فضای مجازی و سایت کنگره۶۰، درگاه بزرگ انتقال علم درمان اعتیاد و پیام رهایی به جهانیان است. خدمتی خاموش اما بسیار تأثیرگذار که جانهای بیشماری را از تاریکی بهسوی نور هدایت میکند. همسفر مریم و مسافر نیکوتین، آنتی ایکس مصرفی سیگار با متد DST و داروی آدامس نیکوتین به راهنمای همسفر فاطمه به مدت 10 ماه سفر کردند در حال حاضر پله نیم قطعه هستند. به مناسبت هفته سایت، مصاحبهای کوتاه و صمیمی با همسفر مریم، دبیر سایت و مسافر نیکوتین ترتیب دادهایم تا از تجربه خدمت در این بخش و حس و حال مسیرش برایمان بگوید. شما را به خواندن این گفتگوی زیبا دعوت میکنیم.

خدمت در سایت یک خدمت پرزحمت و درعینحال «چراغ خاموش» است. چه شد که این خدمت را پذیرفتید و سختیها و شیرینیهای آن برای شما چیست؟
برای من خیلی جالب بود که در لژیون ویلیام میگفتند: وقتی میخواهی گرهای را بازکنی، با ورود به خدمت ناخودآگاه آن گرهها باز میشوند. من همیشه ترس از صحبت کردن و نوشتن داشتم و این یکی از نقاط ضعفم بود. وقتی اسمم در قرعهکشی درآمد، خودم خیلی تعجب کردم و استرس داشتم که نکند از پس این مسئولیت برنیایم؛ اما میگویند: باید در دل ترسهایت بروی تا بتوانی مشکلات را حل کنی. وقتی در دل ترسهایم رفتم، کمی حس و حالِ عجیبی داشت؛ اما دیدم دنیای بسیار شگفتانگیزی است. من که همیشه باید برای هر کارم برنامهریزی میکردم، الآن برای سایت از خیلی چیزها میگذرم و اولویتم خدمت در سایت شده است. واقعاً دوست دارم وقتی دلنوشته یا مطلبی را ویرایش میکنم با حس خوب این کار را انجام دهم تا خواننده هم همان حس را دریافت کند. با همین نیت، برای سایت خدمت میکنم و مطالب را ویرایش و بارگذاری مینمایم.
آموزشهای کنگره به ما یاد میدهد که عملکرد و حس ما بازخورد دارد؛ خدمت در بخش سایت و فضای مجازی چه انعکاسی در زندگی شخصی و عملکرد روزمره شما داشته است؟
همانطور که اشاره کردم، قبلاً صحبت کردن و نوشتن برایم دشوار بود؛ اما امروز خواندن مطالب مختلف برایم بسیار جذاب شده است. اکنون از واژهها و جملات سادهای در صحبتهایم استفاده میکنم که پیشازاین اصلاً به چشمم نمیآمدند و توجهی به آنها نداشتم. تازه متوجه کاربرد درست این کلمات و مفهوم جایگاه افعال شدهام، بااینکه اینها موارد سادهای بودند که زمان مدرسه آموزشدیده بودیم، اما خدمت در سایت باعث شد آنها را عمیقاً درک کنم و در زندگی روزمره به کار بگیرم.
در پیامهای کتاب ۶۰ درجه زیر صفر میخوانیم که یک پیاممیتواند مانند «نور در تاریکی» باشد؛ مطالب و دلنوشتههای سایت آکادمی چقدر توانسته این نقش را برای افراد نیازمند درمان ایفا کند؟
خیلی زیاد توانسته است. من دلنوشتههایی را میخوانم که از اوج تاریکی نوشتهشدهاند و حالا نوری برایشان روشن شدهاست. اینها همه از آموزشهای کنگره است و انشاءالله کسانی که احتیاج دارند، این مطالب به دستشان برسد، آنها را ببینند و بخوانند تا بتوانند از این تاریکیها بیرون بیایند و آن نور قشنگ را ببینند.
.jpeg)
کنگره۶۰ تولیدکننده علم درمان اعتیاد است و سایت آکادمی در خط مقدم انتقال این علم قرار دارد؛ بهعنوان دبیر سایت، چگونه برای ارتقای این نقش تلاش میکنید؟
من باید از کلماتی استفاده کنم که وقتی مردم سرچ میکنند، سایت کنگره بهراحتی بالا بیاید و بتوانند به آسانترین شکل به این مطالب دسترسی داشته باشند.
چه توصیهای برای اعضایی دارید که از خدمت در بخش سایت میترسند یا تازه میخواهند این مسیر را آغاز کنند؟
خیلی از افراد شرایطی شبیه به من دارند و با ترس از صحبت کردن میجنگند. برای خود من حتی مشارکت کردن در جلسات یا صحبت در لژیون سخت بود؛ اما حالا گاهی متوجه میشوم که بالاخره توانستهام صحبت کنم و صحبت کردن را یاد گرفتهام. اینجا با حرف زدن، بسیاری از مشکلاتم حل میشود. قبلاً با افراد زیادی در بیرون از کنگره مشکل داشتم؛ اما همیشه حرفهایم را در خودم میریختم، با خودم میگفتم: «خودبهخود حل میشود» و خیلی خودخوری میکردم؛ اما الآن یاد گرفتهام که میتوانم با صحبت کردن و بهکاربرده کلمات خیلی ساده، حرفم را بهراحتی به دیگران بزنم. بنابراین خدمت در سایت هیچ ترسی ندارد. موضوع همان بحث تاریکی و نور است. شاید در ابتدا در اوج تاریکی و ترس باشی؛ اما وقتی وارد بخش سایت میشوی، میبینی که چطور یک نور و روشنایی تازه به روی تو باز میشود.
شما در حال انجام سفر نیکوتین هستید، آیا قبل از ورود به کنگره اقدام به درمان نیکوتین کرده بودید و نتیجه چگونه بود؟
من هیچوقت خودم را یک فرد سیگاری نمیدانستم؛ چون با خودم میگفتم من که مداوم سیگار نمیکشم یا روزی یک یا دو نخی میکشیدم، یا مثلاً هر سه روز یکبار سیگار میکشیدم. برخلاف کسانی که در خانه همیشه دنبال جایی برای سیگار کشیدن هستند، من هیچوقت دنبال این موضوع نبودم و به همین دلیل تصور میکردم سیگاری محسوب نمیشوم. همیشه به روش «سقوط آزاد» پیش میرفتم تا اینکه در مقطعی از زندگیام مشکلی پیش آمد و ناخودآگاه از آن مصرف کم، به کشیدن روزی یک پاکت سیگار رسیدم. آنجا بود که به خودم آمدم و گفتم: «تو که میگفتی سیگاری نیستی، حالا داری یک بسته سیگار میکشی!» همین اتفاق باعث شد واقعاً تصمیم بگیرم وارد لژیون ویلیام بشوم و سیگار را کنار بگذارم. به کسانی هم که میترسند این مسیر برایشان سخت باشد، بگویم که اصلاً سخت نیست. این راه چنان اعتمادبهنفسی به تو میدهد که حتی وقتی کنار افراد سیگاری قرار میگیری، اصلاً متوجه کشیدن آنها نمیشوی و حتی ذرهای دلت نمیخواهد دوباره از آن استفاده کنی.
در پایان از بنیان کنگره ۶۰ آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان بینهایت سپاسگزارم که این بستر و آموزشها را برای ما فراهم کردند تا از تاریکیها به روشنایی برسیم. از راهنمای عزیز و صبورم، همسفر فاطمه بسیار تشکر میکنم که با آموزشها و حمایتهایشان همواره روشنیبخش مسیر من بودهاند. همچنین از مسئول سایت و تمامی خدمتگزاران بخش سایت و فضای مجازی که چراغ خاموش و بیوقفه در حال تلاش هستند، صمیمانه قدردانی میکنم.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر هلیا (راهنمای تازهواردین)
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر بهجت (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
169