English Version
This Site Is Available In English

سایت کنگره ۶۰ را می‌توان بزرگ‌ترین شعبه کنگره دانست

سایت کنگره ۶۰ را می‌توان بزرگ‌ترین شعبه کنگره دانست

ششمین جلسه از دوره سی‌ودوم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی عطار نیشابوری ، ویژه مسافران و همسفران روزهای پنجشنبه با استادی:دیده‌بان محترم مسافرعلیرضا، نگهبانی مسافر هادی  و دبیری: مسافرسلمان با دستور جلسه  «از سایت،فضای مجازی و هوش مصنوعی در کنگره 60 چگونه استفاده می کنم؟» پنج‌شنبه 2 مهرماه  1405 ساعت 17 آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان، علیرضا هستم، یک مسافر.
خیلی خوشحالم که امروز در خدمت نمایندگی عطار نیشابوری هستم.
اسم بزرگی است که این شعبه نام آن را یدک می‌کشد و امیدوارم بتوانیم در شأن این نام قدرتمند حرکت کنیم،دستور جلسه امروز، «سایت و فضای مجازی» و هفته تجلیل از اعضایی است که در سایت کنگره ۶۰ خدمت می‌کنند.
سایت کنگره ۶۰ را می‌توان بزرگ‌ترین شعبه کنگره دانست. شاید در این شعبه دویست نفر حضور داشته باشند و صحبت‌های من را همین تعداد بشنوند، اما وقتی وارد سایت کنگره می‌شویم، می‌بینیم یک مطلب ممکن است چندهزار نفر بازدید داشته باشد. زمانی که لایو کنگره برگزار می‌شود نیز ممکن است هزاران نفر از این طریق آموزش بگیرند،بنابراین مهم است که تمام اعضای کنگره به توانایی استفاده صحیح از این موهبت برسند. آقای مهندس بارها تأکید کرده‌اند که وقتی وارد سایت کنگره می‌شویم، مطالب را مطالعه کنیم، نظر بدهیم، لایک کنیم و در صورت حضور در یک نمایندگی، اعلام حضور داشته باشیم. این اعلام حضور، مانند این است که بگوییم: «من در این نمایندگی حاضر هستم و در حال آموزش گرفتن هستم.»
بحث اصلی، آموزش است. ما در کنگره از طریق سی‌دی‌ها، مطالب و آموزش‌هایی که ارائه می‌شود، دانش و آگاهی کسب می‌کنیم. ما از یکدیگر آموزش نمی‌گیریم؛ بلکه از تجربیات یکدیگر و تأثیری که دستورجلسات و وادی‌ها بر ما می‌گذارند، استفاده می‌کنیم. منبع اصلی آموزش و دانش کنگره، بنیان کنگره و مطالبی است که از این مسیر ارائه می‌شود.
به همین دلیل آقای مهندس تأکید زیادی دارند که سی‌دی‌ها را دقیق گوش کنیم و مطالب آن را دقیق بنویسیم؛ چون قرار است انسان فرهیخته و متفاوتی شویم، انسانی با معرفت و شناخت. قرار است نسبت به مسائلی که در زندگی با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم، شناخت پیدا کنیم.
امروز با هوش مصنوعی و فضای مجازی نیز روبه‌رو هستیم. وقتی وارد فضای مجازی می‌شویم، می‌توانیم ببینیم به چه چیزهایی علاقه داریم و ذهن ما بیشتر به دنبال چه چیزی می‌رود. در واقع فضای مجازی تا حدودی شبیه ذهن انسان است؛ همان‌طور که ذهن، ما را به سمت تصاویر و خواسته‌های مختلف می‌برد، فضای مجازی نیز بر اساس انتخاب‌ها و جست‌وجوهای ما، مطالب و تصاویر مختلفی را پیش روی ما قرار می‌دهد،اگر من ندانم چه می‌خواهم و فرمان ذهن و فضای مجازی را در اختیار خودم نداشته باشم، این فضا می‌تواند من را با خودش ببرد. ساعت‌ها ممکن است درگیر تصاویر و خواسته‌هایی باشم که هیچ ارتباطی با هدف اصلی زندگی من ندارند.
ما در کنگره دنبال معرفت و شناخت هستیم. دنبال این هستیم که ناتوانی‌های خودمان را به توانمندی تبدیل کنیم و از ترس‌ها و ناکامی‌ها عبور کنیم. ذهن انسان و ضمیر ناخودآگاه معمولاً تمایل دارد در همان تجربیات گذشته باقی بماند و تجربه جدید برایش دشوار است؛ مگر اینکه با آموزش و دانایی بتوانیم ذهن خودمان را آرام و تحت اختیار خود قرار دهیم.
در سفر اول، بسیاری از مسائل برای مسافر مشخص و کنترل‌شده است. مسافر بر اساس برنامه و فرمان راهنما حرکت می‌کند؛ یک‌پنجم کم می‌کند، در زمان مشخص دارو را مصرف می‌کند و طبق برنامه جلو می‌رود. در این مرحله، مسافر بیشتر فرمانبردار است و از این طریق به درمان می‌رسد.
اما در سفر دوم، شرایط متفاوت است. آنجا دیگر باید بتوانم زندگی خودم را بسازم؛ خانواده‌ام را آباد کنم، کارم را سامان بدهم و به تزکیه و پالایش بپردازم. در این مرحله، لازم است از بسیاری از تعلقات مادی عبور کنم و مهم‌تر از همه، بخشش را تجربه کنم،به نظر من، یکی از عوامل مهمی که به ما کمک می‌کند تصاویر و دردهای گذشته را پاک کنیم، بخشش است. تا زمانی که نتوانم گذشته را ببخشم، نمی‌توانم تصویر جدیدی درذهن خودم ترسیم کنم.
کنگره ۶۰ ساختاری دارد که همه چیز در آن حساب‌شده است؛ از برنامه سفر اول گرفته تا آموزش‌ها و خدمت‌ها. در سفر اول، بهای درمان، فرمانبرداری، منظم بودن، تهیه دارو، مصرف صحیح و نوشتن سی‌دی‌هاست. اما در سفر دوم، بهای حرکت چیز دیگری است؛ بخشش، عبور از ماده و مادیات، شناخت خواسته‌های معقول و نامعقول و تغییر صفات گذشته به صفات بهتر،اگر قرار باشد همان انسانی باشم که روز اول وارد کنگره شد، پس چه اتفاقی برای من افتاده است؟ قرار است در من تغییری ایجاد شود، قرار است انسانی باشم که دیگران نیز برایش اهمیت داشته باشند و بتواند از مال، زمان، توانایی و داشته‌های خودش برای دیگران ببخشد. در مورد لژیون سردار هم گاهی تصور می‌کنیم موضوع فقط پول دادن است، در حالی که مسئله اصلی، آموزش بخشش است.

من خودم را جدا از کنگره نمی‌دانم؛ من هم مانند همه دوستان، شاگرد کنگره هستم. همه ما در کنگره در حال آموزش گرفتن هستیم؛ فقط ممکن است یکی چند سال جلوتر و دیگری چند سال عقب‌تر باشد.
وقتی به‌طور مداوم در کنگره حضور داریم، آموزش‌ها تأثیر خودشان را می‌گذارند؛ اما زمانی این آموزش‌ها در زندگی بیرون از کنگره عمیق‌تر می‌شوند که بتوانیم بخشش را تجربه کنیم،لژیون سردار یکی از بخش‌های مهم کنگره است. شاید در ابتدا خیلی‌ها علاقه‌ای به حضور در آن نداشته باشند، اما وقتی مفهوم بخشش را درک کنیم، نگاه ما تغییر می‌کند.
بخشش فقط پول دادن نیست. بخشی از آن می‌تواند خدمت کردن، کمک کردن، سفر کردن برای خدمت، مشارکت کردن، تهیه غذا و نذری دادن یا کمک مالی باشد،حتی ممکن است کسی فرصت حضور در کنگره را نداشته باشد، اما بتواند با خرید چند گونی برنج و کمک به دیگران، سهم خودش را در بخشش ادا کند،اگر می‌خواهیم انسان ثروتمندی باشیم، منظور فقط پولدار بودن نیست؛ ثروتمند بودن یعنی بتوانیم از داشته‌های خودمان بهره ببریم و به دیگران نیز بهره برسانیم.
من در این چند سال به این نتیجه رسیده‌ام که بخشی از مال حلال دیگران در مال حلال من است و بخشی از داشته‌های من نیز باید به دیگران برسد. وقتی این موضوع را می‌فهمیم، باید بتوانیم آن را در زندگی خودمان به مرحله عمل و درک برسانیم،وقتی از بخشش عبور می‌کنیم و آن را تجربه می‌کنیم، دنیای ما تغییر می‌کند. اگر فقط درباره بخشش صحبت کنیم اما آن را در زندگی اجرا نکنیم، اتفاق زیادی رخ نمی‌دهد. ما از خداوند خواسته‌هایی داریم و خداوند نیز از ما انجام بعضی کارها را می‌خواهد؛ اگر ما وظیفه خودمان را انجام ندهیم، نباید انتظار داشته باشیم نتیجه متفاوتی بگیریم.
در این مسیر، همسفر نیز نقش بسیار مهمی دارد. مسافر به همسفری نیاز دارد که بتواند ببخشد و گذشته را رها کند. همسفری که بتواند اشتباهات مسافر را ببخشد و دوباره آغوش خود را برای او باز کند. البته مسافر نیز باید بتواند همسفر خود را ببخشد و از خواسته‌ها و توقعات خود عبور کند،ما به کنگره آمده‌ایم که از همین مسائل عبور کنیم. قرار نیست فقط مواد مصرف نکنیم و حالمان خوب باشد؛ قرار است تغییر کنیم و آموزش‌ها را در زندگی خودمان کاربردی کنیم.
همان‌طور که گفته می‌شود، پرنده زمانی می‌تواند پرواز کند که دو بال آن در کنار هم حرکت کنند. مسافر و همسفر نیز باید در کنار یکدیگر حرکت کنند تا بتوانند مسیر را به‌درستی طی کنند،امیدوارم بتوانیم در کنگره، چه در سفر اول و چه در سفر دوم، در کنار یکدیگر حرکت کنیم، آموزش بگیریم، بخشش را تجربه کنیم و از این آموزش‌ها در زندگی واقعی خودمان استفاده کنیم.
در پایان، از همه شما عزیزان تشکر می‌کنم که با حوصله به صحبت‌های من گوش دادید،از توجه و شنیدن صحبت‌هایم سپاسگزارم.


ضبط صدا: مسافر اشکان(لژیون دوم)
تایپ و نگارش: مسافر علی (لژیون دوم)
عکاس: مسافر اشکان(لژیون دوم)
انتشار:مسافر علی نگهبان سایت(لژیون دوم)

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...