English Version
This Site Is Available In English

صورت‌ مسئله اعتیاد؛ شاه‌ کلیدی برای حل گره‌های زندگی

صورت‌ مسئله اعتیاد؛ شاه‌ کلیدی برای حل گره‌های زندگی

یازدهمین جلسه از دوره پنجاه و هشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی حکیم هیدجی به استادی پهلوان همسفر خندان، نگهبانی همسفر فرشته و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز یکشنبه ۵ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:  

ابتدا از خدای خودم سپاسگزارم که من را مستحق راهنمایی و هدایت دانست. از بنیان محترم کنگره۶۰ سپاسگزارم که اجازه می‌دهند در تفکرشان زندگی کنیم و آموزش بگیریم. از ایجنت محترم نیز بابت دعوتشان و فرصتی که برای آموزش در اختیار من قرار دادند، سپاسگزارم. همچنین از تک‌تک شما عزیزان تشکر می‌کنم و امیدوارم جلسه بسیار خوبی در کنار یکدیگر داشته باشیم.فکر می‌کنم نشانه یک جلسه خوب این است که وقتی از این در بیرون می‌رویم، با زمانی که وارد شدیم متفاوت باشیم. ابتدا بر خودم لازم می‌دانم فرارسیدن سال تحصیلی را خدمت تک‌تک شما عزیزان تبریک و شادباش عرض کنم. با درایت آقا مهندس دژاکام، سال آموزشی در کنگره ۶۰ نیز هم‌ زمان با مهرماه، که مصادف با آغاز سال تحصیلی در سراسر کشور است، آغاز می‌شود.

اولین دستور جلسه سال تحصیلی، «صورت‌مسئله اعتیاد» است. دیروز، زمانی که به این دستور جلسه فکر می‌کردم، ناگهان به ذهنم رسید که آقا مهندس می‌فرمایند حدود ۱۴ میلیارد سال از آفرینش زمین می‌گذرد. نمی‌دانم اولین انسان دقیقاً چه زمانی پا به کره زمین گذاشته است، اما اگر میلیون‌ها سال از آن روز گذشته باشد، حداقل از نوشتارها و گفتارها متوجه شده‌ایم که هزاران سال است مشکلی به نام اعتیاد گریبان‌گیر ساکنان این کره خاکی شده است، در طول  این هزاران سال، میلیون‌ها، ده‌ها میلیون و حتی صدها میلیون نفر درگیر این بلا شده‌اند. بسیاری جان خود، خانواده، عزیزان و آبروی خود را در این مسیر از دست داده‌اند.

تا اینکه به سال ۱۳۷۵ می‌رسیم؛ زمانی که فردی از همین جمع، از میان مصرف‌کنندگانی که راه‌های مختلف ترک را امتحان کرده بودند، مورد لطف خداوند قرار گرفت و با درایت بی‌نظیر خود تصمیم گرفتند به وعده‌های مصرفی نظم ببخشند. این اتفاق، سرآغاز یک کشف بزرگ شد؛ کشفی به نام «صورت‌مسئله اعتیاد» تا آن زمان، باور مطلق بر این بود که اعتیاد، مسمومیت مزمن است. فرد معتاد، مسموم محسوب می‌شد و بنابراین، وقتی فردی مسموم بود، باید به روش‌های مختلف سم‌زدایی می‌شد، اما به لطف تعریفی که آقا مهندس ارائه دادند، متوجه شدیم که اعتیاد، جایگزینی مزمن است؛ یعنی مواد مخدر بیرونی، جایگزین مواد مخدر درون بدن شده‌اند و این اتفاق در طول زمان شکل گرفته است.

قطعا شما عزیزان بسیار بهتر از من می‌دانید که هیچ فردی با یک بار، دو بار یا حتی ده بار مصرف کردن، معتاد نمی‌شود و فرد باید حداقل به مدت یک سال ماده مخدر را مصرف کند تا به یک مصرف‌کننده تبدیل شود. بنابراین، اگر قرار باشد فرد به درمان برسد و از بیماری‌ای که درگیر آن شده خارج شود، حداقل باید ۱۰ ماه، به فرمایش آقا مهندس دژاکام، کاشف متد DST، در مسیر درمان قرار بگیرد. در این مسیر، مثلثی همواره همراه فرد است؛ «جسم، روان و جهان‌بینی». در سفر اول، تمرکز بیشتر بر جسم فرد مصرف‌کننده است. اگر جسم با داروی مناسب، به میزان مناسب و در زمان مناسب به درمان برسد، بیش از ۹۵ درصد مشکلات جسمی فرد کاملاً حل می‌شود و در روز رهایی، بند او با اهریمن قطع خواهد شد.

من احساس می‌کنم «صورت‌مسئله اعتیاد» شاه‌ کلید است؛ یک شابلون و یک قالب است. به‌گونه‌ای که اگر به جای اعتیاد، هر واژه دیگری را قرار دهیم، می‌توانیم از همان نگاه و تفکر برای حل مسئله استفاده کنیم، اگر به گذشته برگردیم و نگاهی به سال‌هایی داشته باشیم که در کنگره ۶۰ حضور داشتیم، می‌بینیم که ۱۵ سال پس از باز شدن این قفل زنگ‌زده، صورت‌مسئله سیگار حل شد و مدتی بعد، صورت‌مسئله اضافه‌ وزن نیز به زیباترین شکل ممکن حل شد.اگر نگاه دیگری به خودم و گذشته‌ام داشته باشم، می‌بینم که صورت‌مسئله زندگی من نیز در پرتو صورت‌مسئله اعتیاد حل شد. ممکن است بپرسید: مگر خندان زندگی نمی‌کرد؟ نه؛ ظاهراً زنده بود، اما زندگی نمی‌کرد. امروز حتی متوجه شده‌ام که زنده هم نبودم. چرا؟ چون از یک بزرگی خوانده‌ام که فردی که از یک متری خودش اطلاع نداشته باشد، با مرده هیچ تفاوتی ندارد.

در کنگره۶۰ گفته می‌شود که حداقل زمان سفر ۱۰ ماه است. این زمان برای مسافری است که با دارو سفر می‌کند. اما برای منِ همسفر چه؟ خیلی وقت‌ها همسفر بی‌تاب است که مسافر چه زمانی به رهایی می‌رسد؛ ۹ ماه شد، ۱۰ ماه شد، یک سال شد، یک سال و نیم شد و همچنان منتظر است. اما باز هم در کنگره ۶۰ آموزش گرفتم که افراد به دو گروه تقسیم می‌شوند. به فرموده دکتر امین؛ یک گروه وقتی وارد کنگره ۶۰ می‌شوند، زمینشان شخم خورده است؛ به فرمایش آقا مهندس، زباله‌ای در آن وجود ندارد، لته کهنه‌ای نیست، کلوخی نیست، سنگی نیست و زمین آماده کاشت بذر است. این عزیزان به‌راحتی سفر می‌کنند و به لحظه رهایی می‌رسند. 

اما کسی مثل خندان که زمینش سنگلاخ، شوره‌زار و پر از زباله بوده است، ابتدا باید زباله‌ها را جمع کند. سپس باید زمین آبیاری شود تا سنگ و کلوخ‌ها نرم شوند و ان‌شاءالله چیزهایی که قابل خروج هستند، خارج شوند تا زمین آماده کاشت شود. این فرآیند ممکن است زمان ببرد. اما چیزی وجود دارد که می‌توان گفت مانند یک کاتالیزور، این مسیر را آسان‌تر می‌کند. برای منِ همسفر، آن چیست؟ خدمت. خدمت چیزی است که راه را برای من بسیار هموار می‌کند. اگر امروز اینجا هستم، به فرمایش آقا مهندس در سی‌دی «تقدیر» و سی‌دی «توازن»، تقدیر، عملکردهای گذشته من است. بسیاری از آن عملکردها اشتباه بوده‌اند و باید آن حساب‌ها صاف شوند تا اجازه حرکت دوباره داده شود. این تسویه‌ حساب فقط و فقط با حضور، فقط و فقط با وجود و فقط و فقط با خدمت بی‌چشم‌ داشت صورت می‌گیرد.

اینجا مسابقه‌ای برای رسیدن به خط رهایی وجود ندارد؛ اینجا یک مسیر است که هر کس خودش آن را می‌شناسد و خودش حرکت می‌کند. مهم نیست که بغل‌دستی من در ۱۰ ماه و یک روز رها شود و من در پنج سال، پنج ماه و ۱۷ روز. مهم این است که با حالی خوش به مقصد برسیم. مهم این است که در این صراط مستقیم باشیم. مهم این است که به این طناب چنگ بزنیم؛ به طناب کلفت درمان اعتیاد، جایی که فقط و فقط در کنگره ۶۰، به لطف آموزش‌های آقا مهندس، شاهد رهایی‌ها و شاهد درمان این بیماری لاعلاج هستیم.

اگر نگاهی به مسافرتان بیندازید، می‌بینید که او سندی بدون نقص برای این متد است. اما یک نکته دیگر هم وجود دارد. من به بهانه مسافرم وارد این بهشت شدم و وارد این مسیر شدم. بنابراین بسیار بی‌انصافی است که من بنشینم، او حرکت کند و به حال خوش برسد و من همچنان تنها شاهد و ناظر باشم.مسافر درگیر درمان اعتیاد بوده است، اما خندان درگیر هزار و یک تاریکی بوده است. آیا غیبت، از نظر تخریب، کم از اعتیاد دارد؟ آیا سرزنش دیگران و سرزنش خود، از نظر تخریب، کم از اعتیاد دارد؟ آیا کابوس‌های شبانه، تخریبشان کم از اعتیاد است؟ تمام این‌ها بندهای اعتیادی هستند که به دست‌های منِ همسفر بسته شده‌اند و برای باز کردن این بندها، فقط و فقط باید حرکت کرد و فقط و فقط باید بخشید.

آقای مهندس باز هم به زیبایی در سی‌دی «توازن» فرمودند: حس، همه‌ کاره است. ابتدا باید حس خودم را تغییر بدهم. وقتی حس تغییر کند، به محبت و بخشش، به محبت و عشق و به مهر می‌رسم. اما حس تغییر نمی‌کند، مگر با بخشش. اساس صورت‌ مسئله اعتیاد نیز بخشش است.مسافری که وارد درمان می‌شود، سرشار از ترس است؛ ترس از چه؟ ترس از خماری. اما با ایمان به راهنمای خود حرکت می‌کند، آگاهی‌اش را افزایش می‌دهد و یک‌پنجم از مواد خود را می‌بخشد تا ذره‌ذره جایگزینی اتفاق بیفتد، سیستم خمر درونی‌اش راه‌اندازی شود و ان‌شاءالله بعد از ۱۰ ماه به حال خوش برسد. من همسفر نیز با ابزارهایی که در اختیار دارم، به لطف آموزش جهان‌بینی و به لطف خدمت مالی، می‌توانم این بخشش را در بیرون انجام دهم تا اجازه حرکت در درون من داده شود و بندهای درون من نیز باز شوند. امیدوارم همه ما آن کنیم که فرمان است.سپاسگزارم که به صحبت‌های من گوش کردید.

 

تقدیر از راهنما همسفر نسرین مسئول آزمون داخلی همسفران توسط ایجنت محترم همسفر سمیه 

در ادامه تقدیر از خدمتگزاران سایت 

مرزبان کشیک: همسفر سمیرا
تایپیست: همسفر لاله رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون یکم)
عکاس: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر نسرین (لژیون دهم)
ویرایش: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر فرنوش (مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی حکیم هیدجی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...