تنها نگاه من به اعتیاد را تغییر داد و فهمیدم مصرف‌کننده بودن جرم نیست؛ بلکه دیدگاه و نگاه من را به زندگی عوض کرد. پیوند محبت و خدمت بی‌‌منت، از خود‌گذشتن برای رسیدن به خود کلیدهای طلایی هستند که در این مسیر یافتم و از آن‌ها برای بازکردن گره‌های زندگی‌ام استفاده می‌کنم. امیدوارم تا زنده هستم لیاقت خدمت به کنگره را داشته باشم و آرزوی من جهانی شدن کنگره است.

مصاحبه‌کننده: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر نیره (لژیون اول)
طراح سؤالات: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر نیره (لژیون اول)، همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون هفتم)، همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون هفتم) و همسفر بهناز رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر اعظم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی باغستان کرج

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...