جلسه چهاردهم از دوره بیست و نهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رودهن به استادی راهنما موسیقی همسفر باران، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر الهه با دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت، در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری، آنچه برداشت مینماییم) و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه ۲۴ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ..:۱۷ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که در جمع شما حضور دارم خدا را شکر میکنم. امیدوارم که جلسه خیلی خوبی کنار هم داشته باشیم. عنوان وادی هفتم میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت، در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری، آنچه برداشت مینمائیم.» طی این چند روز فکر میکردم که چرا این دستور جلسه برای من اتفاق افتاده است، بعد به این نتیجه رسیدم علت این که من وارد کنگره شدم، همین دستور جلسه بود. خب من قبل از کنگره در یک مسئلهای تلاش خیلی زیادی کرده بودم و به نتیجهای که میخواستم و به آن چیزی که علاقه داشتم نرسیده بودم. خیلی ناامید شده بودم و فکر میکردم همه چیز تمام شده است. هر کاری که میکردم و به دنبال هر راهی که میرفتم به مقصدم و به هدفم نمیرسیدم و دنبال یک راهی بودم که من را از آن ناامیدی و ناراحتی نجات بدهد تا این که با کنگره آشنا شدم و وارد کنگره شدم.
من راه را پیدا کردم و فکر میکردم که همه مسائل تمام شده و خدا را شکر راه پیدا شد؛ اما در واقع تازه آنجا شروع کار من بود و من برای رسیدن به آرامش و رسیدن به حالخوش در مسیر میماندم و این مسیر را طی میکردم. الان که دارم فکر میکنم خدا را شکر میکنم. همه اینها را مدیون کنگره هستم. اگر در این لحظه اینجا نشستهام؛ واقعاً مدیون کنگره۶۰، مدیون آموزشهای آقای مهندس، استاد امین و راهنمایم هستم و همینطور تمامی افرادی که به من خدمت کردند. قبل از اینکه وارد کنگره بشوم دیدگاه من این بود که همه چیز تمام شده است؛ اما الان که وارد کنگره شدم و خدا را شکر آموزشها را تا حدودی دریافت کردم، میبینم که در هر موضوعی هم خواسته، هم فرمانالهی و هم تقدیر نقش دارد؛ یعنی وقتی که من خیلی چیزها را دلم بخواهد و خیلی هم تلاش کنم ولی به نتیجه نرسم، شاید واقعا صلاح من نیست که به آن هدف برسم.
به نظر من اگر انسان به چنین تفکری برسد؛ خیلی آرامش پیدا میکند تا اینکه این تفکر را نداشته باشد. داشتم به این فکر میکردم اگر من به این آرامش رسیدم، دلیلش این است که دیگران کاشتند و من خوردم حالا نوبت من است که بکارم و دیگران بخورند. بعضی وقتها آقای مهندس در سیدی میگویند: «من نباید یادم برود که با چه حالی وارد شدم، فراموش نکنم که چه حالی داشتم و الان چه حالی دارم.» پس برگردم به صحبت اصلی، اگر که در هر مسئلهای من راه را پیدا کردم آنجا کار من تمام نشده است. فقط در این راه بمانم و مصمم باشم، من یاد گرفتهام اگر دنبال حال خوش برای خودم هستم باید هر آنچه که آقای مهندس، استاد امین، سیدیها و راهنما میگویند همان کار را انجام بدهم و اجرا کنم و فرمانبردار باشم.
دستور جلسه هفته گذشته هم همین فرمانبرداری بود؛ بعد از اینکه فرمانبرداری کردم سعی کنم به موقع در شعبه حضور پیدا کنم حتماٌ در جلسه عمومی و کارگاه خصوصی و لژیون به موقع حضور داشته باشم. گاهی اوقات شاید من به این فکر کنم که دو روز در هفته به جلسات آمدن کار سختی است؛ در صورتی که هدف من حال خوش است و برای رسیدن به حالخوش باید چیزهایی که لازم است تا به حال خوش برسم را انجام دهم؛ مثل این میماند که یک فردی بیمار است و میخواهد حالش خوب بشود؛ اما باید دستوری که پزشک میدهد را انجام دهد تا به بهبودی کامل برسد، اینجا هم همینطور است. امیدوارم که همه ما در مسائلی که برایمان پیش میآید در مرحله اول بتوانیم راه را پیدا کنیم و بعد از این که راه را پیدا کردیم بتوانیم در این راه مصمم باشیم و باقی بمانیم و وقتی هم که به حال خوش رسیدیم یادمان نرود و سعی کنیم با خدمت کردن به دیگران به راه خودمان ادامه بدهیم .
انتخابات نگهبانی و معرفی نگهبان جدید
.jpg)
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر لیلا و مسافر محمدمهدی
تایپیست: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر نسیم (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر نسبم (لژیون هفتم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر لیلا
همسفران نمایندگی رودهن
- تعداد بازدید از این مطلب :
188