جلسه نهم از دوره چهارم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی جهانبین شهرکرد به استادی اسیستانت همسفر مرجان، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر مریم و دبیری همسفر لیلا با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز یکشنبه 5 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ برگزار شد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که امروز این اجازه را پیدا کردم تا در کنار شما اعضاء لژیون سردار باشم. از همسفر مریم و همسفر فریبا، دبیر و خزانهدار سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در محضر شما عزیزان باشم. از این بابت بسیار خوشحالم و انشاءالله بتوانیم در کنار هم جلسهای پربار را پیش ببریم. در ابتدا با خودم فکر میکردم که چه دستور جلسه سختی است و چگونه میتوانم ارتباط آن را با لژیون سردار پیدا کنم؛ اما حالا در حد وسع و توان خودم مطالبی را که احساس میکنم لازم است خدمت شما عزیزان عرض میکنم. در مورد صورتمسئله اعتیاد آقای مهندس برای ما توضیح دادند که صورتمسئله اعتیاد؛ یعنی جایگزینی موادمخدر بیرونی به جای مواد شبهافیونی درونی بدن. مسئله مسمومیت را نیز در کنگره با مطرح شدن و روشن شدن این موضوع کاملاً مردود میدانیم. طبیعتاً من فکر میکنم از همان روز اولی که آقای مهندس صورتمسئله اعتیاد را مطرح کردند و آن را برای همه جهانیان بیان کردند، تکلیف بسیاری از بخشهای دیگر نیز روشن شد. ایشان با درایت خودشان در کنار صورتمسئله اعتیاد موارد دیگری را نیز مطرح کردند؛ از جمله حضور در کارگاهها، تقویت و رشد ضلع جهانبینی، تأکید بر درمان و همچنین راهکارهایی برای به تعادل رسیدن روان.
تعریفی که ایشان ارائه کردند باعث شد هر کسی که وارد این مجموعه میشود تکلیف خودش را بداند؛ یعنی به نظر من از همان روز اول برای تکتک ما مشخص شد که وظایفی داریم؛ اینکه نباید یک انسان تکبعدی باشیم و باید به این وظایف عمل کنیم. شرط اینکه بتوانم نتیجه بگیرم این است که به تمام این ابعاد و زوایا نگاه کنم و تلاش کنم در هر کدام از آنها هر قدمی که برمیدارم، قدمی درست و کامل باشد. نهایتاً این شد که در این مجموعه قرار گرفتیم و تکلیف شد که هر ۳ ضلع جسم، روان و جهانبینی در کنار یکدیگر به تعادل برسند و بعد آرامآرام شاخههای دیگری نیز برای ما مشخص شد. یکی از مهمترین این شاخهها خدمت کردن بود در اینجا فرصت نداریم که به باقی آنها بپردازیم یکی از شاخههای خدمت، خدمت مالی است. اینکه آقای امین و آقای مهندس تأکید میکنند صورتمسئله اعتیاد فنداسیون کار برای کسی است که میخواهد درمان اعتیاد را آغاز کند و به انجام برساند، این موضوع در مورد تمام مسائل زندگی ما نیز صادق است. به قول فرمایش آقای مهندس در هر مقولهای که با آن روبهرو میشویم اولین کاری که باید انجام دهیم این است که صورتمسئله آن را برای خودمان روشن کنیم و بعد به سراغ بخشهای دیگر برویم؛ از جمله جمعآوری اطلاعات و سپس حل آن مسئله اینها کارهایی هستند که باید انجام شوند.
من فکر میکنم در قضیه خدمت مالی نیز مشخص شدن صورتمسئله بسیار مهم است؛ یعنی من خودم در ابتدا فکر میکردم اگر بخواهم صورتمسئلهای را برای لژیون سردار و شرکت در مسئله مالی مطرح کنم؛ باید به خودم بگویم که در این قضیه اتفاقی که برای من مرجان افتاده این است که سالها از موضوع بخشیدن غافل بودهام، آمدم و نگاه کردم که با توجه به تعاریفی که در کنگره داریم و تأکیدی که میشود بر اینکه ما انسانها باید صفات بسیار نیکویی را که خداوند البته تمام صفات خداوند نیکو هستند، در خودمان پیدا کنیم و تلاش کنیم آنها در وجودمان تجلی پیدا کنند؛ بنابراین صفت بخشش در من چیزی بود که فراموش شده بود از آنجایی که تکلیفم مشخص شده بود و باید به آن نقطه میرسیدم؛ یعنی در واقع باید صفت بخشندگی را تجربه میکردم با خودم گفتم تو این کار را بلد نبودی یا انجامش نمیدادی یا همیشه با توقع انجامش میدادی یا به دنبال معامله کردن بودی حالا بنشین و صورتمسئله را برای خودت باز کن.
صورتمسئلهای که در این قسمت برای من شکل گرفت این بود جایگزین شدن عدم بخشش و بیتفاوت بودن نسبت به انسانهای اطرافم و اتفاقهایی که در زندگی رخ میدهد، به جای بخشش؛ صفتی که از صفات خداوند است و اگر به من میگویند در کنگره باید بهگونهای حرکت کنی که بشوی خدا چه؟ یعنی باید از تمام صفات و ویژگیهایی که خداوند دارد، درون خودت داشته باشی و تلاش کنی از آنها استفاده کنی، نه اینکه آنها را مثل من سالهای سال زیر خاکستر مدفون کنی، اگر میخواهی آنها را از زیر این خاکستر بیرون بکشی؛ باید قدمبهقدم هر کدام را بشناسی خصوصاً در مورد بخشندگی، باید این صورتمسئله و اطلاعاتی را که میتوانی درباره اینکه چگونه میتوانی بخشنده باشی، به دست بیاوری و راه آن را پیدا کنی بعد ببینم آیا این امکان برای من وجود دارد که در زندگی خودم، با شرایط مالی و شرایط اقتصادی که دارم، برای این مسئله برنامهریزی کنم و نهایتاً روش حل این موضوع را پیدا کنم؛ یعنی قدمی که برای حرکت در جهت بخشش و بخشیدن برمیداری، همه کمک میکند تا آن صورتمسئلهای که برای خودم تعریف کرده بودم حل شود.
چون من این موضوع را همیشه برای خودم هم تکرار میکنم و الآن برای شما میگویم؛ ممکن است در یک جلسه یا یک جمع فردی مردد باشد و فقط با خودش بگوید: آیا کارت بکشم یا نکشم؟ حسابم خالی میشود، چه کار کنم؟ و من بتوانم با یک مشارکت پاسخ تمام سؤالهای آن فرد را بدهم. همین پاسخ دادن به سؤال یک نفر خودش به نوعی خدمت است. بخشی از مسئولیت که مستقیماً به من مربوط نمیشود؛ اما به تمام کسانی که در کنارشان هستم ارتباط دارد، این است که ما در هر لحظه از زندگی کجا قرار داریم و کجا حضور داریم. این موضوع بسیار مهم است در سیدی شناور آقای امین در مورد همین موضوع صحبت میکنند و میفرمایند اینکه الان تو کجا باشی، موضوع بسیار مهمی است. همین الآن هر کدام از ما خانه و زندگی داشتیم، بچه داشتیم، کار داشتیم، اما برنامهریزی کردهایم که حتماً در این ساعت و در این لحظه در کنگره حضور داشته باشیم. مهم است که انسان هر بار تصمیم بگیرد که در آن لحظه کجا حضور داشته باشد یا اینکه در سیدی باتلاق آقای امین میفرمایند: «مهم نیست که تو چه لباسی میپوشی و میآیی یا کجای مجلس مینشینی؛ مهم این است که از تو پذیرایی میشود» و این حس بسیار قشنگ، همیشه در لژیون سردار و کارگاههای آموزشی وجود دارد خوش به حال کسانی که تشخیص میدهند در لحظه مناسب، در مکان مناسب باشند و خواسته مناسبی داشته باشند.
به نظرم این موضوعی است که باید هر کسی در شروع خدمت مالیاش به آن توجه کند من فکر میکنم تمام صحبتهایی که آقای امین در سیدی باتلاق مطرح کردهاند، تکلیف همه را روشن کرده است؛ اینکه یک نفر چگونه میتواند جزء کسانی باشد که خداوند به آنها نعمت داده است. صحبتهای من شاید تکرار مکررات باشد؛ ولی خیلی خوشحال میشوم که در مورد کلام آقای امین دوباره صحبت کنم؛ آنجایی که تفاوت انفاق با بخشش را مطرح میکنند و میفرمایند کسی که انفاق میکند، از آن چیزی که خودش سیر میخورد، استفاده میکند و بعد آن چیزی را که اضافه میآید، در اختیار دیگران قرار میدهد. این کار بسیار نیکو و پسندیدهای است برای کسی که بخواهد در این زمینه قدم بردارد اما تفاوت این با گذشت چیست؟ تفاوتش این است که کسی که گذشت میکند، سیر نمیخورد؛ به اندازهای که جان و توان داشته باشد میخورد و باقی آنچه میماند را میبخشد؛ یعنی در سختی میبخشد.
آقای امین یکبار دیگر هم در مورد این موضوع صحبت کردند. زمانی صفت بخشنده بودن را دریافت میکنیم و درون ما نهادینه میشود که در قضیه بخشیدن، سختی وجود داشته باشد و این موضوعی است که باید به آن توجه کنیم. به نظر من صورت مسئله بخشیدن زمانی کاملاً برای من مشخص میشود که از همان قدمهای ابتدایی، حتی اگر میخواهم تازه شروع کنم، این سختی را آغاز کنم و قدمهای کوچکی بردارم اینطور نباشد که من همیشه بخواهم به من داده شود؛ «خدایا به من این را بده، به من آن را بده. خدایا تو کریم هستی، تو بخشنده هستی» و همیشه بخواهم و بگیرم، اما هیچوقت دست دهنده نداشته باشم زمانی که میگوییم جایگزینیِ عدم بخشش، یعنی همین؛ یعنی همیشه خواستهای داشته باشی که از بیرون به تو برسد؛ اما هیچوقت یک حرکت درونی برای اینکه مالی را که داری از خودت جدا کنی، نداشته باشی. مال برای کسی است که بتواند از آن ببخشد.
من در این مدتی که در کنگره هستم، در این زمینه چگونه تمرین کردهام؟ آیا دادهام و نشستهام، همانطور با دهان باز، منتظر اینکه دوباره به من برگردد؟ یا اینکه دادهام و رفته است؟ الان آقای امین هم اجازه پهلوانی میدهند، در زمان اجازه پهلوانی اولین جملهای را که مطرح میکنند این است که «میدانی نباید هیچ تمنایی از هیچکس داشته باشی.» این جمله به نظرم تو را در همان لحظه تکان بزرگی میدهد؛ اینکه حواسم باشد من تا به حال تمنایی داشتهام و حالا به من میگویند حواست باشد که هیچ تمنایی نداشته باشی. تمنا نداشتن یعنی اینکه تو ببخشی و اصلاً منتظر برگشت آن نباشی ما در این جمعهایی که مینشینیم، خیلی میشنویم که مثلاً یکی میگوید وقتی من در لژیون سردار شرکت کردم، یکدفعه از جایی که نمیدانستم، یک مالی یا یک پولی به من رسید، یا یک حسابی داشتم که فراموش کرده بودم و یکدفعه پیدا شد. از این موارد چیزهای زیادی میشنویم اینکه من فکر کنم، مثلاً خانم فلانی چنین صحبتی کردند که یک مالی به من رسید، پس من هم همین کار را انجام بدهم تا آن اتفاق برای من بیفتد، میتواند مشوق انجام این کار باشد و به آدم انگیزه بدهد و انسان باید بداند که در این مسیر قدم برداشتن، در نهایت به آنجا میرسد؛ اما اینکه من همیشه چشمم به این باشد که بگذار بدهم تا ببینم چه میشود این اشتباه است؛ یعنی دقیقاً خیلی وقتها ممکن است انسانها در این مسیرها به راه غلط بروند؛ یعنی با قصد بخشیدن بیایی و همین بخشیدن برای تو حجاب شود؛ یعنی اینکه تمنا داشته باشی و منتظر این باشی که اتفاق عجیبی برایت بیفتد.
من همه اینها را با تمام وجودم تجربه کردهام که الآن در موردشان صحبت میکنم. بعد زمانی که یک ناملایمتی در زندگیات اتفاق میافتد یا یک اتفاق ناگوار رخ میدهد، اولین چیزی که انسان به خودش میگوید این است من که بخشنده بودم، من که عضو لژیون سردار هستم. این یعنی همان جایی که آدم به انحراف کشیده میشود؛ یعنی بخشش میتواند برای آدم حجاب شود؛ درست مثل خدمت که خیلی وقتها برای آدم حجاب میشود چون من الآن شال گردنم هست این همه انرژی میگذارم، میروم و میآیم، پس برای من نباید اتفاقی بیفتد و اگر اتفاقی افتاد من زیر همهچیز بزنم و دیگر به هیچکدام از این کارها و اتفاقات اعتقادی نداشته باشم من همیشه میگویم این تکلیفهایی که در کنگره به ما میدهند و میگویند در هر کجا چگونه باید حرکت کنیم؛ مثلاً میگویند یک جایی باید خدمت مالی داشته باشیم، یا تکلیف دیگرتان این است که سیدی را بنویسید یا ورزشتان را انجام دهید.
هر کدام از اینها فقط و فقط بهخاطر این است که مسیر پیش روی ما را با ابزارهای بسیار محکم و قوی طی کنیم و مثل این است که یک کولهپشتی را از ابتدای سفر به دستت میگیری و با هر قدمی که به جلو میروی، چیزی را برمیداری و در کولهپشتیات میگذاری و بعد کسی در ادامه نیازی پیدا نمیکند که کسی به او کمک کند و خودش میتواند بهراحتی و سبکبال حرکت کند؛ چون تمام ابزارهای مورد نیازش را در این کولهپشتی دارد اگر این تکلیفها را برای ما مشخص میکنند و به ما میگویند انجام بدهید به این دلیل نیست که خودشان در کارشان درماندهاند. مخصوصاً در لژیون سردار روز چهارشنبه آقای مهندس در مورد مقالاتی که ارائه دادهاند و اتفاقات بسیار بزرگی که در زمینه درمان و بسیاری از بیماریها افتاده است، صحبت کردند. همچنین در مورد انواع موادمخدر که هنوز بسیاری از آنها در کشور ما رونق پیدا نکردهاند؛ مثلاً همین فنتالین که در موردش خیلی صحبت میکنند و در کشورهای پیشرفته این ماده مخدر مورد استفاده قرار میگیرد آقای مهندس خیلی راحت و زیبا صحبت میکنند که روی نمونه جانوری انجام دادهایم و نتایج آن را گرفتهایم. اینها یعنی مقدمه یک کار بسیار عظیم که تازه قرار است از این به بعد صدایش دربیاید و زمانی که این صدا به گوش برسد در تمامی مجامع پزشکی انگشت بهدهان خواهند ماند اینها تمام کارهایی که در کنگره انجام شده است.
پیام نگهبان سردار برای من بسیار تکاندهنده است و من همیشه مو به تنم سیخ میشود زمانی که نگهبان سردار این پیام را میخواند؛ اینکه نمیبینیم چه دخترها و پسرهایی دارند در این مسیر به مسلخ میروند و در ادامه چه زیبا میگوید: «تا خداوند به که رخصت دهد.» این برنامه بسیار قوی است و به قول آقای مهندس در این حقیقت بسیار کاملی که مو لای درزش نمیرود؛ چیزی که فکر کنید هزار سال بوده و شاید بشر هزار سال دنبال درمان اعتیاد بوده هزار سال بشر دنبال درمان سرطان میگشته و انواع و اقسام مشکلاتی که ما در کنگره شاهد حل شدن آنها هستیم این اتفاق باید در این عصر بیفتد. من همیشه میگویم ما چقدر خوشبختیم که در چنین مسیری قرار گرفتهایم؛ به رهبری و هدایت مرد بزرگی که واقعاً دانشمند زمان ماست. قدر تمام سفارشها و توصیههایی را که به ما میکند، بدانیم اگر به ما میگوید در قضیه خدمت مالی شرکت کنیم، اگر به ما میگوید در مسائلی که مثلاً مالی به شما میرسد یا مالی را به دست میآورید، از خودگذشتگی داشته باشید و بیایید و آن را صرف چنین جایی کنید.
من خیلی از آدمها را دیدهام که مشکلی را با آقای مهندس مطرح کردهاند و آقای مهندس همان لحظه میگویند تا به حال چه قدر به کنگره کمک کردهای؟ این یعنی یک دنیا حرف برای ما دارد؛ اینکه ببینیم کمک کردن و خدمت کردن مالی چه قدر میتواند در باز کردن گرهها مؤثر باشد. یکی از مهمترین اتفاقاتی که میافتد این است که بچهها خیلی میگویند: مثلاً در لژیون سردار نشستیم، فلان مشکلمان حل شد، فلان گرهمان باز شد یا از روزی که عضو لژیون سردار شدم، اتفاقات خوبی افتاده است علت اصلی این است که کاری که داریم انجام میدهیم یک ارزش است و هر کسی که در راه ارزشها حرکت کند، محکوم به باز شدن گرههای زندگیاش است. منتها شرط بسیاربسیار مهمش این است که هیچ توقع و تمنایی نداشته باشیم کارش را انجام بدهد و برود؛ همانطور که آقای مهندس هم تأکید میکنند، انگار این پول را در رودخانه ریختهای، انگار که از ابتدا نداشتهای باید در این قضیه اینگونه عمل کنیم. امیدوارم فرصتی را که به ما داده شده است، قدر بدانیم.
من همیشه میگویم فرصتهایی که در کنگره وجود دارد گاهی ممکن است در اثر غفلت ما، بر اثر بستن چشمهایمان و بر اثر اینکه فکر کنیم گاهی دیگر زیادی تکراری شده است از ما گرفته شود، اگر تکرار است، باید هر بار برای ما تازگی داشته باشد. خدای نکرده دچار بیماری بیتفاوتی نشویم. اطراف ما خیلیها هستند که هنوز راهشان را به کنگره پیدا نکردهاند در میان دوستان و آشنایان خیلیها را میبینیم این فرصت را غنیمت بشماریم اگر اینجا هستیم، باید قدرش را بدانیم و طبق دستوراتی که داده میشود، عمل کنیم. من همیشه میگویم اگر من نباشم که این خدمت مالی را انجام ندهم، چه اتفاقی میافتد؟ مثل این است که از آب اقیانوس یک قطره کم شود که بلافاصله جایگزین میشود. اینقدر آدمهای عاشقی هستند که حقیقت کنگره را درک کردهاند و برایشان مهم است که در کنگره هر نقشی را که میتوانند از خودشان به جای بگذارند. تاریخ گلریزان دقیقاً اعلام نشده است. به نظرم روزی است که هر کدام از ما فرصت این را داریم که نقش زیبایی از خودمان به جا بگذاریم و از همه مهمتر اینکه من همیشه در لژیون سردار گفتهام اعضاء لژیون سردار مسئولیتشان مربوط به خودشان است و کاری که خودشان دارند انجام میدهند، بخشی از آن این است که از تجربه خودشان برای دیگران بازگو کنند و این موضوع بسیار مهم است.
.jpg)

.jpg)
تایپیست: همسفر بیتا رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر شکیبا (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جهانبین شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
845