رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی رفتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.برای کشف حقیقت و آشکار ساختن اصل هر چیزی که پنهان است، نیاز داریم رمز و راز آن را بشناسیم. در اینجا، راه یا مسیر و همچنین برداشت ما از آنچه در طول مسیر به دست میآوریم، اهمیت زیادی دارد. در واقع، برای پیدا کردن قفل هر دری، به کلید نیاز داریم. بنابراین، بحث را روی پیدا کردن راه ادامه میدهیم تا به اهمیت آن بیشتر پی ببریم.
درست است که عقل فرمانروای مطلق است، اما عقل باید تعقل کند تا بتواند راه را به ما نشان دهد. چه بسیار انسانهایی که فقط به دلیل اینکه راه را پیدا نکردند یا راه اشتباهی را انتخاب کردند، زندگیشان دچار مشکل و نابودی شد. یک راه میتواند ما را به سمت خوبیها و ارزشها هدایت کند و یک راه ممکن است ما را به سمت ضد ارزشها ببرد.
گاهی ممکن است با فردی دوست شویم که ما را به سمت راه درست هدایت کند و گاهی نیز ممکن است دوستی انتخاب کنیم که ما را به سمت نابودی بکشاند. بنابراین، انتخاب راه درست و داشتن انتخابهای صحیح در زندگی، اهمیت بسیار زیادی دارد.
رمز و راز کشف حقیقت یعنی اینکه کشف حقیقت دارای رمز و رازی است. حقیقت هم راز است، هم رمز و هم کشف؛ و هر سه برای ما مجهول هستند. بنابراین، رسیدن به حقیقت کار سادهای نیست و نیاز به تفکر و اندیشه دارد.
راز چیست؟ پوشیده، پنهان و سر.
رمز چیست؟ راز نهفته و علامت مخصوصی که از طریق آن مطلبی درک شود.
کشف چیست؟ آشکار شدن.
حقیقت چیست؟ حق، راستی و درستی.
بنابراین، برای کشف حقیقت باید رمز و راز آن را پیدا کنیم. رمز، پیدا کردن راه و مسیر است و راز، چیزی است که در طول این مسیر برداشت میکنیم و به دست میآوریم.
به نظر من، انسانها را میتوان به دو گروه تقسیم کرد:
گروه اول، کمخردان هستند.این افراد ابتدا حرف میزنند و بعد فکر میکنند. وقتی با مشکل روبهرو میشوند، تازه به دنبال راه میگردند و با جملاتی مانند «نفهمیدم»، «متوجه نشدم»، «تقصیر من نبود» و یا «معذرت میخواهم»، سعی میکنند مسئله را جمع کنند.
گاهی هم فکر میکنند بهترین راه، کوتاهترین و ارزانترین راه است. برای مثال، فردی به دنبال راهی است که با یک قرص، اعتیادش درمان شود؛ در حالی که چنین چیزی امکانپذیر نیست. بعضی افراد حتی حاضر نیستند حرکت کنند و مسیر را طی نمایند و میخواهند همه چیز را خیلی سریع و آسان به دست بیاورند.
گاهی نیز وقتی مشکلی داریم، سراغ کسی میرویم که خودش مشکلات بیشتری از ما دارد؛ بیماری، شکست و مسائل مختلفی دارد، اما انتظار داریم او مشکل ما را حل کند. این یعنی ما هنوز راه درست را پیدا نکردهایم.
گروه دوم، خردمندان هستند.این افراد قبل از اینکه حرف بزنند، ابتدا فکر میکنند و سپس سخن میگویند؛ چون میدانند که حرف زدن هم خودش نوعی تعیین مسیر است.
خردمندان برای انجام هر کاری ابتدا بررسی میکنند و سپس دست به عمل میزنند. حتی برای یک کار ساده، مانند بیرون رفتن از خانه، ابتدا بررسی میکنند که کلید، پول، موبایل و وسایل مورد نیازشان را برداشتهاند یا نه.
پس برای هر کاری، سود و زیان آن را بررسی میکنند و بدون داشتن اطلاعات کافی وارد کاری نمیشوند. آنها تلاش میکنند راه مستقیم و درست را پیدا کنند؛ زیرا میدانند اگر مسیر درست باشد، رسیدن به هدف نیز امکانپذیر خواهد بود.
یکی از نشانههای راه درست این است که ببینیم افرادی که این مسیر را طی کردهاند، به مقصد رسیدهاند یا خیر.من خودم زمانی که مسیر کنگره را پیدا کردم، متوجه شدم که راه درست برای رسیدن به رهایی و آرامش، اینجاست. فهمیدم که فقط پیدا کردن راه کافی نیست؛ بلکه باید در این مسیر حرکت کنم، آموزش بگیرم و برای بهتر شدن حال خودم و مسافرم تلاش کنم تا بتوانم به هدفم برسم.
امروز متوجه شدهام که اگر راه درست را پیدا کنم و در آن ثابتقدم باشم، به مرور زمان میتوانم به آرامش و رهایی نزدیک شوم.در پایان، از جناب مهندس دژاکام تشکر میکنم که با فراهم کردن این مکان امن و این راه روشن، فرصت حرکت و آموزش را برای ما فراهم کردند. امیدوارم بتوانم با خدمت کردن، حتی گوشهای از محبتهای ایشان و کنگره را جبران کنم.
نویسنده:همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون دوم)
رابط خبری:راهنما همسفر زهره(لژیون دوم)
ارسال:همسفر زهرا(خ)رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون دوم)نگهبان سایت
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
50