English Version
This Site Is Available In English

باید رمز را بدانیم تا به راز برسیم.

باید رمز را بدانیم تا به راز برسیم.

جلسه چهارم از دور پانزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی ایران با دستور جلسه(وادی هفتم و تأثیر آن بر روی من)با استادی راهنما مسافر رسول، نگهبانی مسافر هوشنگ و دبیری مسافر صادق روز پنجشنبه ۲۶ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان رسول هستم، یک مسافر

از نگهبان، دبیر محترم، گروه مرزبانی و همچنین ایجنت محترم تشکر می‌کنم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند تا آموزش بگیرم.

در مورد دستور جلسه وادی هفتم، «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم».

به نظر من اگر بخواهیم در کار یا شغل و برای به دست آوردن چیزی یا رسیدن به رهایی موفق باشیم، ابتدا باید رمز آن را بدانیم تا بتوانیم به راز آن برسیم.

من از سال ۱۳۹۶ وارد کنگره شدم. در قزوین، نمایندگی کاسپین راهنمای من آقا عطا بودند. آن زمان هم رمز و راز وجود داشت اما من نمی‌توانستم آن را کشف کنم و راه را پیدا نمی‌کردم؛ چون با سر خودم حرکت می‌کردم.

خداوند اجازه ورود به من داده بود، اما از زمانی که از کنگره خارج شدم دیگر ادامه ندادم؛ برای این‌که نمی‌خواستم رمز و راز آن را بدانم. اصلاً نمی‌دانستم درمان اعتیاد چیست و با افکار خودم پیش می‌رفتم.

شرایط به جایی رسید که نزد چندین راهنما سفر کردم. حتی در شعبه تهران هم سفر داشتم و فکر می‌کنم حدود پانزده راهنمای تازه‌واردین را عوض کردم. با این حال از هرکدام آموزش‌های خوبی دریافت کردم.

بار آخر که به کنگره ۶۰ آمدم با خودم گفتم رمز این چیست؟ راز آن چیست؟ و من چه چیزی می‌خواهم به دست بیاورم؟

این بار محکم ایستادم و راهنمای محترم آقا بهرام را انتخاب کردم. قسمت این بود که این بار محکم باشم. قرار نیست ما از روز اول همه چیز را بدانیم. همین که در سفر اول دارو را به‌موقع مصرف کنم و آدامس نیکوتین را به تعداد مشخص استفاده کنم و از همین کارهای ساده شروع به حرکت کنم کافی است. در ادامه مسیر همه چیز برای ما روشن می‌شود.

چیزهایی که در کنگره به دست آورده‌ام با هیچ چیز عوض نمی‌کنم.

امروز چند سال است که از مواد مخدر و سیگار رها شده‌ام و دیگر کابوس‌هایی که در گذشته داشتم را ندارم. از نظر مالی و کاری و در بسیاری از جنبه‌های دیگر، کنگره چیزهایی به من داده است که اصلاً قابل مقایسه با گذشته نیست.

در پایان از آقا عطا تشکر می‌کنم و از آقا منوچهر و همه راهنماهای محترم نیز کمال تشکر را دارم. همینطور از مرزبان‌های محترم و ایجنت‌های دوره قبلی آقا بهرام، آقا عطا، آقا منوچهر و خانم ایران که در احداث ساختمان شعبه کمک کردند تشکر می‌کنم. امیدوارم بتوانیم با ادامه این مسیر به حال خوش برسیم.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.

 

دریافت گل رهایی 


عکاس و تایپیست: مسافر احمد لژیون۵
ویرایش و ارسال: مسافر بختیار لژیون ۱۲
مرزبان کشیک: مسافر رضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .