English Version
This Site Is Available In English

رمز را به کسی می‌دهند که محرم باشد

رمز را به کسی می‌دهند که محرم باشد

جلسه سیزدهم از دوره دوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کاشان به استادی راهنما همسفر لیلی، نگهبان موقتی همسفر فهیمه و دبیری همسفر وجیهه با دستور جلسه «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه 23 شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شکر می‌کنم که توفیق یافتم امروز در این جایگاه آموزش ببینم. از حضور شما همسفران سپاسگزارم و همچنین از نگهبان و مرزبانان تشکر می‌کنم که به من اجازه خدمت در این جایگاه را دادند. از راهنمایم همسفر زهره تشکر می‌کنم و از همین‌جا برایشان انرژی خوب می‌فرستم؛ همچنین از آقای مهندس و خانواده محترمشان برای فراهم کردن این بستر علم، آموزش، معرفت و عمل صالح سپاسگزاری می‌کنم. در مورد دستورجلسه که وادی هفتم است گفته شده: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.» این دستورجلسه همیشه برای من سخت بود و اصلاً متوجه آن نمی‌شدم. با این‌که حدود ۵ سال است در کنگره هستم؛ اما این مطلب برایم مثل یک قفل بود و معنا و مفهومش را نمی‌فهمیدم. حالا متوجه شده‌ام که علت نفهمیدن من خودش ربط داشت به همین دستورجلسه؛ موضوعی که در ادامه صحبت‌هایم آن را باز می‌کنم و متوجه می‌شویم.

در ابتدا چند کلمه را بررسی می‌کنیم: رمز و راز حقیقت و کشف. رمز یعنی راهی که آقای مهندس کشف کرده و آن را پیدا کرده‌اند؛ بنابراین حقیقت برای ایشان برملا شده است؛ اما برای ما که تازه وارد کنگره شده‌ایم و سفر اولی هستیم، کنگره خود یک رمز است. حال سؤال این است که رمز را به چه کسی می‌دهند؟ رمز را به کسی می‌دهند که محرم باشد. خیلی‌ها از جلوی در کنگره رد می‌شوند، همسایه‌شان به آن‌ها می‌گوید، در اخبار می‌بینند یا در سایت جست‌وجو می‌کنند، اما خیلی‌ها حتی وقتی ما را در حال ورزش می‌بینند به ذهنشان خطور نمی‌کند که بپرسند اینجا کجاست؟

پس رمز را به کسی می‌دهند که محرم باشد؛ اما انسان چگونه محرم می‌شود؟ زمانی محرم می‌شود که محروم شده باشد. این جمله معنای عمیقی دارد؛ برای مثال انسان سالمی که زندگی عادی دارد و مصرف‌کننده نیست و حتی در اقوامش کسی نیست که مشکل داشته باشد، آیا به ذهنش خطور می‌کند که برود ببیند کنگره۶۰ چیست یا کجا اعتیاد را درمان می‌کنند؟ خیر؛ چون او دردش را نکشیده، زخمش را نخورده و رنجی در این مورد نداشته که بخواهد دنبال راه بگردد؛ بنابراین رمز را به کسی می‌دهند که محرم باشد؛ یعنی کسی که پیش از این محروم شده باشد؛ کسی که از آسایش، آرامش و فرمان عقلش محروم شده، مالش را باخته، آبرویش رفته و زخم خورده است.

زمانی که چنین فردی دنبال راه می‌گردد، نیروی احیاء و القاء به او کمک می‌کند. نیروی القاء و احیاء چیست؟ مثلاً وقتی در پارک ورزش می‌کنیم و یک مصرف‌کننده تشنه و محروم ما را می‌بیند، انگار خدا او را سر راه ما قرار داده است. هر کدام از ما به واسطه چیزی، همسایه، فامیل، سایت یا حتی رد شدن از مسیر با کنگره آشنا شده‌ایم؛ این‌ها همان نیروهای القاء و احیاء هستند. هر یک از ما که اینجا نشسته‌ایم، حتی نوشته‌هایمان در سایت و حسی که در کنگره داریم، می‌تواند نیروی القاء و احیاء برای دیگران باشد.

در نهایت این محرمیت درجه دارد؛ برای مثال من سال‌ها بود موضوع وادی هفتم را نمی‌فهمیدم. هر چه‌قدر تلاش می‌کردم و کنجکاوی می‌کردم باز هم متوجه نمی‌شدم؛ چون فقط تکلیفی انجام می‌دادم که کسی به من چیزی نگوید، راهنما به من تذکر ندهد؛ اما کسی که با شور، اشتیاق و شوق می‌آید، از راهنمایش می‌پرسد، سی‌دی‌های بیشتری گوش می‌دهد و با اشتیاق می‌گوید: می‌خواهم این مطلب را مشارکت کنم، چه منابعی را به من معرفی می‌کنید تا بهتر بفهمم؟ پس با اشتیاق و جست‌وجو یاد بگیریم و بیشتر یاد بگیریم تا کم‌کم و پله‌پله محرم شویم.

در واقع روش DST دقیقاً در دل همین وادی هفتم نهفته است. در روش DST می‌گوییم هرگاه یک‌پنجم از مواد را کم کنید، یک‌پنجم ماده افیونی بدنتان ترشح می‌کند در مورد ضد‌ارزش‌ها نیز همین‌طور است؛ هرگاه یک‌پنجم از ضد‌ارزش‌ها را کم کنیم، دریافت‌هایمان یک‌پنجم بیشتر می‌شود. در وادی هفتم دقیقاً همین اتفاق می‌افتد؛ ما پله‌پله محرم می‌شویم و روش DST در حال اجراست. هرچه پیش برویم راه نمایان‌تر می‌شود؛ یعنی همان وادی هشتم که با حرکت راه در آن آشکار می‌گردد. هرچه جلوتر می‌رویم راه را بهتر به ما نشان می‌دهند و دریافت‌هایمان بیشتر می‌شود.

نکته دیگر این‌ است که قسمت اول این وادی به حس و قلب مربوط است و قسمت دوم به عقل. رمز را به کسانی می‌دهند که در حسشان تشنگی برای درمان، حس ناامیدی و یاس وجود داشته باشد و دنبال راه باشند؛ اما قسمت دوم را زمانی به ما می‌دهند که در کنگره حس‌هایمان را پالایش کنیم، ذره‌ذره از مواد و ضد‌ارزش‌ها فاصله بگیریم و از کینه، نفرت، قضاوت و قیاس دور شویم. وقتی سی‌دی‌ها را گوش می‌دهیم، در لژیون متوجه می‌شویم و می‌نویسیم، کم‌کم راه نمایان می‌شود و ما به فرمان عقل نزدیک می‌شویم. همان حقیقتی که باید کشف کنیم؛ البته حقایق همیشه یکسان نیستند؛ گاهی حقیقت در کشف روش DST بود که آقای مهندس به آن دست یافتند و گاهی حقیقت همان جهان‌بینی یا رسیدن به نفس مطمئنه است که می‌خواهیم به آن دست یابیم. همه این‌ها باید به واسطه عقل، حرکت و تلاش صورت بگیرد تا بتوانیم وادی هفتم را دریافت و عملی کنیم. رسیدن واقعی به این وادی تنها زمانی ممکن است که به تک‌تک این موارد عمل کنیم؛ نه این‌که بخشی را اجرا کنیم و بخشی را رها کنیم.

در لژیون جونز هم همین مسئله مطرح است؛ تأکید می‌شود که باید دقیقاً و با نظم عمل کرد؛ زیرا اگر حتی در یک نقطه لنگ بزنیم به مقصد و کاهش وزن نمی‌رسیم. اینجا برای برخی کاهش وزن حقیقت است، برای برخی درمان اعتیاد و برای من که اینجا نشسته‌ام رسیدن به صلح و آرامش حقیقت است؛ پس رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم. آنچه برداشت می‌کنیم بستگی به نحوه عمل ما دارد. در هر سطح از زندگی که باشیم اگر بر اساس آموزش، تجربه و تفکر درست عمل کنیم، به حقیقت می‌رسیم. سخنانم را با بیت زیبایی از سعدی به پایان می‌برم: اگر سالکی محرم راز گشت  ببندند بر وی در بازگشت؛ یعنی اگر کسی واقعاً محرم شود و به درجه آخر محرمیت برسد، دیگر بازگشتی به مرحله نفس اماره ندارد و در مرحله نفس مطمئنه باقی می‌ماند.

مرزبانان کشیک: همسفر زهره و مسافر آرش
تایپیست: همسفر فهیمه رهجوی راهنما همسفر فریبا دبیر دوم سایت
عکاس: همسفر نگار رهجوی راهنما همسفر لیلی (لژیون چهارم)
ویرایش: راهنمای تازه‌واردین همسفر مرضیه نگهبان سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر زهره 
همسفران نمایندگی کاشان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .