جلسه دوازدهم از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دزفول به استادی راهنما همسفر نرگس، نگهبانی همسفر زینب و دبیری همسفر رومینا با دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.» و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
وادی هفتم میگوید که «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه ما برداشت مینماییم.» رمز همان پیدا کردن راه و راز هم آن چیزی است که ما برداشت میکنیم. این وادی با سیستم کنگره همخوانی دارد؛ یعنی من وقتی وارد کنگره شدم، راه را پیدا کردم و با دریافت آموزشهایی که داشتم به راز کنگره پی بردم.
گاهی شاهد این هستیم که هفتهای چند نفر میآیند و بعد از چند جلسه میروند. اینها رمز را پیدا کردند؛ ولی راز را درک نکردند. راز کنگره را دریافت نکردند. کسی که به کنگره بیاید و آموزش بگیرد و به راز کنگره پی ببرد؛ هیچ وقت به خاطر روزمرگیهاش و درگیریهایی که بیرون از اینجا دارد، مسیر کنگره را رها نمیکند. من خودم شخصاً تجربه کردم که با وجود مشکلات زیاد همه را رها کردم و به کنگره آمدم و این به خاطر لطف خداوند و آن دریافتی که از کنگره بود اتفاق افتاد. من متوجه شدم که تا در کنگره حضور نداشته باشم مسیر درست را نمیتوانم انتخاب کنم.
مسیر کنگره، مسیر صراط مستقیم است و خوب میدانستم که بیرون از کنگره مشکلات زیادی وجود دارد مثل درگیری اعتیاد مسافرم، مشکلات اقتصادی یا هر مشکلی که داشته باشم تا باعث شود من در صراط مستقیم نباشم و بدون آموزش، دانش کافی و تمرین آن مشکل را نمیتوانم حل کنم؛ پس اگر کسی وارد کنگره شد؛ باید به راز آن پی ببرد؛ یعنی درک کند که این راهی که من پیدا کردم صراط مستقیم است و در نهایت به آرامش و آسایش خواهد رسید. هر آرزویی که من داشته باشم چه مادی و چه معنوی در این مسیر برآورده میشود؛ چون در مسیر درست قرار گرفتم.
برای پیدا کردن مسیر ابتدا باید تفکر کنیم. به وادی اول میرسیم؛ یعنی درست فکر کردن و برای درست فکر کردن باید به قوه عقل توجه کرد و از آن نیرویی که در درونم هست کمک بگیرم. ما در میان اطرافیان خیلیها را میبینیم که مشکلات زیادی دارند. آدمهای بیخیال و بیارادهای هم نیستند. شاید سالها تلاش کردند. یک مصرفکننده بیرون از اینجا را در نظر بگیرید؛ شاید سالی یک بار ترک میکند. مسافر من در خانه ترک میکرد و چه مشکلاتی را تحمل میکرد تا ۴۰ روز خواب و خوراک نداشت. بعد از ۴۰ روز میگفت من ترک کردم؛ ولی هیچ وقت آرامش و آسایشی نداشت. چنین شخصی درمان نشده و فقط مواد را کنار گذاشته است؛ در حالی که تمام وجودش به مواد نیاز دارد و سیستم ایکس شخص متلاشی شده است. به همین خاطر نه میتواند درست صحبت کند نه میتواند بخوابد نه میتواند تصمیم درست بگیرد. به خود و خانوادهاش قول داده که مواد استفاده نکند با سقوط آزاد و بدون هیچ درمان و دارویی، چنین شخصی در بیراهه تلاش میکند و سختترین تلاش را هم برای نجات خودش و خانوادهاش انجام میدهد.
آقای مهندس میگویند: وقتی که شخص به مصرف مواد برمیگردد؛ اطرافیان به او میگویند که تو بیارادهای؛ ولی آنها دارای قویترین ارادهها هستند؛ چون با وجودی که مواد هست؛ ولی سعی میکنند مصرف نکنند. آنها جسم سالمی ندارند. در مقابل وقتی مصرفکننده وارد کنگره میشود و مسیر درست را پیدا میکند؛ خیلی با احترام روی صندلی مینشیند. به او دارو میدهند که روزی سه بار مصرف کند و بدون هیچ درد و خماری بعد از ۱۰ ماه تا ۱۱ ماه به رهایی میرسد و به سلامت روح، روان و جسمش میرسد؛ پس خیلی فرق است بین راه و بیراهه؛ پس یافتن راه درست یکی از مهمترین مسائل است. نه فقط برای مواد بلکه برای حل کردن هر مشکلی که داریم باید راه درست را انتخاب کنیم.
در ادامه این وادی درباره خردمندان و کمخردان صحبت میشود. نشانه کمخردان این است قبل از اینکه فکر کنند، حرف میزنند. قبل از اینکه یک مسئله را بررسی کنند، دست به عمل میزنند. این افراد هم خودشان و هم دیگران را به دردسر میاندازند. آقای مهندس در این مورد میگویند قفل سازان بسیارند؛ اما کلیدسازان اندک؛ یعنی آنهایی که مشکلات ایجاد میکنند زیاد هستند؛ ولی آنهایی که حلال مشکلات هستند، خیلی اندک هستند. خردمندان افرادی هستند قبل از اینکه صحبت کنند، اول فکر میکنند. قبل از اینکه هر عملی را انجام بدهند آن را بررسی میکنند و بعد وارد عمل میشوند.
خردمندان میدانند سخن گفتن نوعی تعیین مسیر است. یعنی چی؟ یعنی من وقتی با کسی صحبت میکنم با یک جمله میتوانم جهان درون آن شخص را بسازم و با یک جمله هم میتوانم جهان درون آن شخص را ویران کنم؛ باید در زمان صحبت، ظرفیت طرف مقابل را سنجید. حتی زمانی که از سر دلسوزی بخواهم به کسی بگویم که کار تو اشتباه است؛ باز باید به ظرفیت او نگاه کنم. حرفها بیشتر از سلاحها آدم میکشند. با ارزشترین و بهترین گنج در دنیا، گنج درون است که باید آن را پیدا کنیم. گنج درون با آموزش گرفتن و با شناخت خودم به دست میآید. گنج درون من چه هست؟ استعداد، توانایی و خلاقیت من است که نهفته است؛ باید در صراط مستقیم باشیم تا آنها را بیدار کنیم.
مرزبانان کشیک: همسفر لیلا و همسفر روحالدین
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر لیلا
همسفران نمایندگی دزفول
- تعداد بازدید از این مطلب :
103