English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- روزنه امید

گروه خانواده- روزنه امید

روزهای پیش از ورود به کنگره، برای من و خانواده‌ام پر از احساس سنگینی عمیقی بود؛ انگار در هزارتویی گرفتار شده بودیم که دیوارهایش از جنس ناامیدی بود و هرچه فریاد می‌زدم، صدایی جز پژواک ترس‌هایم به گوش نمی‌رسید. آن مشکلی که مثل کوهی روی دوش تک‌تک اعضاء خانواده سنگینی می‌کرد، گویی تمام پنجره‌های خانه را به‌روی نور بسته بود. به هر دری می‌زدم به بن‌بست می‌رسیدم و در تاریکی عمیقی گم شده بودم که پایانی نداشت؛ انگار تا ابد محکوم به ماندن در آن فضای غبارآلود و خفقان‌آور بودم؛ اما در اوج ناامیدی، نوری در مسیر زندگی‌مان درخشید و پای ما به کنگره باز شد.

هنوز اولین روز ورودم را فراموش نمی‌کنم، مکانی‌که برای نخستین‌بار پس از سال‌ها، نفسی به‌راحتی کشیدم. اینجا جایی بود که دیگر نیاز نبود برای پنهان‌کردن دردها، نقاب شادی به چهره بزنم؛ زیرا بوی محبت واقعی و همدلی انسان‌هایی را می‌داد که جنس دردهایشان، دقیقاً از جنس دردهای خودم بود. نگاه‌ها پر از مهر بود، بدون هیچ‌گونه قضاوتی. حس‌هایی که در تک‌تک اعضاء جریان داشت، نه ترحم؛ بلکه امیدی زنده و سرشار از زندگی بود.

در کنگره آموختم صبوری، انفعال نیست؛ بلکه فعلی است که با سلاح عشق، آگاهی و دانش همراه می‌شود تا انسان در برابر طوفان‌های سهمگین زندگی استوار بماند. با نوشتن‌های پی‌درپی و گوش‌دادن به فایل‌های آموزشی، لایه‌های غبار جهل از روی روحم کنار رفت. آموزش‌های راهنمای دلسوزم مثل آبی بر آتش درونم بود، کلامشان نه صرفاً از روی کتاب؛ بلکه از اعماق تجربه و جانشان برمی‌آمد. حضور در لژیون، کلاس درسی برای یادگیری هنر زندگی‌کردن بود.

نگاه من به مسافرم و زندگی‌ام کاملاً تغییر کرد. این تغییر، از جنس سرزنش یا نادیده‌گرفتن نبود؛ بلکه نگاهی مبتنی بر پذیرش هوشمندانه، آگاهی و محبت بی‌پایان بود. فهمیدم که مشکلات، دشمن من نیستند؛ بلکه سنگ‌های صیقل‌دهنده‌ای هستند تا درون مرا به درخشش و کمال برسانند. حالا دیگر نه از گذشته می‌هراسم و نه نگران فردا هستم؛ چون ایمان دارم که با این دانش می‌توانم از هر طوفانی عبور کنم و آن را پله‌ای برای پرواز و پیشرفت خودم بسازم.

از بنیان‌گذار محترم کنگره۶۰ که با ابداع این مسیر، حقیقتاً گامی بزرگ و مثال‌زدنی در احیاء انسان‌ها برداشتند، بی‌نهایت سپاسگزارم، همچنین از راهنمای دلسوز و مهربانم که چراغ راه من در تاریکی‌ها بودند و با صبر بی‌کرانشان مرا یاری دادند و از تمامی دوستان و همسفران همراه در کنگره که گرمای حضورشان مایه دلگرمی من بود، از صمیم قلب قدردانی می‌کنم. امروز من جدیدی متولد شده‌ است که طعم واقعی زندگی را با تمام وجود چشیده‌ام.

نویسنده: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون سوم)
ویرایش و رابط خبری: راهنما همسفر صدیقه
ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم) دبیر سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...