English Version
This Site Is Available In English

خردمندان به هدف و نتیجه مطلوب خواهند رسید

خردمندان به هدف و نتیجه مطلوب خواهند رسید

جلسه چهاردهم از دوره سی‌وهفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی کاسپین قزوین به استادی راهنما همسفر مریم، نگهبانی همسفر سحر و دبیری همسفر نسرین با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شکر می‌کنم که امروز در جمع شما هستم و از وجود تک‌تک شما انرژی می‌گیرم. از نگهبان جلسه تشکر می‌کنم که اجازه دادند در خدمت شما باشم. از دبیر، مرزبانان، ایجنت و همه شما خدمتگزاران تشکر می‌کنم.
لحظه‌ای که وارد شعبه شدم یاد گذشته افتادم، روزهایی که در این شعبه خدمت می‌کردم و آموزش می‌گرفتم. این شعبه مثل شعبه مادر در شهر قزوین است و زنجیره‌ها از طریق شعبه کاسپین بزرگ و بزرگتر می‌شوند.
دستور جلسه امروز «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری؛ آنچه برداشت می‌نماییم.) و تأثیر آن روی من» است. وادی‌ها قوانین هستی هستند که راه درست زندگی کردن را به ما می‌آموزند، ما در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ چهارده وادی داریم که از وادی اول آموزش گرفتن را شروع می‌کنیم. برای مثال وقتی در اتوبان حرکت می‌کنیم قوانین پله پله ما را جلو می‌برند.
وادی هفتم می‌گوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است.» حالا حقیقت چیست؟ حقیقت همیشه بوده است و خواهد بود، ذات پروردگار، راستی و درستی یا درمان اعتیاد در کنگره۶۰ می‌توانند حقیقت باشند. راه درمان اعتیاد به مواد مخدر با روش DST و داروی OT توسط آقای مهندس حسین دژاکام بنیان کنگره۶۰ پیدا شده است. همه ما وقتی به کنگره۶۰ آمدیم راه را پیدا کردیم و پیدا کردن راه بزرگ‌ترین مسأله است. قبل از ورود به کنگره۶۰ مسیرهای زیادی را رفته و ترک‌های متعددی را انجام داده بودیم؛ ولی دوباره برگشتیم به این علت که راه را بلد نبودیم.
خداوند را شکر می‌کنم به واسطه آقای مهندس حسین دژاکام، پیام کنگره۶۰ به ما داده شد؛ باید قدر مکانی که در آن هستیم را بدانیم، افراد زیادی بیرون از کنگره۶۰ هستند که هنوز راه را پیدا نکرده‌اند. بسیاری از مصرف‌کننده‌ها برای درمان اعتیاد خود تلاش می‌کنند؛ ولی راه صحیح را پیدا نکرده‌اند. افرادی که در کنگره۶۰ حضور دارند و راه را پیدا کرده‌اند، به روش DST و داروی OT طبق برنامه‌ای که راهنما به آن‌ها می‌دهد راحت به رهایی می‌رسند.
قسمت دوم این است که از این راه چه برداشتی می‌کنم؟ من از مسیری که آمده‌ام، به رهایی و درمان اعتیاد رسیده‌ام چه برداشت کردم؟ آیا فقط مواد مخدر مصرفی خود را کنار گذاشتم و رفتم؟ بسیاری از افراد آمدند و بعد از رها شدن به کنگره۶۰ نیامدند. فرصتی به آن‌ها داده شده بود تا برداشت داشته باشند، مثل جهان‌بینی‌هایی که کار می‌شود، سی‌دی‌ها، گوش کردن به حرف راهنما، به موقع در جلسات حضور داشتن، خدمت کردن در لژیون سردار و شرکت کردن در همه این‌ها برداشت‌های ما می‌شود. آیا من برداشتی داشته‌ام یا فقط می‌آیم، می‌روم، وقتم را پر می‌کنم، صندلی را اشغال می‌کنم، آموزشی که باید بگیرم را نمی‌گیرم و فقط به رهایی رسیده‌ام؟
آموزش‌هایی که در کنگره۶۰ دریافت می‌کنم همان برداشت‌ من می‌شود. آیا می‌توانم این آموزش‌ها را در زندگی خود کاربردی کنم یا هنوز برای زندگی خودم کاری نکرده‌ام، چه برسد به اینکه بخواهم به دیگران کمک کنم؟ در کنگره۶۰ برداشت‌های زیادی است که هر کس به نوع خودش برداشتی دارد و اگر بتوانیم آن را به مرحله اجرا درآوریم سفر ما لذت‌بخش و شیرین می‌شود. افرادی که به حرف راهنما گوش می‌دهند، به موقع سر لژیون حضور دارند، مشارکت می‌کنند و خدمت دارند سفر برای آن‌ها بسیار لذت‌بخش است؛ ولی کسانی که فقط می‌آیند و می‌روند و به بهانه‌های مختلف سی‌دی نمی‌نویسند قطعاً برداشت‌های خوبی ندارند و لذتی هم از سفر خود نمی‌برند، به همین خاطر منتظرند که این سفر تمام شود، مسافرشان به رهایی برسد و بروند. کجا برویم که از اینجا بهتر باشد، در اینجا قوانین درست زندگی کردن را به ما می‌آموزند. من قبل از ورود به کنگره۶۰ روش درست زندگی کردن و طرز برخورد با خانواده را بلد نبودم؛ اما با آموزش‌ها متوجه رفتار اشتباهم شدم.
افرادی به کنگره۶۰ آمدند و به علت اینکه برداشت درستی از آن نداشتند، به جای اینکه به درمان برسند مصرف مواد مخدر آن‌ها عوض شد، مثلاً از تریاک به هروئین یا شیشه تبدیل شد. یکسری از افراد هم با سفر اولی حال‌خراب گشتند و با وجود اینکه مسیر را پیدا کرده بودند؛ ولی اشتباه رفتند و نتیجه درست از سفر خود نگرفتند. حالا که کنگره۶۰ راه را به ما نشان داده است؛ باید تفکر کنیم و الگوها را ببینیم. الگوها افرادی هستند که به درمان رسیده‌اند. برای یک سفر اولی، سفر دومی، راهنما، مرزبانان، ایجنت و همه خدمتگزاران الگو هستند و وقتی به آن‌ها نگاه می‌کند، متوجه می‌شود در مسیر درستی قدم گذاشته است و ثابت قدم می‌ماند.
در ادامه آقای مهندس حسین دژاکام راجع به دو گروه کم‌خردان و خردمندان صحبت می‌کند. من جزو گروه کم‌خردان بودم، هر چیزی را از هر کسی که می‌شنیدم بدون تفکر قبول می‌کردم. نه تنها در مورد اعتیاد، بلکه در تمام سطوح زندگی بسیار ساده و راحت هر حرفی را از هر شخصی قبول می‌کردم. افراد کم‌خرد بدون اینکه فکر کنند، مسیری را انتخاب می‌کنند و وسط راه پشیمان می‌شوند، به رنج و سختی می‌افتند و دوباره باید برگردند؛ اگر هم حرفی زده باشند مدام باید عذرخواهی کنند.
حتماً قرار نیست که معامله‌ بزرگی انجام دهم، تخریب ببینم و بعد تفکر کنم، در کارهای کوچکی مثل غذا خوردن هم باید فکر کنم غذایی که می‌خورم برای من مفید است یا خیر، به مهمانی که می‌روم شرایط آنجا برای من مناسب است یا خیر و کاری که انجام می‌دهم درست است یا خیر؟ فرد کم‌خرد قطعاً به نتیجه نمی‌رسد، مدام دور خودش می‌چرخد تا اینکه از گردونه خارج می‌شود، اگر فکر کنیم قطعاً نتیجه درستی می‌گیریم.
افرادی به کنگره۶۰ می‌آیند و بعد از یکی دو سال می‌روند، به رهایی که همان نتیجه مطلوب است، نمی‌رسند، مدام از ایجنت، مرزبان یا راهنما ایراد می‌گیرند، این افراد تفکر درستی برای مسیر خود انتخاب نکردند و در نتیجه به هدف که رهایی بوده، نرسیدند. یکی از نشانه‌های خردمندان این است که در نهایت به هدف و نتیجه‌ مطلوبی که می‌خواهند، می‌رسند.
امیدوارم با حضور در کنگره۶۰ و آموزش‌های آقای مهندس حسین دژاکام بتوانیم قوانین کنگره۶۰ را به نحو احسنت به اجرا درآوریم تا حال خوب و آرامش آن ابتدا به خود ما بر‌گردد و بعد هم به کسانی که کنار ما هستند و با ما زندگی می‌کنند.

مرزبانان کشیک: مرزبان همسفر مریم و مرزبان مسافر محمدرضا
عکاس: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه  (لژیون هشتم)
تایپیست: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر حمیده (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر مریم مرزبان خبری
همسفران نمایندگی کاسپین قزوین

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .