جلسه پنجم از دور پانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی ایران با دستور جلسه (وادی هفتم و تاثیر آن بر روی من) و با استادی مسافر مختار، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر محسن، روز سهشنبه ۲۴ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
از راهنمای محترم، علیآقا، ایجنت شعبه و مرزبانان عزیز تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه اولین مشارکت خودم را داشته باشم.
دستور جلسه "وادی هفتم؛ رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم."
جلسه قبل به این فکر کردم که چرا استاد مشارکتها را به سفر اولیها میدهد؟ چون سفر اولی کسی است که تا به امروز میکروفن به دست نگرفته و همیشه سعی میکند تماشاچی باشد. کسی که تماشاچی باشد، از بازی لذت نمیبرد.
راهنماها سعی میکنند سفر اولیها را وارد بازی کنند تا از آن لذت ببرند. وقتی به کسی میگویند مشارکت کن، میخواهند ترس او بریزد تا سفر خوبی داشته باشد و به رهایی برسد.
وقتی دستت را برای مشارکت بالا میبری، نیروی منفی را به عقب راندهای و از خودت دور کردهای. حتی یک مشارکت کوتاه هم کافی است؛ مثلاً بگویی: «بله، شکر خدا حالم خوب است.» همین حرکت باعث میشود قدمی در مسیر درست برداری.
مسیر درست و مستقیم پیدا شده است؛ فقط من باید قدم در این راه بگذارم و آن را طی کنم. راهنما مسیر را نشان میدهد، اما حرکت کردن با خود من است. باید سیدیهایم را بنویسم، به استخر و پارک بروم و آموزشها را دنبال کنم. اگر این کارها را انجام دهیم، بهراحتی به درمان میرسیم.
گاهی از خودم میپرسم به چه دلیل میترسم؟ همان نیروی منفی است که در گوش من زمزمه میکند: «تو نمیتوانی مشارکت کنی.» باید بر این ترس غلبه کنم و حرکت کنم.
در خارج از کنگره با وجود تلاشهای فراوان، راهی برای درمان پیدا نکردند و به حال خوبی هم نرسیدند؛ اما در کنگره راه درمان اعتیاد پیدا شده است. با گوش دادن به صحبتهای راهنما و نوشتن سیدیها، میتوانیم به حال خوش و رهایی برسیم.
شکر خداوند متعال، آقای مهندس هر هفته یک سیدی برای جهانبینی ما ارائه میکنند و راه و روش را نیز پیدا کردهاند. ما هم باید حرکت کنیم و در این مسیر قرار بگیریم تا به رهایی برسیم.
مرسی که به حرفهای من گوش کردید.


تایپیست: مسافر محسن لژیون۸
عکاس ویرایش و ارسال: مسافر بختیار لژیون۱۲
مرزبان کشیک: مسافر فرامرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
62