English Version
This Site Is Available In English

شناخت صورت مسئله، ابتدای راه درمان و زندگی درست

شناخت صورت مسئله، ابتدای راه درمان و زندگی درست

در ورزش تیراندازی باکمان، پیش از این‌که تیر را رها کنم ابتدا باید هدف را ببینم و بشناسم. لازم است بدانم در چه موقعیتی ایستاده‌ام، فاصله‌ام تا هدف چه قدر است و با چه ابزاری می‌خواهم به آن هدف برسم. اگر هدف را درست نشناسم، حتی اگر بهترین کمان و بهترین تیر را هم داشته باشم، ممکن است تیر هیچ‌وقت به هدف نخورد. تیرانداز قبل از رها کردن تیر باید وضعیت بدنش را تنظیم کند، کمانش را بشناسد، نحوه ایستادنش را اصلاح کند و بعد تیر را رها کند. بی‌شک اگر عجله کند و فقط بخواهد تیر را پرتاب کند، ممکن است تیر از مسیر خارج شود و به هدف نرسد.

به نظرم اعتیاد هم دقیقاً همین‌طور است. وقتی صورت‌مسئله را اشتباه ببینیم، راه‌حل را هم اشتباه انتخاب می‌کنیم. بسیاری تصور می‌کردند که اعتیاد فقط یک وابستگی به ماده یا فقط مسئله خواستن و نخواستن و اراده است؛ اما جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ به من یاد داد که قبل از درمان باید مسئله را درست بشناسیم. در نگاه کنگره، اعتیاد فقط با قطع کردن مصرف ماده تمام نمی‌شود. در اثر مصرف طولانی‌ مدت، جسم و روان انسان دچار تغییراتی شده‌اند و برای رسیدن به تعادل باید این تغییرات را شناخت و برای آن‌ها راه درمان داشت. اینجاست که به نظرم اهمیت «صورت مسئله اعتیاد» خودش را نشان می‌دهد.

زمانی که مهندس حسین دژاکام صورت‌مسئله اعتیاد را از این زاویه بررسی کرد، به این نتیجه رسید که برای درمان، فقط کنار گذاشتن ماده کافی نیست؛ باید جسم و روان فرصت پیدا کنند تا به‌تدریج بازسازی و به تعادل برسند. روش DST در کنگره۶۰ نیز بر همین اساس، درمان را به‌صورت تدریجی، منظم و پله‌ای پیش می‌برد نه با یک قطع ناگهانی و واردکردن فشار به جسم. در این روش، ماده‌ای که فرد مصرف می‌کند تبدیل ماده مصرفی به OT، در یک برنامه مشخص و تحت نظر راهنما به تدریج کاهش پیدا می‌کند تا جسم که در اثر مصرف طولانی مدت آسیب‌ دیده‌اند، فرصت بازسازی و برگشت به تعادل را داشته باشد. در کنار جسم، روان و جهان‌بینی هم باید آموزش بگیرند و تغییر کنند. به همین دلیل در کنگره درمان فقط کم کردن یا قطع مصرف نیست؛ بلکه مسیری است که در آن جسم بازسازی می‌شود، روان به آرامش و تعادل نزدیک می‌شود و جهان‌بینی فرد نیز با آموزش تغییر می‌کند.

در سفر ویلیام نیز این موضوع برای من بسیار ملموس‌تر شد. این‌که نیکوتین فقط یک سیگار نیست که مصرف‌کننده با زور اراده آن را کنار بگذارد. من یاد گرفتم که در اثر مصرف نیکوتین، در جسم تغییراتی رخ می‌دهد و برای درمان این وابستگی باید این تغییرات را شناخت و اجازه داد جسم به‌تدریج به تعادل خود بازگردد. وقتی صورت مسئله را این‌طور می‌بینم، درمان دیگر شبیه جنگ با خود نیست. دیگر قرار نیست در یک‌ شب چیزی را از خود بگیرم و با تمام توان مقاومت کنم؛ باید آموزش ببینم، صبر داشته باشم، به روش درمان اعتماد کنم و قدم‌به‌قدم حرکت کنم.

در تیراندازی باکمان گاهی یک تغییر خیلی کوچک در زاویه بدن، نحوه گرفتن کمان یا نقطه هدف می‌تواند مسیر تیر را کاملاً عوض کند. در زندگی هم یک شناخت درست و یک آموزش درست می‌تواند مسیر انسان را تغییر دهد؛ بنابراین صورت مسئله اعتیاد فقط شناخت یک بیماری نیست؛ شناختن نقطه‌ای است که فرد در آن ایستاده است، شناختن هدفی است که می‌خواهد به آن برسد و پیدا کردن راهی است که او را به آن هدف می‌رساند؛ همان‌طور که امروز در تیراندازی یاد گرفته‌ام قبل از این‌که تیر را رها کنم، نشانه بگیرم و شرایط خود را تنظیم کنم، در درمان اعتیاد هم یاد گرفتم قبل از این‌که بخواهم چیزی را تغییر دهم؛ باید صورت مسئله‌اش را درست بفهمم. شاید قشنگ‌ترین قسمت مسیر همین باشد؛ این‌که وقتی راه را درست بشناسم، دیگر مجبور نیستم با عجله حرکت کنم. می‌توانم آرام‌تر، آگاه‌تر و با اعتماد بیشتری قدم بردارم و تیر را روی هدف بنشانم.

نویسنده: همسفر نگار رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
همسفران خانم باشگاه تیراندازی باکمان کنگره 60

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...