جلسه یازدهم از دوره سوم سری کارگاه آموزشی خصوصی همسفران آقا نمایندگی خواجو، با استادی مسافر ولی الله، نگهبانی همسفر سهیل و دبیری همسفر محمد حسین با دستور جلسه: "صورت مسئله اعتیاد" روز شنبه ۴ مهر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز بهکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکرم که بار دیگر این فرصت را به من عطا کرد تا در کنگره ۶۰، در کنار دوستان و عزیزان حضور داشته باشم. کنگره مکانی است که همواره انسان را به سوی روشنایی، آرامش و داشتن یک زندگی سالم هدایت میکند.
در خصوص دستور جلسه امروز، یعنی «صورتمسئله اعتیاد»، باید به این موضوع اشاره کنم که آقای مهندس در سال ۱۳۷۵ سفر درمانی خود را آغاز کردند و در سال ۱۳۷۶ به پایان رساندند. ایشان پس از تجربه موفق درمان، مقالهای درباره این سفر و یافتههای خود نوشتند که سرآغاز شناخت علمی اعتیاد و ارائه روشی برای درمان آن شد.
تا پیش از آن، بسیاری از افراد اعتیاد را صرفاً به مصرف مواد مخدر نسبت میدادند و شناخت درستی از ماهیت این بیماری نداشتند. من نیز یکی از همان افراد بودم. حدود چهل سال با اعتیاد درگیر بودم و همیشه از خودم میپرسیدم که چرا نمیتوانم مصرف مواد را کنار بگذارم. در ابتدای مصرف، لذت و انرژی حاصل از آن برایم اهمیت داشت؛ اما بهتدریج شرایط تغییر کرد و دیگر نمیتوانستم از این وابستگی رهایی پیدا کنم. راههای مختلفی را امتحان کردم، اما هیچکدام نتیجه مطلوبی نداشت.
آقای مهندس با شناخت دقیق صورتمسئله اعتیاد، توانستند روشی علمی برای درمان ارائه دهند. این روش، که بر اساس شناخت جسم، روان و جهانبینی شکل گرفته است، راهی برای درمان پایدار اعتیاد فراهم کرد. مقاله ایشان نیز در محافل علمی و دانشگاهی مورد توجه قرار گرفت.
یکی از موضوعاتی که در این مسیر برای من اهمیت زیادی پیدا کرد، شناخت ماهیت مواد مخدر بود. برای مثال، تریاک گیاهی است که ترکیبات آن در ساخت بسیاری از داروهای مسکن و بیهوشی مورد استفاده قرار گرفته است؛ اما مصرف نادرست آن میتواند آسیبهای فراوانی به انسان وارد کند.

همانطور که آقای مهندس در یکی از صحبتهای خود اشاره کردند، چاقویی که در دست پزشک قرار میگیرد، وسیلهای برای نجات جان انسان است؛ اما اگر از آن به شکل نادرست استفاده شود، میتواند آسیبهای جدی به همراه داشته باشد. مواد مخدر نیز چنین وضعیتی دارند. مسئله اصلی، شناخت صحیح و چگونگی استفاده از آنهاست. متأسفانه ما در دوران مصرف، درک درستی از تخریبهایی که به جسم، روان و زندگی خود وارد میکردیم، نداشتیم.
من در سال ۱۳۹۱ سفر درمانی خود را در کنگره ۶۰ آغاز کردم. در آن زمان، تصور میکردم مواد مخدر به من انرژی میدهد و باعث لذت من میشود؛ درحالیکه بهتدریج جسم، روان و جهانبینی من را تخریب کرده بود. با ورود به کنگره و آشنایی با روش درمانی DST، متوجه شدم که درمان اعتیاد تنها به قطع مصرف مواد محدود نمیشود، بلکه باید جسم و روان به تعادل برسند و جهانبینی انسان نیز تغییر کند.
در این روش، با استفاده از شربت OT و طی کردن سفر درمانی، جسم بهتدریج بازسازی میشود و روان نیز به تعادل نزدیک میشود. از سوی دیگر، آموزشهای جهانبینی به ما کمک میکند تا نگرش خود را نسبت به زندگی و مسائل پیرامونمان اصلاح کنیم. این سه ضلع، یعنی جسم، روان و جهانبینی، نقش اساسی در درمان دارند و شناخت ارتباط میان آنها از مهمترین دستاوردهای کنگره ۶۰ است.
امروز، با گذشت سالها از آغاز فعالیت کنگره ۶۰، آقای مهندس علاوه بر درمان اعتیاد، تحقیقات خود را در زمینه بیماریهای دیگر نیز ادامه دادهاند. این تحقیقات و مقالات در اختیار مراکز علمی و دانشگاهی قرار گرفتهاند و برخی از آنها نیز در حال بررسی و مطالعه هستند. امیدوارم این تلاشها بتواند در آینده به شناخت بهتر بیماریها و کمک به انسانهای بیشتری منجر شود.
من در دوران مصرف، مشکلات جسمی متعددی داشتم. بیماریهای مربوط به ریه، قلب و کلیه، در کنار مشکلات ناشی از مصرف سیگار و اضافهوزن، زندگی مرا تحت تأثیر قرار داده بودند. اما در طول سفر درمانی، با آموزشها و تغییراتی که در سبک زندگی خود ایجاد کردم، بسیاری از این مشکلات بهبود یافتند. تجربه من نشان داد که سفر درمانی تنها به رهایی از اعتیاد محدود نیست، بلکه میتواند زمینهساز تغییرات مثبت دیگری در زندگی انسان باشد.
یکی دیگر از دستاوردهای ارزشمند کنگره ۶۰، کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» است. به نظر من، این کتاب برای یک مسافر در مسیر درمان، جایگاه ویژهای دارد. همانطور که قرآن کریم راهنمای زندگی انسان و هدایتگر او به سوی روشنایی است، این کتاب نیز به مسافر کمک میکند تا راه خروج از تاریکی را بشناسد و شیوه درست زندگی کردن را بیاموزد.
من حدود پانزده سال است که با کنگره ۶۰ آشنا شدهام و در این مدت، همواره تلاش کردهام در جلسات حضور داشته باشم، آموزش بگیرم و خدمت کنم. البته در مواقعی که به مسافرت میرفتم، امکان حضور نداشتم؛ اما در مجموع، همواره کنگره را مکانی برای یادگیری و رشد خود میدانستم. در این مدت، دو دوره نیز در جایگاه مرزبانی شعب مختلف خدمت کردم و از این فرصتها تجربیات ارزشمندی به دست آوردم.
یکی از موضوعات مهمی که در کنگره آموختم، نقش همسفران در مسیر درمان است. همسفران را میتوان بالهای پرواز مسافران دانست؛ زیرا حضور و همراهی آنها در مسیر درمان بسیار ارزشمند است. بسیاری از افرادی که امروز در کنگره به جایگاه راهنمایی و خدمت رسیدهاند، از همراهی همسفران خود بهرهمند بودهاند.
همسفران نیز مانند مسافران به آموزش نیاز دارند تا بتوانند شرایط یکدیگر را بهتر درک کنند. زمانی که یک مسافر وارد مسیر درمان میشود، بهتدریج تغییراتی در جسم، روان و نگرش او ایجاد میشود. ممکن است خانواده در ابتدا درک کاملی از این تغییرات نداشته باشد؛ اما با حضور در کنگره و دریافت آموزشها، همسفر نیز میتواند این مسیر را بهتر بشناسد و همراهی مؤثرتری داشته باشد.
به همین دلیل، آموزش همسفران اهمیت فراوانی دارد. آنها باید بدانند که درمان اعتیاد یک فرایند تدریجی است و برای رسیدن به تعادل، صبر و آموزش ضروری است. همچنین باید با تغییرات مثبت مسافر آشنا شوند و در مسیر زندگی سالم، همراه او باشند.
از دیگر موضوعات مهم در صورتمسئله اعتیاد، شناخت مبدأ و مقصد سفر است. هر مسافری که وارد کنگره میشود، باید بداند از کجا حرکت کرده و به کجا میخواهد برسد.
من در دوران مصرف، همواره در تاریکی اعتیاد به سر میبردم و بیشتر به دنبال مکانی بودم که بتوانم در آن مواد مصرف کنم. اما زمانی که وارد کنگره شدم، تصمیم گرفتم گذشته خود را پشت سر بگذارم، آموزش بگیرم و تابع قوانین و حرمتهای کنگره باشم. با راهنمایی راهنمای خود و حضور منظم در جلسات، توانستم مسیر درمان را طی کنم و به رهایی برسم.
مبدأ سفر من، دوران تاریکی و وابستگی به مواد مخدر بود و مقصد آن، رسیدن به روشنایی، آرامش و زندگی سالم است. آقای مهندس همواره تأکید دارند که در سفر اول، مسافر باید جسم خود را به تعادل برساند؛ اما در سفر دوم، موضوع اصلی، یادگیری روش صحیح زندگی کردن است. این آموزشها به ما کمک میکنند تا پس از درمان نیز بتوانیم مسیر رشد و پیشرفت خود را ادامه دهیم.
زمانی که درگیر اعتیاد بودم، خانوادهام نیز شرایط دشواری را تجربه میکردند. در آن دوران، سه پسر داشتم و با وجود اینکه در محیط کار و جامعه با افراد مختلف در ارتباط بودم، اعتیاد همچنان بخش مهمی از زندگی مرا تحت تأثیر قرار داده بود. امروز که به گذشته نگاه میکنم، متوجه میشوم که ورود به کنگره و آشنایی با آموزشهای آن، چه تغییر بزرگی در زندگی من و خانوادهام ایجاد کرده است.
گاهی راهنمایان کنگره میگویند که اگر دوباره به گذشته بازمیگشتند، حاضر بودند آن دوران سخت را تجربه کنند تا بار دیگر فرصت حضور در کنگره و خدمت به انسانها را به دست آورند. این موضوع نشان میدهد که خدمت در کنگره تا چه اندازه میتواند ارزشمند باشد. آموزش گرفتن، آموزش دادن و کمک به دیگران برای خروج از تاریکی، از نعمتهای بزرگی است که کنگره در اختیار ما قرار داده است.
من نیز در طول این سالها، علاوه بر تجربه درمان اعتیاد، با بیماری دیگری روبهرو شدم. در سال ۱۴۰۱ مشخص شد که توموری در مغزم وجود دارد. پس از انجام عمل جراحی، تومور تخلیه شد؛ اما بخشی از آن باقی ماند و دوباره رشد کرد. به همین دلیل، طی یک سال دو بار تحت عمل جراحی قرار گرفتم.
با ادامه این شرایط، موضوع را با آقای مهندس و آقای حکیمی در میان گذاشتم و از راهنماییهای آنها بهرهمند شدم. سپس سفر ایکس را آغاز کردم. این سفر حدود دو سال و نیم طول کشید و در این مدت، روند رشد تومور متوقف شد و وضعیت من بهبود پیدا کرد.
این تجربه برای من بسیار ارزشمند بود و باعث شد اهمیت آموزشها و حمایتهایی را که در کنگره دریافت میکنیم، بیشتر درک کنم. البته هر بیماری شرایط خاص خود را دارد و نمیتوان تجربه یک فرد را به همه تعمیم داد؛ اما این تجربه شخصی، برای من نشاندهنده اهمیت پیگیری و توجه به سلامت جسم و روان بود.
در پایان، باید بگویم که انسان تا زمانی که زنده است، به آموزش نیاز دارد. کنگره ۶۰ این فرصت را برای ما فراهم کرده است تا در کنار درمان، به یادگیری و خدمت نیز بپردازیم. امیدوارم همه ما بتوانیم از آموزشهای ارزشمند آقای مهندس بهرهمند شویم، در مسیر درست حرکت کنیم و با خدمت به دیگران، زمینهساز آرامش و حال خوش خود و اطرافیانمان باشیم.


صدا و عکس: همسفر مهدی لژیون سوم
ویرایش و ارسال:همسفر امین لژیون اول
گروه سایت همسفران آقا نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
367