اگر ما وادیها را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم و آنها را به درستی اجرا کنیم کمتر به مشکل برمیخوریم و یا میتوانیم برای مشکلاتمان راهحلهای مناسب پیدا کنیم. من قبل از ورودم به کنگره ۶۰ هر کاری را که میخواستم شروع کنم دربارهاش تفکر میکردم؛ ولی معنای واقعی تفکر کردن را به درستی نمیدانستم. در پرتو آموزشهای کنگره فهمیدم که تفکر یک حرکت ذهنی و یا متمرکز شدن روی موضوعی است. این سیدی به من یاد داد که چگونه تفکر کنم به چه چیزهایی باید فکر کنم، به چه چیزهایی نباید فکر کنم و به دنبال تأیید دیگران نباشم. وقتی مشکلی برای من پیش میآمد به جای اینکه برای حل آن راهی پیدا کنم بیشتر به چراها و علت به وجود آمدن آن مشکل فکر میکردم تا به حل آنها. ما میتوانیم تفکر را به عناوین مختلف انجام دهیم. هر کاری که میخواهیم انجام بدهیم در واقع یک ساختار است و برای به وجود آمدن این ساختار اول یک تفکر درست لازم است. برای مثال، من به عنوان یک خانم خانهدار، یک وسیله منزل را میبینم و از آن خوشم میآید و آن را خریداری میکنم. وقتی آن را به منزل میآورم بعد متوجه میشوم که این وسیله برای من قابل استفاده نیست. در اینجا من از تفکر خودم به خوبی استفاده نکردم. صرفاً به خاطر اینکه خوشم آمده بود آن را خریدم و به مشکل برخوردم.
آقای مهندس در این سیدی میفرمایند: وقتی ما میخواهیم فکر کنیم کمکهایی از بیرون به ما میشود که نیروی القا، احیا و تحرک است. من به این امر مهم پی بردم که وقتی در کنار افرادی مینشینیم که افکار مثبت دارند و یا با آنها زندگی میکنیم، انرژی مثبت زیادی به ما القا میشود و اگر با افرادی که افکار منفی دارند بنشینیم، بدون اینکه حرفی بزنند انرژیهای منفی به ما القا میشود. نیروی احیاء مانند فکر هوشمندانهای است که آقای مهندس داشتند و جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ را تأسیس کردند و برای همه ما مشهود بود. اکثر مسافران ما که در تاریکی اعتیاد به سر میبردند، و من همسفر با افکار منفی که مرده متحرکی بیش نبودم به حرکت واداشت و به سمت زندگی سالم سوق داد. این حقیقت برای من روشن شد که اکثر مشکلات و بیماریهایی که برای ما پیش آمده بر اثر این بوده که درست تفکر نکردهایم و نمیدانیم در کجای کار قرار داریم و هدفمان چه هست. این وادی به ما یاد داد که مشکلاتمان را یکشبه یا یکروزه نمیتوانیم حل کنیم و باید زمان کافی داشته باشیم تا مشکلات حل شوند. اگر خودمان نتوانستیم درست فکر کنیم بهتر است با دیگرانی که در آن کار صاحبنظر هستند مشورت کنیم؛ ولی تصمیم نهایی را خودمان بگیریم تا اعتماد به نفسمان بالا برود. پس نتیجه میگیریم تمام تصاویر زندگی ما زاییده تفکر و اندیشه ما است.
منبع سیدی: وادی اول
نویسنده: همسفر عفت
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر زهرا.ا رهجوی راهنما همسفر مهتاب نگهبان سایت
نمایندگی همسفران خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
81