جلسه اول از دوره چهارم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره60 نمایندگی ارومیه به استادی پهلوان همسفر الهه، نگهبانی همسفر افسانه و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «صورتمسئله اعتیاد» روز یکشنبه ۵ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را سپاسگزارم که اجازه داد من در این جلسه حضور پیدا کنم و رزق من کرد تا در نمایندگی ارومیه حاضر باشم تا بتوانم خدمت کنم. از همه همسفران ممنون هستم که در اینجا حضور پیدا کردهاید؛ امیدوار هستم روزی را ببینم که صدای من به هیچکس نمیرسد و با بلندگو صحبت کنم. انشاءالله آن روز بهزودی میرسد؛ ولی به یاری و کمک تکتک ما حتماً محقق میشود. دستور جلسه امروز در جمعیت احیای انسانی کنگره60 در مورد «صورتمسئله اعتیاد» است و این دستور جلسه برای همه ما جای تفکر دارد چراکه عمر و فرصتی دوباره به این نمایندگی داده شد که هم اکنون با این دستور جلسه تطبیق پیدا کرده است تا همه ما نگاه کنیم و ببینیم کجای کار ما ایراد دارد؛ چون یک جای کار میلنگد که این اتفاق افتاده است.
وادی قبلی وادی هفتم بوده است که در وادی هفتم گفته میشود؛ «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.» یعنی اگر قرار است رازی از جهان هستی برملا شود، اولین کار این است که راه را پیدا کنیم و بعد آنچه خودمان برداشت میکنیم؛ یعنی آیا در مسیر حرکت خواهیم کرد یا حرکت نخواهیم کرد. حال به صورتمسئله اعتیاد رسیدهایم اگر قرار است آن رمز برای ما باز شود اول باید بدانیم کجای کار قرار داریم؟ مبدأ و مقصد کجاست؟ از چه مسیرهایی باید عبور کنیم تا به مقصد برسیم.
صورتمسئله چه میگوید؟ مسئله یعنی سؤالهایی بیجواب داریم که حالا همه ما در زندگی دنبال آن سؤالها میگردیم. در کنگره هم اینگونه است. مثلاً هماکنون در نمایندگی ارومیه سؤالهای بیجواب است. چرا اینگونه شد؟ چرا نتوانستیم قدرتمندتر عمل کنیم؟ و ... همه اینها سؤال است و هنوز جوابی پیدا نکردهایم؛ پس سؤالات را برای خودتان تکرار کنید و ببینید چه جوابی پیدا میکنید. صورتمسئله یعنی اول بدانم کجای کار قرار دارم. مشکل اساسی ما این است که هیچوقت نمیدانیم از جهان هستی چه چیزی را میخواهیم و برای رسیدن به آن خواسته باید چه حرکتهایی را بزنیم. من دوست دارم نمایندگی باقی باشد؛ ولی باید حرکتهایی را انجام دهیم. یک دست صدا ندارد و ما باید دستهایمان را به هم بدهیم تا بتوانیم این پرچم را بالا نگهداریم. این پرچم بهتنهایی بالا نگهداشته نمیشود. کنگره یک پرچم عظیم است که هر کدام از ما یکتکه از پرچم را گرفته است، آذربایجان یکتکه را گرفته است، تکتک شهرها یکتکه از این پرچم را بالا نگهداشته است.
وظیفه خودمان بدانیم و سرسری رد نشویم. هرکدام از ما مسئول این مسیر هستیم، خودمان را مسئول بدانیم. زمانی که خودمان را مسئول بدانیم با تمام جانمان خدمت میکنیم. یک نمونه بارز همسفر کبری ایجنت نمایندگی است. آن روز که جلسه اسیستانتها با مهندس حسین دژاکام در ساختمان ققنوس برگزار میشد، ایشان را آنجا دیدم گفتم بنده خدا آمده است تا کارهای جمعکردن نمایندگی را انجام دهد؛ چون مهندس دژاکام فرمان داده بودند و فرمان باید اجرا میشد و امیدی نبود. واقعاً میگویم دیگر امیدی نبود که اینجا سر پا باشد؛ ولی ایشان دیدند که یک انسانی از ارومیه فقط 12 ساعت در اتوبوس نشسته است و فقط یک تیر دارد و آن تیر شاید به نقطه بخورد و به خودش جرئت داد. شاید اصلاً مهندس دژاکام به ایشان حرفی هم میزد؛ ولی جرئت کرد و روی آن صندلی حاضر شد تا خواستهاش را مطرح کند. اگر در این نمایندگی باز است، فقط بهواسطه ایشان است. واقعاً تبریک میگویم؛ ولی یک جای کار میلنگد.
«صورتمسئله اعتیاد» میگوید همه ما نگاه کنیم ببینیم چه چیزی از جهان هستی میخواهیم. آیا فقط مسافرم درمان شده و تمام شود؟ ما برای تکتک انسانهایی که مصرفکننده در این شهر هستند مسئول هستیم؛ پس وظیفهداریم از خودتان عبور کنید و این خود را دفن کنید، مثلاً اگر این حرف را فلان جا بزنم برای خودم برای بچههایم یا دخترم بد میشود؛ ولی بگویید اگر این حرف را بزنم به چند نفر زندگی تازه داده میشود. کنگره۶۰ یعنی احیای انسانی، انسانها در اینجا زنده میشوند. خداوند هم در کلامالله «آیه 32 سوره مائده» میگوید: اگر انسانی را زنده کنی، انگار تمام انسانها را زنده کردهای. اگر در اینجا حتی یک نفر درمان شود و زندگیاش به روال بیفتد؛ یعنی معجزه کردن؛ یعنی برای کل حیات کافی است. تمام حرکتهای ما در جهان هستی ثبت میشود. تمام حضورهایی که در اینجا دارید، دریچه باز میکند؛ باید به این ایمان برسیم و این مسیر به این سادگی نیست که بگذریم؛ پس جایی که آمدهایم و اجازه نشستن دادهشده است، قدرش را بدانیم چراکه به هرکسی اجازه حضور داده نمیشود؛ پس حرکتهایتان را مستحکم کنید و باایمان قویتر قدم بردارید.
بدانید که میشود؛ یعنی امکان ندارد، نشود. اگر اینجا ضعیف عمل میکند به خاطر تکتک خودمان است، خودمان را مسئول بدانیم. نگویید آن یکی باید کار را درست انجام دهد. من همیشه به رهجوهایم گفتهام که اگر خدمتی داده میشود؛ باید با تمام جان حاضر شوید و با تمام جان خدمت کنید؛ حتی اگر هیچکس به نمایندگی نیاید، بهدرستی خدمت کنید. من اینجا حاضر میشوم و صندلیها را میگذارم؛ چون میدانم قضیه از چه خبر است. همه ما درد و رنج داریم، مطمئناً مشکلاتی را در زندگیهایمان تجربه میکنیم؛ ولی کسی برنده است که بلد باشد. انسان در رنج آفریدهشده است و خود کلامالله این حرف را گفته است؛ پس رنج برای رشد انسان و زندگیاش لازم است. حال برخی میگویند اگر این رنج است، چرا باید آنقدر تلاش کنم و این سؤال است. بله رنج است و خداوند گفته است کسی قدرتمند است که با تمام درد و رنجها بتواند بهدرستی زندگی کند.
من میآیم روی این صندلی مینشینم تا قدرتمند و بزرگ شوم. این را از خودتان دریغ نکنید. قدر صندلیها را بدانید. قدر تمام ساعتهایی که در نمایندگی باز میشود با تمام شوقتان حاضر شوید. اگر حتی یک نفر اینجا حاضر شود؛ ولی آنیک نفر بهدرستی کارش را انجام دهد، پایههای نمایندگی استوار و پابرجا خواهد ماند. در یکی از فایلهای صوتی مهندس حسین دژاکام فرمودند: برای اینکه به اشراف برسید؛ باید از من و از مال بگذرید. قرار نیست یکباره این اتفاق بیافتد.
من دوست داشتم درباره پهلوانی که برایم اتفاق افتاد صحبت کنم. خیلی برای خودم جای شگفتی داشت؛ چون فقط خواست قوی در من وجود داشت و یک زندگی پر از آشوب بود؛ ولی شد، معجزه اتفاق افتاد؛ پس برای تکتک شماها هم اتفاق میافتد فقط ایمان داشته باشید. مستحکم بیایید و روی این صندلیها بنشینید و کارتان را بهدرستی انجام دهید. معجزه اتفاق خواهد افتاد؛ ولی معجزه برای خودش شرط و شروطی دارد. کسی که میآید و نمیآید یا امروز فلان کس فلان شد. در خانه کلی آدم بود و فقط به همسرم گفتم: برویم. نتوانستم سلام و علیک کنم، چون چند دقیقه دیر میرسیدم و جلسه را از دست میدادم و من باید در ساعت مشخص در نمایندگی حاضر باشم. برای من تمام آنها مهم و ارزشمند هستند، قدمهایشان سر چشم است. زنگ زدم و معذرتخواهی کردم؛ گفتم زود برمیگردم؛ باید همینقدر قدرتمند خواستهایتان را بخواهید و قدرتمند قدم بردارید.
اعتیاد یک مسئله جزئی در کنگره۶۰ است. اینجا انسانها احیاء و زنده میشوند. خود من زنده شدم. چرا این اتفاق میافتد با تکرار با تکرار یک موضوع، لژیون سردار لژیون اندازههاست. جهان هستی میگوید اندازههایت را بزرگتر کن. ظرف وجودی را بزرگتر کن تا من بیشتر دهم. من ظرفم کوچک است؛ باید ظرفم را بشکنم که درد و رنج دارد سپس جهان هستی بهاندازه ظرف بزرگ به من میدهد که همان باوری در ناباوری برایمان اتفاق میافتد.
اگر برایتان داستان پهلوان شدنم را تعریف کنم، همان باوری در ناباروری است. با حداقل دارایی که داشتم شروع کردم و امروز برای اولین بار با شال پهلوانی استاد نشستهام. فکر نکنید کسی که امروز با شال پهلوانی نشسته حساب بانکی پری دارد، خیر با حداقل شروع میکنیم. نترسید، عبور کنید. خداوند به آن نترسیدن من پاداش داد. من از خواستههای خودم گذشتم. قدمها را مستحکم بردارید، معجزه اتفاق میافتد. همه ما یک سفیر کنگره هستیم. ما موظف به این هستیم که پیام کنگره را برسانیم. اميدوارم نمایندگی ارومیه بتواند به رشدی برسد که مملو از خدمتگزار باشد. اگر یک انسان از این در اميدوار بیرون برود، کافی است چون اميد، تنها دارایی انسان است.

.jpg)
تایپیست: همسفر فاطمه نگهبان سایت
عکاس: همسفر گلجهان رهجوی راهنما همسفر کبری (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر پرنگ رهجوی راهنما همسفر کبری دبیر سایت
همسفران نمایندگی ارومیه
- تعداد بازدید از این مطلب :
87