English Version
This Site Is Available In English

باتلاق‌ها وجود دارند و انواع مختلفی دارند

باتلاق‌ها وجود دارند و انواع مختلفی دارند

چهاردهمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاهای آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی باغستان کرج با استادی راهنما مسافر اکبر نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر هادی با دستور جلسه: «وادی هفتم و تاثیر آن روی من» پنج‌شنبه 26 شهریور 1405 ساعت 16:30 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

اللهی شکر که یک‌بار دیگر این اجازه صادر شد تا بنده در این جایگاه حضور پیدا کنم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. امروز دستور جلسه‌ی ما دو بخش دارد، قسمت اول وادی هفتم و تاثیر آن روی من و قسمت دوم دستور جلسه تولد مرزبان محترم مسافر اکبر است، که من به ایشان و همسفران محترم‌شان تبریک عرض می‌کنم.

در رابطه با دستور جلسه هفته، داشتم باخودم فکر می‌کردم که امسال هفتمین سال حضور بنده در کنگره 60 است. قسمت به این صورت است که این استادی جلسه، مصادف شده با وادی هفتم و تاثیر آن روی من، داشتم با خودم به این فکر می‌کردم که چه چیزهایی یاد گرفتم و چه چیزهایی برداشت کردم؟ اگر بنده امروز رحم و را یاد نگرفته‌ام، بخشش را یاد نگرفتم، گذشت را یاد نگرفتم، کجای کار ایستادم؟ و تا الان چه چیزی برداشت کردم؟  اگر یک مسافر به همسفرش رحم نکند، یا بالعکس یک همسفر به مسافرش رحم نکند، چه چیزی را یاد گرفته است؟

استاد امین در سی‌دی باتلاق بسیار زیبا و جالب اشاره کردند که: این باتلاق‌ها وجود دارند، و انواع و اقسام مختلفی دارند، در مورد رمز وراز حقیقت، چیزی که بنده برداشت کردم، مسئله بخشش است، البته اگر راه بخشش را یاد بگیرم.
استاد امین گفتند: کسی که ده یا صد قرص نان دارد، با خوردن دو قرص نان سیر می‌شود، و مابقی را می‌بخشد که به آن انفاق می‌گویند، اما کسی که فقط یک قرص نان دارد، مقداری از آن را می‌خورد و در حالی که کامل سیر نشده است، الباقی نان را می‌بخشد، داستانش فرق می‌کند. اسم این کار متفاوت است، و فردی که این کار را انجام می‌دهد، در هستی و کائنات، لول و جایگاهی دیگر دارد.

به نظر بنده رمز و راز این وادی، حضور یافتن در لژیون سردار و بهره بردن از آموزش‌های لژیون سردار است، من اگر توانایی بخشش را داشته باشم، و با کلماتی مثل رحم کردن، مهربانی و گذشت آشنا شوم، از باتلاق‌ها عبور خواهم کرد، و تجربه من می‌گوید که اگر نتوانیم هم‌دیگر را ببخشیم، و من مسافر نتوانم کسی را ببخشم، اگر نتوانم کارفرمایم را ببخشم، اگر نتوانم مسئولی که زیر دستش کار می‌کنم را ببخشم، اگر نتوانم همسفرم را ببخشم، اگر نتوانم همسایه‌ام را ببخشم، و اگر نتوانم از این‌ها گذر و گذشت کنم، قطعا برای من تبدیل به یک باتلاق خواهد شد، و من  را درون خودش غرق خواهد کرد.

خداوند بزرگ را بسیار شاکرم به واسطه‌ی این‌که هنوز در کنگره60 حضور دارم و در حال آموزش هستم، و هنوز هم یک صندلی دارم تا بتوانم آموزش بگیرم، از این که به صحبت‌های بنده توجه کردید، بسیار ممنون و سپاس‌گزارم.

تایپ: مسافر میثم لژیون نهم
تنظیم و ارائه، مرزبان خبری مسافر هادی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .