مشارکت مکتوب همسفر زهرا
حقیقت اصل و انتهای هر موضوعی است. وادی هفتم که کشف حقیقت، راستی و درستی است میتواند کلید قفلهایی باشد که انسان سالها با دست خود فراهم کرده و اکنون می تواند با یافتن راه و آن چه از آن برداشت میکند، مسیر حرکت در صلح و آرامش در زندگی را پیدا کند.
عقل باید با نیروی خود مجهولات را کشف کند تا مسیر درست زندگی پیدا شود. در کنگره با کمک وادی هفتم می توانیم با کشف و شهود به گنج بی پایان دانایی و آگاهی برسیم. ابتدا باید در مورد راهی که میخواهیم در پیش بگیریم تفکر کنیم و متوجه این موضوع بشویم که تاکنون خیلی از چیزها را با حقیقت اشتباه میگرفتیم؛ اما پیدا کردن راه به تنهایی مؤثر نیست بلکه برداشت از راه و حرکت درست بسیار مهم میباشد.
انسانهای زیادی به دلیل اینکه راه را پیدا نکردند از تعادل طبیعی خارج شدند و به نابودی کشیده شدند. پس باید برای پیدا کردن مسیر درست سه مجهول؛ یعنی آشکار شدن رمز و راز کشف حقیقت و پیدا کردن کلید معلوم کنیم تا قفلها برایمان باز شود. میدانیم همیشه قفل سازان زیادند و کلید سازان اندک هستند.
انسانها در این راه دو دسته میشوند: ۱) کمخردان که اول حرف میزنند و بعد فکر میکنند. ۲) خردمندان که همیشه اول فکر میکنند و بعد سخن میگویند. اگر ما در گروه خردمندان باشیم و قوانین زندگی را آموخته باشیم قادر خواهیم بود از همه مشکلات به خوبی بگذریم و از گذرگاه های سخت مثل: اعتیاد، سیگار و چاقی عبور کنیم. ممکن است انسانها در طول حیات با یکی از این موارد روبهرو شوند و اگر قوانین زندگی را نیاموزیم دیر یا زود روزگار ما را مجبور به آموختن خواهد نمود.
هر کس بسته به ظرف وجودی خویش تعیین میکند که در کجای این راه باشد. در کنگره افراد خواهان درمان اعتیاد ذرهذره سیستم خمر خود را متعادل میسازند و در مسیر درمان مواد مخدر، سیگار، الکل، چاقی و سایر بیماریها چشمههای جوشان سیستم شبهافیونی را در درون خود بیدار میکنند و ذرهذره با خواست، تلاش، صبر، استقامت و آموزش جهانبینی به درمان و تعادل میرسند و این حقیقتی ناب و بیهمتا در کنگره۶۰ می باشد؛ وقتی در این موارد به تعادل رسیدند در صلح، آرامش و تعادل با خود و هستی قرار میگیرند. این حقیقت بزرگ در مسیر کشف وجودی خویش در مکانی مقدس و امن به نام کنگره۶۰ اتفاق میافتد چرا که حقیقت، ماهیت انسان و انسانی شدن است و قرار گرفتن و رسیدن به منتهای وجود که نقطه شروع و پایان انسان و همانا شروع بعدی هم که خود او است.
مشارکت مکتوب همسفر فاطمه
«رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه و دیگر آنچه برداشت میکنیم». همانگونه که در وادیهای قبل آموختیم؛ باید افکار خود را از قوه به فعل در بیاوریم و فرمانروایی مطلق عقل را بپذیریم. در وادی هفتم میآموزیم که برای تعقل کردن ابتدا باید قادر به تشخیص مسیر صحیح از مسیر غلط باشیم. پیدا کردن صراط مستقیم، راه درست و در جهت آن حرکت کردن، بسیار مهم است و به زندگی ما جهت میدهد.
یک راه و یک تصمیم ممکن است ما را به بیراهه و مسلخ ببرد و تصمیم دیگری ما را به سعادت و کمال برساند. برای باز کردن هر قفلی ابتدا باید کلید آن قفل را پیدا کرد و سپس اقدام به باز کردن آن کنیم یا به زبان ساده اول مقصد را مشخص و در ادامه مسیر رسیدن به آن را جستوجو میکنیم و در جهت هدف خود حرکت و اقدامات لازم را به عمل میآوریم.
انسانها به صورت فرضی برای عمل کردن به تصمیمات خود به دو دسته تقسیم شدهاند. گروه اول کم خردان و گروه دوم خردمندان هستند. یکی از نشانههای بیخردان این است که ابتدا عملی را انجام میدهند و سپس متوجه عواقب آن میشوند و یا اول لب به سخن میگشایند و در ادامه از گفته خود پشیمان شده و عذرخواهی میکنند. این افراد به دنبال حل مشکلات، ضعف و ناتوانی بوده و مصداق این بیت هستند که بیان میکند، کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی. انسانهای بیخرد همیشه به دنبال کوتاهترین راه و ارزانترین مسیر برای رسیدن به خواستههای خود هستند و حاضر به کارهای سخت نبوده و بهای آن را نیز میپردازند.
آقای مهندس برای توصیف این دسته از اشخاص میفرماید: «اگر خود را جدا از گروه نادانان بدانیم، نشانه بیخردی است». اگر راه خود را از بیخردان مجزا کنیم، با غرور راهمان را گم کنیم، حرکت نادرستی داشته باشیم و تصمیمات کوچک و پیش پا افتاده که هر روز در زندگی میگیریم، میتواند نشانهای از خردمندی یا بیخردی ما در زندگی باشد که باید از این خصوصیات متوجه شویم که ما جزء کدام گروه هستیم.
مشارکت مکتوب همسفر مرضیه
وادی هفتم میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است، یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم». این وادی به من میآموزد که یافتن راه بسیار مهم است. اول اینکه باید با تفکر راه غلط و درست را از هم تشخیص دهیم و این قدرت را میتوانیم با آموزشهای درست به دست آوریم.
یافتن راه در مسیر زندگی تکتک افراد نقش بسزایی دارد؛ چون میتواند زندگی انسان را نجات بدهد یا نابود کند. چه بسا انسانهایی که با یافتن راه غلط زندگی خودشان و اطرافیانشان را نابود کردند. یافتن راه در مسیر انسان نقش مهمی دارد. به طور مثال فرد مصرفکننده که راه غلط درمان را پیدا میکند و به جای درمان به اصطلاح مواد مخدر را ترک کند با گذشت زمان، سختی زیادی را تحمل میکند و ترک میکند؛ چون سیستمایکس بدنش بازسازی نشده تا آخر عمر خمار است و به تعادل لازم نمیرسد پس یافتن راه درست خیلی مهم است. مثل افرادی که راه درمان لاغری غلط را پیدا میکنند و با آسیب زدن به بدنشان فکر میکنند که راه درست را پیدا کردند، پس پیدا کردن راه صحیح برای حل مشکلات در تمام زندگی نقش مؤثری دارد.
قسمت دوم وادی؛ یعنی آنچه برداشت مینماییم. برای تشخیص راه درست باید ببینیم افرادی که قبل از ما از این راه رفتند چگونه به مقصد رسیدند، آیا سالم به مقصد رسیدند یا نابود شدند؟ برداشت از مسیر درست؛ یعنی من اگر مسیری را برای درمان یا مشکلم پیدا میکنم؛ باید تحقیق کنم و ببینم آیا انسانهایی که با این روش مشکل یا بیماریشان را درمان کردند، الان در چه وضعیتی قرار دارند، اگر در وضعیت مناسبی بودند راه و مسیر درست است؛ ولی اگر وضعیتشان نامناسب باشد قطعاً راه و مسیر غلط است.
رابط خبری: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
35