دکتر امین دژاکام در فایل صوتی «تنوع حس» میفرمایند: حیات و رشد انسانها و هستی همیشه با تنوع حس همراه است. کشوری قدرتمند است که در آن تنوع فرهنگ، آداب، لباس، غذا و تنوع گویش وجود دارد؛ چراکه هرکدام عطر خاصی دارند. باغی که تنوع درخت نداشته باشد، زیبا نیست و این یک الگو است. حیات، رشد و تکامل در سایه این تنوع حس است و فقدان آن مساوی با نبود حیات و از بین رفتگی است. هر انسانی برای خودش نفسی است و هر نفس هم خواستهای دارد. حالا چرا هر نفس با نفس دیگر متفاوت است؟ چون خواستهها متفاوت هستند. پس هر نفس یک عطر و یک رنگ دارد.
خواستهها هم معقول و هم نامعقول هستند. آن بستری که شرایط را فراهم میکند تا نیازها و خواستهها برآورده شوند، باعث میشود عطر هرکسی در آن فضا تراوش کند. ما باید غیر از نیازها و احساسات خود، نیازها و احساسات دیگران را هم دریافت کنیم؛ اگر اینطور نباشد، انسان تبدیل به موجودی سختگیر و ناخودآگاه بیرحم میشود و با این سختگیری و نادیده گرفتن احساسات طرف مقابل، تنوع حس از بین میرود. در هر مسئلهای نباید صرفاً با منظر عقل و منطق و اصول پیش رفت؛ باید قسمت قلب و احساس را هم در نظر گرفت؛ چراکه این دو مکمل یکدیگرند.
اگر بخواهیم چیزهای خوشمزه، حسهای خوب و کارهای انرژیبخش داشته باشیم بایستی تنوع حس داشته باشیم. باید قلب و احساس مکمل هم باشند تا مسائل را تجزیه و تحلیل کنند. مشکل همیشه، بیتعادلی و عدم رشد متناسب اینهاست. خیلی مهم است که در حین رشد، به قلب و احساسات توجه کنیم؛ نه اینکه فقط ببینیم در درونمان چه وجود دارد و بعد آنها را پیاده کنیم. اگر احساس طرف مقابل را دریافت کنید، زمانی که او داد میزند، متوجه میشوید که پشت داد زدنش چه چیزی وجود دارد. وقتی میخواهید شخصی را تنبیه کنید، باید ببینید اشتباه آن شخص تعمدی بوده یا سهوی؛ چراکه انسانها از روی عمد نمیخواهند اشتباه کنند و در ۹۹ درصد موارد میخواهند کار خوب را انجام دهند.
شاید یک درصد کسانی وجود داشته باشند که میخواهند اشتباه یا خلاف کنند. اگر قلب بسته باشد، شما همان یک درصد را میبینید و هرکسی که اشتباه کرد، او را مقصر میدانید و با او سفت و سخت برخورد میکنید؛ ولی اگر قلب بزرگ باشد، با یک حرکت کاری میکنید که کارهای خوب او بیشتر شود. مثلاً راهنما میتواند طوری با رهجو برخورد کند که او بهخوبی در جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ خدمت نماید و همه چیز سیر صعودی داشته باشد، نه اینکه به سقوط و خروج از کنگره ۶۰ ختم شود.
در این صورت، همه چیز را حذف میکنیم و میخواهیم همه چیز طبق خواسته ما اجرا شود و در اینجا فرد به چرخه تاریکی بازمیگردد و بیماریها و مشکلات مجدد بروز پیدا میکنند. در کنگره ۶۰ ما وارث باغی پرگل هستیم و برای اینکه باغ ما پرگلتر شود، بایستی به نقاط زیبا دسترسی پیدا کنیم. برای رسیدن به این امر مهم، در مرحله تکامل عقل باید به رشد قلب و احساس هم توجه نماییم تا بتوانیم حس یکدیگر را دریافت کنیم. اگر در هر جایگاهی ارتباط خوبی با اطرافیان برقرار کنیم، کمکم مسائل حل میشوند.
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر شیدا( لژیون پانزدهم)
رابط خبری : همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر شیدا( لژیون پانزدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر عفت(نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی البرز(کرج)
- تعداد بازدید از این مطلب :
199