تمام اتفاقات کنگره آموزش است، پس آموزشدیدن و آموزشدادن باید در تمام سطوح زندگی ما وجود داشته باشد. با وجود آموزش فهم اتفاق میافتد و این دقیقاً مانند بذری است که پوسته آن ترک میخورد و رشد شروع میشود.
قابلیت آموزش و کسب علم مختص انسان است که با این قابلیت میتواند بفهمد و بسازد، هرکس از این قابلیت استفاده نکند عملاً خود را به مرتبه حیوانی میرساند.
فرض کنید شما یک کامپیوتر فوق پیشرفته داشته باشید؛ اما فقط با این کامپیوتر فیلم نگاه میکنید یا با ماشین حساب آن کار میکنید، شما درحقیقت این کامپیوتر را در سطح یک ویدئو یا چرتکه پایین آوردهاید.
جملهای داریم با این عنوان که: «تمام هستی در هستی ماست.» یعنی در جهان درون ما کارخانهها، ژنراتورها، تأسیسات، برق و ... وجود دارد، زمانیکه آنها را در دنیای بیرون کشف کنیم همان عامل در دنیای درون ما آزاد میشود، بهعنوان مثال اگر الکتریسیته یا مغناطیس در دنیای بیرون کشف شود همین دو عامل در دنیای درون نیز آزاد میشود.
کشف بهمعنای تبدیلکردن یک چیز از صور پنهان به صور آشکار است. بازتاب کشف در دنیای بیرون آزادشدن همان نیرو در درون است. نکته مهم این است که هر چیزی را انسان در درون خودش پیدا کند، توانایی پیداکردن آن در جهان بیرون را هم بهدست میآورد.
حس اولین نقطه شروع بهکارافتادن قوه عقل است که توسط قلب ایجاد میشود؛ اما در طبیعت زمانی حس شروع میشود که دو قطب داشته باشیم؛ یعنی اگر در جهان درون قطبی هست حتماً در جهان بیرون هم وجود دارد تا درک و شناخت بین این دو قطب ایجاد شود.
هر چیزی در جهان بیرون کشف شد، صور آشکار جهان را تغییر داد، پس قطعاً جهان درون را هم تغییر میدهد؛ اما یک قانون نیز وجود دارد؛ اگر بخواهم دنیای درون بهواسطه کشفهای دنیای بیرون متحول شود باید از این کشفیات سر دربیاورم و متوجه آنها بشوم؛ پس کسب علم، دانش و آموزش مفهومی بنیادین است.
کسب علم و دانش باعث میشود سیستمهای پنهان درون وجود ما فعال شوند، همچنین موجب میگردد در همان عصری زندگی کنی که در آن هستی؛ مثلاً تو در عصر کامپیوتر زندگی میکنی اما دنیای درون تو در عصر قرون وسطی قرار دارد.
آموزش جزئی از فرایند پالایش و تزکیه است؛ بنابراین اگر آموزش کنار گذاشته شود تحولات در درون انسان اتفاق نمیافتد و انسان به مرحله حیوانی باز میگردد؛ بنابراین تغییرات ادامهدار در سایه آموزشهای مداوم اتفاق میافتد.
حضرت علی علیه السلام میفرمایند: «فرزند زمان خودت باش» یعنی با تحولات زمانهات پیش برو و از دانشهای زمانهات بهرهمند شو تا انرژی بگیری.
انسان همواره باید با تحولات جهان همراه باشد نه جلو بیفتد نه عقب. برای برقراری ارتباط درست با هر سیستمی باید آموزش دید؛ حتی اگر آن سیستم خانوادهات باشد.
یکی از عوامل دورکردن انسان از آموزش معرکهگیری است. اگر آموزش را هماهنگی جهان بیرون و درون خود بدانیم دیگر آموزشدیدن برای ما سخت جلوه نمیکند. انسانهای آموزشدیده دارای حسهای قویتر و درونی آرامتر از بقیه هستند؛ چون آموزش انرژیهای سرگردان را دور کرده و انسان را متمرکز میکند.
روح، نفس را هدایت میکند، استاد خوبیهاست و به فرمان رب حرکت میکند. اگر انسان استاد داشته باشد و از استادش حرفشنوی کند، روح او قدرتمند میشود و بر موانع غلبه میکند. هر کشفی میتواند انسان را از سیاهی و ظلمات خارج کند و مسیر را هموار سازد. تاریکیهای وجود انسانها مسائل و مشکلات زندگی هستند و خداوند مقدر نموده است که انسان با حلکردن آن مسائل به تکامل برسد و مشکلات باید توسط خود شخص حل شوند. استاد و راهنما فقط میتوانند مسیر را هموار نمایند و دانش را در اختیار شخص قرار دهند، درواقع کلیدها را نشان میدهند؛ اما بازکردن قفلها با خود شخص است.
ما در کنگره معتقدیم که مسئولیت هر کار بهعهده خود شخص است و خودش باید مسائل را حل کند. این موضوع منجر به تکامل، رشد شخص و آمادگی او برای حل سایر مسائل زندگی خواهد شد.
در کنگره اجازه دردودلکردن نداریم، چون این کار انتقال بیماری است نه انتقال اطلاعات. صحبتکردن فقط باید در حد تشخیص باشد نه در حد دردودلکردن.
این موضوع که در کنگره شخص خودش مسئول کارهای خود هست و باید راهحل مسائل را بیابد، مهمترین تفاوت آموزشهای کنگره با آموزشهای دیگر است؛ چون در کنگره قرار است درمان واقعی صورت گیرد و این میسر نمیشود مگر با دانش، بینش و فهم.
منبع: فایل صوتی فهم دکتر امین
نویسنده و رابط خبری: راهنما همسفر صدیقه (لژیون سوم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
3