English Version
This Site Is Available In English

تا صورت مسئله را ندانیم، مسائل حل نمی‌شود

تا صورت مسئله را ندانیم، مسائل حل نمی‌شود

جلسه هفتم از دوره پنجاه و چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی البرز کرج به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر آمنه و دبیری همسفر زلیخا با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز دوشنبه ۶ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

من چندین سال است که به جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ می‌آیم؛ اما هیچ‌وقت با این دقت روی این مسئله تأکید نمی‌کردم که صورت مسئله یعنی چه؟ مهندس حسین دژاکام در سال ۱۳۷۷ توانستند به این مسئله خاتمه بدهند. در زندگی روزمره هم ما تا صورت مسئله را ندانیم، هیچ‌چیز قابل حل نیست. مسافرها با کمک همسفرها توانستند اعتیادشان را درمان کنند. هر مشکلی که در زندگی‌مان پیش می‌آید اگر صورت مسئله را بدانیم، آن مشکل را راحت‌تر حل می‌کنیم؛ حتی یک مقابله کوچک با فرزند را می‌توانیم به راحتی حل کنیم. قبل از آمدن به جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ اگر به مشکلی می‌رسیدم، همیشه در همان نقطه اول می‌ماندم و همیشه فردی را که اعتیاد داشت، به‌عنوان آدمی که هیچ چیز برایش مهم نیست، یا به چشم یک آدم بد نگاه می‌کردم و یا هیچ اعتمادی به او نداشتم؛ ولی حال صورت مسئله اعتیاد را می‌دانم و می‌دانم که اعتیاد یک بیماری است؛ بنابراین دیدم نسبت به شخصی که مشکل اعتیاد دارد، تغییر کرده است.

یکی از دوستان من که قرار بود مسافرش رها شود، تصور می‌کرد اگر فردا مصرف نکند، همه‌چیز تمام می‌شود؛ اما مسئله اعتیاد فقط تأثیر آن بر جسم انسان نیست، بلکه روح و روان او را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. او به همسرش می‌گفت: «تو باید یک‌روزه ترک کنی.» او مانند من اضافه‌وزن داشت. از آنجا که من به کنگره ۶۰ آمده بودم، متوجه شده بودم که درمان اعتیاد به این معنا نیست که فرد فقط امروز مواد مصرف نکند و همه‌چیز تمام شود؛ بلکه باید رفتار، خلق‌وخو و شرایط روحی او نیز به تعادل بازگردد و این اتفاق در یک یا دو روز امکان‌پذیر نیست. برای بازسازی و رسیدن به تعادل، حداقل ۱۰ تا ۱۱ ماه زمان لازم است. به او گفتم: «آیا تو هم می‌توانی از امروز چیزی نخوری؟» گفت: «این فرق می‌کند.» گفتم: «نه، اعتیاد فقط به مواد مخدر نیست. اعتیاد می‌تواند به غذا، دروغ گفتن و حتی کارهای ضدارزشی نیز باشد و همه این موارد برای درمان و بازگشت به تعادل، به زمان نیاز دارند.»

من زمانی که به کلاس‌های جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ آمدم، دوربینم را روی خودم روشن کردم و انگشت اشاره به سمت خودم است. زمانی که من در کنار مسافرم تعادل داشته باشم، مسافرم هم خوب سفر می‌کند. من در سفر تغذیه سالم سفر مجدد شدم به علت اینکه فقط به این فکر بودم که بایستی وزنم را پایین بیاورم و این کار را با نخوردن و با عذاب دادن به خود انجام می‌دادم؛ چون صورت مسئله چاقی را نمی‌دانستم. وقتی که سفر کردم ۱۷ کیلو وزن کم کردم و خیلی خوشحال بودم؛ ولی نیمه‌ی سفر کم آوردم، چون صورت مسئله را به خوبی درک نکرده بودم که اگر اضافه‌وزنم پایین بیاید، برای سلامتی خودم است. حالا که با آگاهی سفر کردم و وزنم کاهش پیدا کرده است، مسافرم و دخترم از اینکه من سرحالم و پا درد ندارم خوشحال هستند. عزمم را جزم کردم و «نه» گفتن را یاد گرفتم. وقتی من بدانم و متوجه مسائل سفر باشم، مسافرم به حال خوب می‌رسد و کسی که مصرف‌کننده است را خیلی خوب می‌توانم راهنمایی کنم.

افراد در اکثر مواقع، چون آگاهی ندارند، می‌گویند: «طلاق بگیر، برای چه زندگی می‌کنی؟ حیف جوانی‌ات نیست؟» به قول مهندس حسین دژاکام: «شوهر معتاد داشتن بهتر از بی‌شوهری است.» من هر بار که به کنگره می‌آیم، خیلی چیزها یاد می‌گیرم و از مشارکت‌ها لذت می‌برم. ما باید بتوانیم آموزش‌ها را در زندگی کاربردی کنیم. اینکه من فقط صورت مسئله اعتیاد را امروز خواندم تا به‌عنوان استاد جلسه صحبت کنم، کافی نیست. امروز که در مورد صورت مسئله اعتیاد مطالعه می‌کردم، خیلی چیزهای جدیدتر به ذهنم آمد؛ اینکه انسان باید هر روز علمش را به‌روز کند؛ اگر بخواهد زندگی خوب و موفقی داشته باشد. من در بدترین شرایط زندگی وارد کنگره ۶۰ شدم، برادرم را در دوران کرونا از دست داده بودم و صورت مسئله را نمی‌دانستم و روزی ۸ قرص می‌خوردم، گریه می‌کردم و دیگران را عذاب می‌دادم و فقط خودم را می‌دیدم؛ درصورتی‌که غم فقط برای خود آدم است.

درست است که عزیزترین شخص آدم از دست می‌رود و دوست دارد همه همراهی‌اش کنند؛ ولی وقتی من فهمیدم که صورت مسئله این نیست، آموختم با این موضوع کنار بیایم و کم‌کم قرص‌ها را کنار گذاشتم. در کنگره ۶۰ هر موادی قابل درمان است. الان به کسی که هروئین و شیشه می‌کشد، می‌گویند این شخص دیگر تمام سیستم دفاعی‌اش از بین رفته است؛ نه، این‌طور نیست. سیستم بدن ما قابل ترمیم است، فقط باید زمان لازم را بدهیم و صبر داشته باشیم. زمانی که مسافرم سفر می‌کرد و ساعت خوردن شربتش گاهی دیر می‌شد قلبم به تپش می‌افتاد. راهنما گفت: اصلاً قرار نیست تو بگویی؛ خودش به خواسته خود قدم برداشته که وارد این مسیر شود، مطمئن باش که به خواسته‌اش می‌رسد. ما جایی هستیم که همه همدیگر را درک می‌کنیم؛ اگر ما خارج از کنگره ۶۰ با کسی این حرف‌ها را بزنیم، شاید مسخره کنند و من فکر می‌کنم کسانی که به کنگره ۶۰ آمدند، یک رسالتی دارند که باید انجام بدهند.

و در ادامه تقدیر و اهدای لوح به همسفر اقدس بابت کسب مقام دوم در مسابقات شنا

تقدیر و اهدای لوح به اعضای لژیون سردار

مرزبانان کشیک: همسفر شبنم و مسافر زین‌العابدین
تایپیست: همسفر زلیخا رهجوی راهنما همسفر کبری (لژیون سوم)
عکاس: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر کبری (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر طاهره
همسفران نمایندگی البرز(کرج)

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...