درود بر راهنمایان کنگره۶۰ جلوه محبت خدا بر زمین آنانکه از نگاهشان آرامش، از کلامشان صبر و از چشمانشان محبت میبارد. دست انسانهای گرفتار را میگیرند و مسافر گمگشته را از تاریکی به وادی چهاردهم میرسانند. از وقت و انرژی خود میگذرند و عشقی بیکران میبخشند. ای ناجیان بیدستمزد و عاشقان بیادعا به شما درود و خدا قوت میگویم.
گاهی یک دیدار میتواند مسیر یک زندگی را عوض کند و امروز چنین دیداری رقم خورده است. همراه و همکلام دو راهنمای بزرگوار کنگره۶۰ شدهایم، راهنما همسفر حمیده و راهنما مسافر علیرضا عزیزانی که در شعبه جواد گلپایگان به درمان رسیدند و امروز خودشان چراغ راه دیگران شدهاند. امید است از این گفتوگو بهرهمند شوید.
.jpg)
همسفر حمیده به همراه مسافرشان مسافر علیرضا با آنتیایکس مصرفی شیره و تریاک وارد کنگره۶۰ شدند. به مدت ۱۲ ماه به راهنمایی مسافر اصغر و همسفر ریحانه با متد DST و داروی اپیوم سفر کردند؛ هماکنون ۵ سال و ۸ ماه است که با دستان پرمهر مهندس حسین دژاکام آزاد و رها هستند. ورزش مسافر علیرضا در کنگره۶۰ باستانی و ورزش همسفر حمیده دارت و بدمینتون است. مسافر علیرضا در جایگاههای دبیر و نگهبان کارگاه، کلینیک، مسئول OT و دفترنویس OT خدمت کردند؛ هماکنون در جایگاه راهنمای DST در حال خدمت هستند. همسفر حمیده در جایگاههای ورزشبان ایروبیک، دو دوره دبیر کارگاه، ویراستار و عکاس سایت، مسئول سایت، مرزبان پارک، دنور و سردار خدمت کردند؛ هماکنون در جایگاه نگهبان لژیون سردار و راهنمای DST در حال خدمت هستند.
با توجه به این موضوع که شما پس از درمان در کلینیک نیز به عنوان خدمتگزار فعالیت داشتهاید، آیا درمان با استفاده از متد DST میتواند وسوسه و کشش به مصرف مواد مخدر را در همه افراد به یک میزان ریشهکن کند؟
راهنما مسافر علیرضا:
به اعتقاد من اگر خواسته واقعی شخص درمان باشد، به هیچ عنوان دچار وسوسه نمیشود؛ این در حالی است که همه افراد این احساس را به صورت یکسان تجربه نمیکنند؛ زیرا با درمان کامل و واقعی هیچگونه کششی به سمت مواد مخدر ندارند؛ اما نمیتوانیم این مورد را برای همه افراد به صورت یکسان در نظر بگیریم؛ زیرا برخی افراد خواسته قوی ندارند.
لطفاً بفرمایید برای مسافرانی که به تازگی وارد کنگره۶۰ شدهاند و قصد همکاری با کلینیک را دارند، چه توصیهای دارید؟
راهنما مسافر علیرضا:
با توجه به تجربهای که در جایگاه مسئول OT داشتهام، به خاطر دارم زمانی که تازهواردین مراجعه میکردند، حتماً نوشتاری برای آنها خوانده میشد که نخستین شرط آن استفاده از لباس مناسب بود؛ زیرا ما در خارج از نمایندگی کنگره۶۰ نیز فعالیت داریم؛ بنابراين هنگام دریافت دارو رعایت ادب، احترام و توجه به نظم و انضباط ضروری است؛ همچنین باید به خاطر داشته باشیم که در کلینیک از سیگار استفاده نکنیم.
شما به عنوان راهنمایی که با مسافران در ارتباط هستید، مهمترین دلیلی را که موجب میشود یک مسافر از ادامه سفر یا حضور در جلسات دوری کند در چه میدانید؟
راهنما مسافر علیرضا:
کسی در کنگره۶۰ ماندگار میشود که درد و رنج اعتیاد را لمس و در تاریکیهای بسیار فرو رفته باشد. از نظر من معمولاً کسی که به پایان راه رسیده و به دنبال درمان واقعی باشد، در کنگره۶۰ باقی میماند؛ در غیر این صورت فرد پس از دو ماه از سفر به دنبال راه گریز خواهد بود.
با توجه به این موضوع که در گذشته در جایگاه مرزبانی پارک خدمت کردهاید، از نظر شما ورزش چگونه میتواند به بهبود روحیه و حال همسفر کمک کند و چه تأثیری در ایجاد آرامش و توجه بیشتر او به خود و زندگی داشته باشد؟
راهنما همسفر حمیده:
از نظر من، یک همسفر پیش از ورود به کنگره۶۰ به دلیل اعتیاد مسافر درگیر مسائل روزمره میشود؛ بهعنوان مثال مخارج خانواده، تربیت فرزندان، مسائل و مشکلات مسئولیت زندگی را بهطور کلی بر عهده میگیرد به همین دلیل نسبت به خود بیتوجه و برای خود زمانی اختصاص نمیدهد؛ این در حالی است که ورزش کردن فرصتی را فراهم میکند تا همسفر به کارهایی بپردازد که از آنها لذت میبرد؛ بهعنوان نمونه زمانی را برای تفریح و خرید اختصاص دهد یا در مهمانیها و دورهمیهای خانوادگی و دوستانه حضور داشته باشد. مهندس حسین دژاکام هنگامی که بر موضوع ورزش تأکید میکنند میفرمایند: «ورزش مکمل درمان است». در حقیقت میخواهد یک همسفر از فرصتهای زندگی بهدرستی استفاده کند و زمانی را هرچند کوتاه بدون دغدغه و نگرانی در کنار دوستان و انسانهایی سپری کند که با او همدل و همحس هستند؛ در نتیجه بخشی از بار مسئولیت و دغدغههای ذهنی او کاهش مییابد و فرصت پیدا میکند که آرامش بیشتری را تجربه کند و به حال خوش برسد. بسیاری از افراد صبح جمعه ساعتهای بیشتری را به خواب اختصاص میدهند و در نتیجه فرصت تماشای طلوع خورشید و بهرهمندی از انرژی آغازین روز را از دست میدهند؛ این در حالی است که در کنگره۶۰ اعضاء با طلوع خورشید روز خود را آغاز میکنند و با صرف صبحانه در این ساعات از انرژی و طراوت ابتدای روز بهرهمند میشوند؛ همچنین میتوانند آموزشهایی که در کنگره۶۰ دریافت کردهاند به اجرا درآورند؛ در نتیجه ورزش فرصتی را برای همسفر فراهم میکند تا بار دیگر از بسیاری از فرصتهایی که بهدلیل شرایط گذشته از آنها محروم بوده است، بهرهمند شود، محرومیتها پایان یابد و او بتواند ساعاتی را به خود، آرامش و رشد خویش اختصاص دهد.
شما با دیدهبانان مصاحبههای متعددی داشتید. اگر بخواهید یکی از تأثیرگذارترین نکاتی را که از ایشان آموختهاید برای دیگران بازگو کنید، آن نکته چیست؟
راهنما همسفر حمیده:
با توجه به اینکه هفته دیدهبان را سپری کردیم میتوانم بگویم دیدهبانان الگوهای مهم و قوی برای همسفران کنگره۶۰ هستند. زمان ورود به کنگره۶۰ با انسانهایی آشنا شدم که عاشقانه و بیمنت در مسیر خدمت بودند. افرادی که از راههای دور به شعبه میآمدند تا با خدمت و حضور خود زمینهای فراهم کنند که من نیز بتوانم آموزش بگیرم و به حال خوش برسم. بزرگترین آموزشی که از این عزیزان دریافت کردم نماد صبر، الگوی صحیح و عشق و محبت به خدمت بود؛ زیرا کسی که عشق و محبت را در وجود خودش نداشته باشد نمیتواند خدمتگزار خوبی باشد و با انگیزه ساعتها مسیرهای طولانی را طی کند تا زمینهای برای رسیدن فردی دیگر به حال خوش فراهم شود؛ در نتیجه این افراد الگوهای ارزشمندی هستند؛ زیرا با خدمت خود زمینهساز حال خوش برای دیگران هستند. انرژی و حس مثبتی را که در مسیر خدمت به دست آوردهاند، به دیگران منتقل میکنند؛ باید به خاطر داشته باشیم که عشق و محبت نیرویی است که میتواند انسان را به خدمتگزاری شایسته، مؤثر و ماندگار تبدیل کند.
.jpg)
به عنوان یک راهنما چه روشی پیشنهاد میدهید که رهجو در برخورد با اشتباهات دیگران گذشت داشته باشد و کینه به دل نگیرد؟
راهنما همسفر حمیده:
این موضوع مربوط به یک رهجو نیست؛ بلکه مربوط به تمام افراد میباشد؛ زیرا ممکن است هر فردی که در این شرایط قرار میگیرد از برخورد و کلام افرادی آزرده و باعث خشم و نفرت در او شود. زمانیکه یک رهجو در گفتوگو با راهنمای خود از افرادی صحبت میکند که با رفتار یا کلامشان باعث رنجش او شده است، در چنین شرایطی رهجو بیش از هر چیز به یک شنونده خوب نیاز دارد، کسی که با حوصله و بدون قضاوت کلام او را تا پایان بشنود و اجازه دهد هر اندازه که نیاز دارد درباره مشکل و ناراحتی خود صحبت کند تا احساسات و افکارش را بیان کرده و به آرامش بیشتری برسد. در نهایت وظیفه راهنما این است که به رهجو اطمینان دهد من شما را درک میکنم و متوجه هستم که چه میگویید. شنیده شدن و درک کردن برای فردی که آسیب دیده و از موضوعی رنج میبرد، بسیار ارزشمند است و میتواند به او کمک کند تا احساس آرامش و امنیت بیشتری داشته باشد؛ زیرا فردی که از درون پر باشد هر چهقدر بخواهیم به او راهنمایی بدهیم متوجه نمیشود؛ همچنین راهنما باید دو گوش شنوا در مقابل او داشته باشد و نشان دهد او را میفهمد و در مقابل به او بگوید کسی که اشتباه میکند از روی جهل و ناآگاهی است. مهندس حسین دژاکام میفرمایند: «افرادی که ستم میکنند انتهای شاخه نشستهاند و ته شاخه را اره میکنند؛ بنابراين اولین کسی که سقوط میکند خود این افراد هستند.» کسی که به دیگران ظلم میکند ابتدا خود سقوط میکند. بهتر است بدانیم فرد خطاکار ابتدا خود را نابود میکند و این عمل از روی جهل و ناآگاهی او است. دکتر امین دژاکام در فایل صوتی «پادزهر» میفرمایند: «گاهی دل شکسته میشویم؛ اما بهتر است پادزهر آن را بسازیم و این عمل به این معنی نیست که از مشکل و خطای دیگران فرار کنیم و کینه به دل بگیریم؛ زیرا کینه ما را از آن فرد دور میکند.» در نتیجه بهترین کار این است که من پادزهر آن را بسازم؛ یعنی بیشتر به سمت فرد بروم و بلعکس عمل کنم. از نظر من بهترین روش برای آگاه کردن رهجو است.
با توجه به این موضوع که شما نگهبان لژیون سردار و دنور هستید، بفرمایید این دو نقش در کنار یکدیگر چه تأثیری بر شما داشته است؟
راهنما همسفر حمیده:
من در کنگره۶۰ یاد گرفتم که جایگاهها براساس نیازهای انسان به او سپرده میشوند و شاید من نیازمند این بودم که جایگاه دنوری و نگهبانی لژیون سردار را تجربه و حس کنم. لژیون سردار به من بخشش را آموخت؛ زیرا پیش از ورود به کنگره۶۰ بیشترین خواستههایم برای خود و خانواده بود و اگر چیزی به دیگران میبخشیدم معمولاً انتظار جبران داشتم؛ اما در لژیون سردار آموزش گرفتم که چگونه بخشش بلاعوض داشته باشم. حضور در لژیون سردار فقط به معنای بخشیدن مادیات نیست؛ بلکه انسان میآموزد از داشتههای معنوی خود نیز ببخشد؛ بهعنوان مثال با حضور در لژیون سردار بخشی از زمان خود را در اختیار این جایگاه قرار میدهم زمانی را که میتوانم در کنار خانواده و فرزندم باشم. از مال خود نیز میبخشم؛ اما در مقابل این اطمینان را دارم که این بخشش میتواند گرهای در درون من باز کند و من را به حال بهتری برساند؛ همچنین باید به خاطر داشته باشیم که در گذشته انسانهایی بودند که به ما کمک کردند تا به حال خوش برسیم؛ بنابراین امروز نوبت ماست که ببخشیم تا دیگران نیز فرصت رسیدن به حال خوش را پیدا کنند. به نظر من جایگاهها تنها مسئولیت و خدمت نیستند؛ بلکه فرصتی هستند برای آموزش گرفتن، بخشیدن و شناخت خود در نهایت همین جایگاهها میتوانند گرههای درونی انسان را باز و او را در مسیر رشد و تکامل قرار دهند.
به عنوان سؤال آخر حس خود را نسبت به کلمات زیر در یک کلمه عنوان کنید؟
راهنما همسفر حمیده:
بخشش: قدمی به سمت تکامل و آرامش
صبر: کلیدی در دست یک همسفر
وسوسه: رنج و عذاب
ورزش: فرصتی برای کسب حال خوش
خدمت: نعمت و رحمت خداوند
خانواده امن: اوج آرامش
راهنمامسافر علیرضا:
بخشش: بزرگترین صفتات خداوند در هر انسان است.
صبر: بزرگترین معجزه الهی که راهگشا است.
وسوسه: نقطه مقابل آگاهی وحاصل ناآگاهی
ورزش: مکمل درمان
خدمت: عشق
خانواده امن: تنها هدف من
از راهنمایان گرامی که با صبوری و محبت، تجربیات ارزشمند خود را با ما به اشتراک گذاشتند، صمیمانه سپاسگزاریم و برایشان در ادامه این مسیر، موفقیت و سربلندی آرزومندیم.
طراح سؤال و مصاحبه کننده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر نیره رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
69