همیشه در زندگی دنبال راه بودم. فکر میکردم اگر فقط راه درست را پیدا کنم حتماً موفق میشوم و مشکلاتم حل خواهند شد. خیلی وقتها دنبال یک راه میانبر یا یک جواب قطعی میگشتم؛ اما نمیدانستم که پیدا کردن راه پایان کار نیست، تازه شروع حرکت است و اینکه چگونه این مسیر را طی کنم چقدر اهمیت دارد.
من ممکن است بهترین راه را پیدا کنم؛ اما اگر در آن حرکت نکنم، اگر آموزش نگیرم و آن را به عمل تبدیل نکنم اتفاق خاصی در زندگیم نمیافتد. در این وادی دریافتم این حرکت من در مسیر است که باعث تغییر میشود و باید صبر داشته باشم، قدم به قدم حرکت کنم و اجازه بدهم زمان و آموزش نتیجه خودش را نشان دهد.
در گذشته فکر میکردم اگر بیشتر تلاش کنم، اگر بیشتر فکر کنم، حالم هم تغییر خواهد کرد؛ اما بیشتر اوقات با اینکه انرژی زیادی صرف میکردم، به دلیل اینکه مسیر درستی نداشتم، بیشتر خسته و حتی از خودم ناامید میشدم. حس پرندهای در قفس را داشتم که خود را به در و دیوار کوبیده است؛ اما آزادی را نیافته و در پایان خسته و زخمی در همان قفس باقی میماند.
از این وادی آموختم میان «تلاش کردن» و «درست حرکت کردن» تفاوت زیادی وجود دارد. ممکن است انسان با تمام توان بدود؛ اما اگر جهت را اشتباه انتخاب کرده باشد، هرچه بیشتر بدود از مقصد دورتر میشود. حتی ممکن است در جهت درست قرار داشته باشد؛ اما بخشی از مسیر را که باید آهسته برود، سریع حرکت کند؛ در نتیجه بدون آنکه برداشت کافی را از مسیر داشته باشد به مقصد میرسد؛ اما این رسیدن کیفیت لازم را ندارد و مجبور میشود دوباره به عقب بازگردد؛ مانند پیامی که میگوید غذای نیم پخته قابل خوردن نیست.
اکنون دیگر به دنبال راهی نیستم که سریع من را به مقصد برساند. یاد گرفتهام که راه درست، با حرکت درست معنا پیدا میکند و ارزش واقعی هر مسیری را میتوان از برداشتی که در پایان از آن میشود، فهمید. اکنون میدانم تا زمانی که آن گونه که باید در مسیر حرکت نکنم، دانستن راه به تنهایی فایدهای ندارد و در نهایت این مسیر است که ما را شکل میدهد نه مقصد.
نویسنده: همسفر زرین رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم)
رابط خبری لژیون سردار: همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون اول)
ارسال: همسفر نسیم رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی لوییپاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
14