English Version
This Site Is Available In English

خوبی بکاریم، آرامش برداشت کنیم

خوبی بکاریم، آرامش برداشت کنیم

جلسه سیزدهم از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کریمان کرمان به استادی راهنمای محترم همسفر فرناز، نگهبانی همسفر صالحه و دبیری موقت همسفر عصمت با دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نمائیم.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:٠٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که به من اجازه داد که روی این صندلی خوشبختی بنشینم و از این جایگاه از شما عزیزان انرژی و آموزش بگیرم از آقای مهندس و خانواده محترمشان بابت فراهم نمودن این بستر سپاسگزارم و از راهنمایان بزرگوار خودم خانم سمیه عزیزم و خانم زهره عزیزم و راهنمای مسافرم، راهنمای DST آقا سینا و راهنما سیگار، آقا مجید سپاسگزارم و زندگی دوباره، امید امروزم و حال خوبم را مدیون این عزیزان هستم تا همیشه قدر‌دان این عزیزان خواهم بود و امیدوارم که بتوانم ذره‌ای از محبت‌های ایشان را جبران کنم از مسافرم که دلیل حضور من شدند در کنگره خیلی ممنونم و تشکر می‌کنم از نگهبان جلسه و دبیر جلسه که اجازه خدمت به من دادند؛ همچنین از ایجنت و مرزبانان عزیز سپاسگزارم.

دستور جلسه در مورد «وادی هفتم و تاثیر آن روی من» است، عنوان وادی می‌گوید: رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نمایید، من اولین سؤالی که وقتی استادی به من محول شد و این لطف به من داده شد از خودم پرسیدم، این بود که این وادی چه تأثیری روی من و زندگی من گذاشته است و من تا چه حد توانسته‌ام این وادی را عملی کنم در زندگی خودم، یادم می‌آید از وقتی کنگره آمدم تمام تلاش خودم برای حال خوب خودم این بوده که دیگران را اذیت نکنم و آرامش و حال خوب خودم را وابسته به حال دیگران ندانم و دیگران را مسئول و مقصر زندگی خودم ندانم.

الان که آمده‌ام کنگره تلاش کنم و از تجربه دیگران استفاده کنم و تا جایی که بتوانم چیز‌هایی که در زندگی من پیش می‌آید مثل خرید جهیزیه، خرید سیسمونی، زایمان که به زودی اتفاق می‌افتد و خیلی اتفاق‌ها که در زندگی من اتفاق می‌افتد از مشورت دیگران و تجربه دیگران استفاده کنم؛ ولی تصمیم آخر را خودم بگیرم و با عقل خودم بهترین تصمیم را بگیرم، برای خرید جهیزیه خودم را با خواهرم مقایسه نکنم و سعی کنم فشار مالی که قراره روی پدر و مادرم فشار بیاد را به حداقل ممکن برسانم، همین‌طور که آن‌ها تمام توان خودشان را گذاشتند برای من پدر و مادر خوبی باشند من هم فرزند خوبی برای آن‌ها باشم و به‌نظرم قشنگترین بازتاب جهان این است که من بازتاب رفتار و اعمال خودم را در همین جهان می‌بینم و به‌نظرم اگر من حالا بخواهم، می‌توانم آن فشار مالی را ایجاد کنم.

دختر همسایه‌ای داشتیم که بنده خدا عروس شد و تمام جهیزیه‌اش را با گریه خرید، یعنی مبلی را که می‌خواست، نمی‌دانم هر وسیله‌ای را که می‌خواست با گریه خرید و شاید الان آن‌ها را راز خوشبختی خودش بداند؛ ولی من که اعتیاد وارد زندگی‌ام شد، من که اعتیاد را با تک‌تک سلول‌های وجودم کشیدم به‌نظرم دیگه یخچال نو، گاز نو، تمام وسیله‌های نو آرامش را به زندگی من بر نخواهد گرداند و به‌نظرم چقدر قشنگ است که هر کدام از ما یعنی من فرناز از این دید نگاه کنم که زندگی من کجا بوده و الان کجا است. ما در وادی هفتم بعد از پشت سر گذراندن شش وادی و بعد از چهار تا وادی تفکر که به ما یاد می‌دهد که چگونه فکر کنیم من فرناز کجا بودم و کجا هستم، زندگی من به چه شکل بوده و الان کجا است.

وادی ششم که وادی حکم عقل است آن فرمان‌‌های کوچک که من هر روز باید انجام بدهم تا به آن حکم عقل خودم برسم و وادی هفتم آن‌جا است که می‌گوید: رمز و راز کشف حقیقت،؛ چقدر قشنگ آقای مهندس این پله‌ها را برای ما و برای من فرناز می‌چینند و به راحت‌ترین شکل ممکن به من قوانین زندگی را یاد می‌دهند و می‌گویند: خوبی، خوب است و بدی، بد است به‌نظر من کل دنیا در این دو جمله خلاصه می‌شود که اگر من کار خوبی در این دنیا انجام می‌دهم آن کار خوب به من بر‌می‌گردد و اگر کار بدی انجام می‌دهم بازتاب آن باز به خودم برمی‌گردد.

از تجربه خودم شروع کردم در مورد وادی هفتم اگر بخواهم صحبت کنم که مطمئناً همه ما گوش کردیم و آقای مهندس در این وادی می‌گویند: که می‌توانیم از این وادی در ساده‌ترین مسائل روز خود تا پیچیده‌ترین آن استفاده کنیم و در این وادی انسان‌ها را به دو گروه تقسیم می‌کنند انسان‌های خردمند و انسان‌های کم‌خرد، که انسان‌های کم‌خرد انسان‌هایی هستند که بدون فکر عمل می‌کنند و باعث مشکل برای خودشان ‌و اطرافیان خودشان می‌شوند و یک چیز جالب که آقای مهندس در این سی‌دی به آن اشاره می‌کنند، می‌گویند: ما یک موقع برای پیدا کردن راه برای خودمان و زندگی خودمان تصمیم می‌گیریم؛ ولی یک موقع ما راننده اتوبوس هستیم و چهل نفر مسافر آن اتوبوس هستند و ما برای همه آن چهل نفر و زندگی آن‌ها داریم تصمیم می‌گیریم و آقای مهندس چه زیبا برای ما و همه کنگره‌ای‌ها دارند این کشتی را به بهترین شکل ممکن رهبری می‌کنند و واقعاً کار ارزشمندی است.

تجربه‌ای دیگر که در مورد پیدا کردن راه می‌خواهم بگویم من دختر عمه خودم آلمان زندگی می‌کند و دچار سرطان حنجره شده است و شاید هفته‌ای نزدیک به ۶۰۰ میلیون تومان دارد هزینه می‌کند که حال خودش خوب شود و اصلاً حال ایشان خوب نیست و نه می‌تواند حرف بزند و نه می‌تواند چیزی بخورد و این پیدا کردن راه که آقای مهندس از آن می‌گویند به‌نظر من، بعضی وقت‌ها می‌خواهم راه را پیدا کنم؛ ولی راهی وجود ندارد و امیدوارم که مقاله‌های آقای مهندس در مورد سرطان کنسر جهانی شود و آن علم که در کنگره داریم جهانی شود و امیدوارم همان‌‌طور که آقای مهندس می‌گویند: درد بشر از دانش‌های کشف نشده است یک روزی باشد که هیچ انسانی به‌خاطر سرطان و به‌خاطر مواد جان خود را از دست ندهد.

دیدگاه من نسبت به این وادی این است که به‌نظر من خیلی ساده و روان است که من چطور فکر می‌کنم در مورد اتفاق‌هایی که در زندگی من می‌افتد، آقای مهندس در وادی هفتم بخش دوم مثالی گفتند؛ در مورد این که یک پدری ‌قهوه‌ای می‌ریزد روی لباس او و فرزند خود را مقصر می‌داند و ادامه ماجرا که چه اتفاق‌هایی برای آن می‌افتد همه ما مسائل و مشکلات در زندگی ما است، مثلاً من فرناز ممکن است یک اتفاق صبح بیفتد و تا شب درگیر آن شوم و آخر روز بخواهم روز خود را خراب کنم؛ ولی در مواجه با آن می‌توانم طور دیگری برخورد کنم، امیدوارم که من بتوانم از این به بعد زندگی خودم را خیلی بهتر و دانه‌دانه وادی‌ها را پیش ببرم.

آقای مهندس در مورد، خردمندان صحبت می‌کند که می‌گویند: قبل از حرف زدن تفکر می‌کنند و بعد از آن صحبت می‌کنند و این صحبت کردن و سخن گفتن خودش به نوعی تعیین مسیر حرکت ما است پایان صحبت‌های خودم را با یک متن که به‌نظر من برای همه زندگی‌ ما است و خواهد بود به پایان می‌رسانم «اگر روزی جای دانه‌هایی را که کاشته‌ بودی فراموش کردی، نگران نباش باران به تو خواهد گفت کی و کجا کاشته‌ بودی، پس نیکی را بکار بالای هر زمینی، زیر هر آسمانی برای هر کسی کار نیک هر کجا کاشته شود به بار می‌نشیند اثر زیبا باقی می‌ماند؛ حتی اگر روزی صاحب اثر حضور نداشته باشد» امیدوارم من فرناز در این بعد از زندگی خود بتوانم تا آنجایی که می‌توانم و در توانم است اثر زیبا باقی بگذارم.

اهداء لوح تقدیر اعضاء لژیون سردار

قدردانی از مسئول حضور غیاب دوره قبل و معرفی مسئول جدید

قدردانی از دبیر صوت دوره قبل و معرفی دبیر صوت جدید

قدردانی از ورزشبان والیبال دوره قبل و معرفی ورزشبان جدید

مرزبانان کشیک: همسفر مکرمه و مسافر آرمان
تایپیست و ویراستاری: همسفر فاطمه(ک) رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سوم)
عکاس: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر محیا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کریمان کرمان
 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...