همسفر مینا.
زمانی که برای اولین بار با وادی هفتم آشنا شدم،شاید معنای بسیاری از مطالبش را آنطور که امروز میفهمم، درک نمیکردم. اما هرچه بیشتر آموزش گرفتم و بیشتر به زندگیام نگریستم، متوجه شدم که ریشه بسیاری از مشکلاتم این بوده است که راه درست را نمیشناختم.
در وادی هفتم آمده است که:«رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماید.»
این جمله برای من بسیار پرمعناست؛ زیرا فهمیدم در زندگی، داشتن هدف به تنهایی کافی نیست. شاید من آرزوی آرامش، داشتن حال خوب، زندگی بهتر و رهایی از مشکلات را داشته باشم، اما اگر راه رسیدن به این خواستهها را ندانم، ممکن است سالها تلاش کنم ولی به نتیجهای که میخواهم نرسم.
امروز احساس میکنم یکی از بزرگترین اتفاقاتی که در کنگره برای من رخ داد، این بود که «راه» را پیدا کردم؛ راهی که شاید همیشه پیش روی من بود، اما چون آموزش نداشتم، آن را نمیدیدم.
پیش از آموزش، اغلب فکر میکردم اگر آدمهای اطرافم تغییر کنند، شرایط زندگیام عوض شود یا مشکلاتم کمتر شوند، آنوقت آرامش پیدا میکنم. اما کمکم دریافتم که باید از خودم شروع کنم؛ باید یاد بگیرم، تغییر کنم و مسیر درست را بیابم.
وادی هفتم،به من آموخت که برای رسیدن به مقصد، باید قدمبهقدم حرکت کنم. قرار نیست یکشبه همه چیز درست شود. همانطور که یک مسافر برای رسیدن به درمان باید مسیری را طی کند، در زندگی نیز باید صبر داشته باشم و مرحلهبهمرحله پیش بروم.
این وادی به من یاد داد که راه درست، همیشه آسانترین راه نیست. گاهی مسیر سخت است، ممکن است خسته شوم، ناامید شوم یا حتی احساس کنم دیگر توانی برای ادامه دادن ندارم؛ اما وقتی بدانم در مسیر درست هستم، باید استقامت کنم و ادامه دهم.
من فهمیدم که انسان بسیاری از اوقات به دلیل عجله، راهش را عوض میکند؛ شاید امروز تصمیمی بگیرد و فردا تصمیمی دیگر. اما وقتی آموزش میگیرد و هدفش را میشناسد، آرامآرام به ثبات میرسد.
برای من، یافتن راه درست یعنی اینکه دیگر نخواهم با روشهای قدیمی، نتایج جدیدی بگیرم. اگر میخواهم زندگیام تغییر کند، باید نگاه و رفتارم را تغییر دهم.
درس دیگر این وادی این بود که مسیر زندگی من، مسئولیت خودش را دارد و انتخابهای من، نتایجی به همراه میآورند. یعنی نمیتوانم همواره منتظر باشم تا دیگران مشکلات مرا حل کنند؛ بلکه باید خودم حرکت کنم و مسئولیت زندگیام را بپذیرم.
امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم بسیاری از چیزهایی که روزی سخت و غیرممکن بودند، با آموزش و حرکت در مسیر درست، کمکم آسانتر شدند. شاید هنوز هم مشکلاتی داشته باشم، اما تفاوت بزرگ اینجاست که امروز دیگر در برابر مشکلات سردرگم نیستم؛ یاد گرفتهام دنبال راه بگردم، آموزش بگیرم و تا رسیدن به نتیجه، صبر کنم.
به نظر من، وادی هفتم تنها درباره یافتن یک راه نیست، بلکه درباره یافتن راهی برای رسیدن به «خود واقعیمان» است؛ راهی که در آن انسان کمکم خودش را میشناسد، نقصهایش را میبیند و به جای فرار از مشکلات، سعی میکند آنها را حل کند.
امروز از خداوند بسیار شکرگزارم که در مسیر کنگره قرار گرفتم. شاید اگر این آموزشها وارد زندگیام نمیشد، هنوز بسیاری از مسائل را از زاویهای دیگر میدیدم. کنگره به من آموخت که هیچ تغییری بدون حرکت و تلاش اتفاق نمیافتد و برای رسیدن به آرامش، باید خودم قدم بردارم.
وادی هفتم به من امید داد؛ چون به من گفت اگر امروز در جایگاه خوبی نیستم، میتوانم راه درست را پیدا کنم و حرکت کنم. مهم نیست چقدر از مقصد دور هستم، مهم این است که راه را پیدا کرده باشم و در آن گام بردارم.
امیدوارم بتوانم این آموزشها را تنها در جلسات و در حد حرف نگه ندارم، بلکه در زندگی روزمرهام، در رفتارم، در تصمیمهایم، در ارتباط با دیگران و در مواجهه با مشکلات اجرا کنم.
در پایان، از خداوند سپاسگزارم که راه کنگره را سر راه من قرار داد. از بنیان کنگره ۶۰، آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم که این مسیر را برای ما فراهم آوردند. همچنین از خانم مهدیه، راهنمای عزیز خودم، که آنچه امروز در زندگی دارم مدیون ازخودگذشتگی و فداکاری ایشان است، کمال تشکر را دارم.
همسفر فرزانه.
وادی هفتم برای من پیام بسیار مهمی دارد: برای رسیدن به حقیقت، تنها دانستن کافی نیست؛ ابتدا باید راه را پیدا کنم و سپس ببینم از آن راه چه برداشتی میکنم.
من متوجه شدم که خیلی وقتها در زندگی، تنها به دنبال جواب بودم، اما به مسیر رسیدن به آن جواب توجهی نمیکردم. میخواستم سریع به نتیجه برسم، بدون اینکه بررسی کنم آیا راهی که انتخاب کردهام درست است یا خیر.
وادی هفتم به من آموخت که اگر راه را اشتباه انتخاب کنم، حتی با وجود تلاش زیاد، ممکن است به نتیجهای که دلخواه نرسم ؛ پس اولین قدم، یافتن راه درست است.
از سوی دیگر، تنها پیدا کردن راه کافی نیست. ممکن است کسی راه درست را به من نشان دهد، اما این خود من هستم که باید حرکت کنم، تجربه کنم و از آن مسیر برداشت نمایم؛ یعنی اینکه آموزش زمانی برای من ارزش پیدا میکند که بتوانم آن را در زندگیام به «عمل» تبدیل کنم.
تأثیر این وادی بر من این بوده است که در بسیاری از مسائل، پیش از آنکه عجولانه تصمیم بگیرم، بیشتر تأمل کنم که «راه درست کدام است؟» و سپس ببینم از آن مسیر چه چیزی میتوانم بیاموزم.
برای من، وادی هفتم یعنی اینکه حقیقت، یک مقصد آماده نیست که کسی آن را به من تحویل دهد؛ بلکه باید راهش را بیابم، حرکت کنم و در طول مسیر، برداشت شخصی خود را به دست آورم.
شاید مهمترین نکتهای که از این وادی گرفتم این باشد که اگر راه درست را پیدا کنم و در آن حرکت نمایم، حتی سختیهای مسیر نیز میتوانند برای من آموزش و تجربه باشند.
رابط خبری:همسفر فاطمه(خ)رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون سردار)
ارسال:همسفر زهرا(خ)رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سردار)نگهبان سایت
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
35