همسفر الناز در باب دستور جلسه بیان کرد:
مطلبی که از صحبتهای آقای مهندس به یادم میآورم این است که هر کاری را که میخواهیم انجام بدهیم، اول باید صورت مسئله آن موضوع برایمان مشخص باشد و بعد حرکت کنیم. تا زمانی که ندانیم دقیقا با چه مسئلهای روبهرو هستیم، طبیعی است که نمیتوانیم راهحل درستی برای آن پیدا کنیم. علم حقیقی، علمی است که بتواند به سؤالهای ما پاسخ درست بدهد در غیر این صورت، وارد حدس و گمان میشویم. بنابراین در درمان اعتیاد هم باید روشی را پیدا کنیم که بر اساس شناخت درست از جسم، سازوکار بدن، ماده مخدر و تأثیری که ماده مخدر بر جسم و سیستمهای مختلف آن میگذارد بتواند درمان را به شکل صحیح انجام دهد؛ اگر بدون تفکر و شناخت کافی از روشهای مختلف استفاده کنیم، ممکن است فقط با ظاهر مسئله مقابله کنیم، بدون اينکه ریشه و صورت مسئله را بشناسیم به همین دلیل، در هر کاری ابتدا باید بدانیم دنبال چه چیزی هستیم و قرار است از چه مسیری به خواسته خود برسیم چه این موضوع خرید یا اجاره خانه باشد، چه ازدواج و زندگی مشترک، چه فرزندآوری و چه مسائل و تصمیمهای دیگری که در زندگی با آنها روبهرو میشویم.
در مورد اعتیاد هم دقیقا همین موضوع وجود دارد وقتی میخواهیم اعتیاد را درمان کنیم، ابتدا باید صورت مسئله اعتیاد را بشناسیم و بدانیم چه اتفاقی برای جسم و روان فرد مصرفکننده افتاده است. بعد از آن میتوانیم از یک روش و علم تجربهشده که پاسخ مناسبی برای این مسئله دارد، استفاده کنیم. یکی از اولین قدمهایی که آقای مهندس برداشتند، ارائه مقالهای تحت عنوان صورت مسئله اعتیاد بود که آن را به دانشگاه سیستان ارائه کردند و در سال ۷۷ برای سخنرانی در این زمینه دعوت شدند. ایشان حدود سی سال پیش مطرح کردند که روشهای درمان اعتیاد موجود در جامعه بهجز درمان DST پاسخگوی صورت مسئله اعتیاد نیستند و امروز هم همچنان بر همین موضوع تأکید دارند به نظر من دلیل اهمیت این موضوع این است که اگر صورت مسئله بهدرستی شناخته و حل نشده باشد با تغییر دادن روشها، اصل مشکل همچنان باقی میماند. ممکن است شکل کار تغییر کند یا روشهای مختلفی را امتحان کنیم؛ اما تا زمانی که شناخت درستی از خود مسئله نداشته باشیم، نمیتوانیم انتظار داشته باشیم به یک نتیجه درست و پایدار برسیم.
این موضوع فقط مختص اعتیاد نیست و در تمام مسائل زندگی میتواند به ما کمک کند. گاهی اوقات ما فقط به دنبال پیدا کردن یک راهحل هستیم، در حالی که هنوز برای خودمان مشخص نکردهایم مشکل اصلی چیست. در چنین شرایطی ممکن است راهی را انتخاب کنیم که نهتنها مسئله را حل نکند؛ بلکه باعث پیچیدهتر شدن آن هم بشود. در واقع، زمانی که صورت مسئله نامشخص باشد، هیچکس قادر نیست آن مسئله را به شکل درست حل کند. بنابراین اولین قدم، شناخت و مشخص کردن صورت مسئله موضوع مورد نظر است؛ حتی اگر این موضوع یک گره عاطفی در زندگی، یک مشکل در روابط انسانی یا احساس ناشناختهای باشد که برای هر انسانی ممکن است پیش بیاید.
وقتی بتوانیم مسئله را درست ببینیم و آن را بشناسیم، تازه مسیر پیدا کردن راهحل برایمان روشنتر میشود. بعد از تشخیص و شناخت مسئله؛ باید در جستوجوی آگاهی باشیم و تلاش کنیم با یاری گرفتن از اضلاع دانایی، تفکر، تجربه و آموزش، روش صحیحی برای حل آن پیدا کنیم به همین دلیل، صورت مسئله فقط یک اصطلاح در بحث درمان اعتیاد نیست؛ بلکه میتواند یک نگاه و یک روش برای زندگی باشد. اينکه قبل از هر اقدامی، کمی مکث کنیم، مسئله را درست بشناسیم، سؤالهای خودمان را پیدا کنیم و بعد بر اساس آگاهی و شناخت، حرکت کنیم. شاید بسیاری از مشکلات زمانی قابل حل میشوند که قبل از هر چیز، یاد بگیریم مسئله را درست ببینیم.
نویسنده: همسفر الناز رهجوی راهنما همسفر افسانه (لژیون سوم)
رابطخبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر افسانه (لژیون سوم)
تنظیم و ارسال: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر افسانه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
198