"بنام قدرت مطلق"
جلسه هفتم از دوره ششم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی لواسان با استادی پهلوان مسافرمجتبی و نگهبانی مسافر محمد علی و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه "وادی هفتم و تاثیر آن روی من" "مورخ 23 شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد .
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان مجتبی هستم، مسافر.
در ابتدا تشکر میکنم از راهنمای محترم، آقا مجید عزیز، که من را برای این خدمت انتخاب کردند. از ایجنت محترم و گروه مرزبانی هم تشکر میکنم.
در مورد دستور جلسه؛ تیتر دستور جلسه این است: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم.»
وقتی تیتر این وادی را میخوانی، واقعاً یک جمله سنگین و وزینی است؛ یکجورایی خیلی عارفانه است. در مورد رمز و راز و کشف حقیقت صحبت میکند و یکجورایی آدم را به یاد مولانا و خیام و اینها میاندازد.

خب، من یک مصرفکنندهای بودم که وارد کنگره شدم. در ابتدا هدفم این بود که مصرف خودم را درمان کنم و قطع مصرف کنم؛ ولی در ادامه چه اتفاقی برای من افتاده که حالا این وادی با من در مورد «رمز و راز کشف حقیقت» صحبت میکند؟
من یک آدم بیچارهای بودم که با درد و اندوه وارد کنگره شدم. این اتفاقات، از برکات کنگره است که دارد برای من میافتد و کنگره دارد از من یک انسان دیگر، یک نسخه دیگر از من میسازد.
وقتی نگاه میکنی، میبینی که کنگره سرتاسر رمز و راز است. حتی در سفر اول، اگر بخواهی در نظر بگیری، یکجورایی رمز یا همان روش DST را به ما میگویند؛ راهش را راهنمایان به ما میگویند، ولی قسمت راز آن را باید به اندازه آنچه که برداشت مینماییم، خودمان پیدا کنیم.
یعنی من در سفر اول آیا راز این کار را که خوردن دارو سر موقع و به اندازه مشخص است، رعایت میکنم؟ آیا در این جلسات بهموقع شرکت میکنم؟ آیا مشارکت میکنم؟ هفتهای یک دفعه که گفتهاند مشارکت بکنید، مشارکت میکنم؟
اینها خیلی مهم است و به نظر من، رهایی یک پکیج کامل از همه این موضوعات است که باید همه را انجام بدهم؛ باید این رازها را رعایت کنم تا به رهایی برسم.
وقتی صحبت از «برداشت» میآید، اینجا میگوید «آنچه برداشت مینمایی». آدم را یاد کِشت و کار میاندازد. برداشت چه چیزی؟ من در کنگره چه چیزی برداشت میکنم؟
آنچه را که در کنگره میکارم، برداشت میکنم. پس اگر مشکلی در کنگره برای من به وجود میآید، اگر به رهایی نمیرسم، باید نگاه کنم و ببینم چه چیزی کاشتهام. من همان چیزی را برداشت میکنم که در کنگره کاشتهام و این خیلی مهم است.
.jpg)
یکجورایی رمز را همه در کنگره میدانند، ولی راز را آیا کسی در ادامه راه به آن راز اصلی پی میبرد؟
یکجورایی آنهایی که در کنگره میمانند، همه، من فکر میکنم به دنبال آن راز هستند و هر کسی به اندازه ظرف خودش برداشت میکند.
من فکر نمیکنم، حالا این فهم من است، کسی به آن راز اصلی پی برده باشد. به نظر من راز را فقط آقای مهندس میدانند و آقای مهندس همه تلاششان را میکنند که ما به آن رمز و راز اصلی، یعنی رمز و راز اصلی آفرینش، یکجورایی پی ببریم و راه درست زندگی کردن را پیدا کنیم.
با همین سیدیهایی که میدهند و با صحبتهایشان، یکجورایی دارند به ما تقلب میرسانند؛ یکجورایی میگویند که اصلاً هدف ما چیست، رمز و راز اصلی آفرینش در چیست، چه اتفاقی برای ما میافتد و ما چه کار میکنیم.
حالا وارد کنگره میشویم، قطع مصرف میکنیم، ولی اتفاق خاصی نمیافتد. دوستانی که میآیند و رهایی میگیرند و فکر میکنند که خب، دیگر همهچیز حل شد و میروند، به رمز قضیه پی بردهاند، ولی به راز اصلی پی نبردهاند.
هیچ اتفاق خاصی برای کسی که میآید، قطع مصرف میکند و میرود بیرون و زندگیاش را انجام میدهد، نمیافتد. آن راز اصلی، به نظر من، در ادامه راه است.
حتی به نظر من، کسی که قطع مصرف میکند و هرچقدر که وارد جامعه میشود، یکجورایی شاید کارش سختتر و خطرناکتر بشود.

حتی برای ادامه این موضوع میخواستم بگویم که یکجورایی لژیون سردار یک پورتال، یک راه است برای اینکه من بتوانم به آن رمز و راز پی ببرم. این برداشت و فهم خود من است که حالا خیلی میتواند کمک کند به آن راز.
به نظر من، راز اصلی در لژیون سردار اتفاق میافتد و با کمک و بخشش مال، این امکان وجود دارد که به آن فرمان نزدیکتر شویم. هیچوقت شاید نتوانیم به آن راز پی ببریم، ولی میتوانیم در مسیرش قرار بگیریم.
به نظر من هیچ راه گریزی نیست. این اتفاق فقط در لژیون سردار میافتد و کمک مالی و کمک کردن، به ما کمک میکند که به یکسری رمز و رازها و یکسری درکها برسیم که در ادامه راه، به مرور زمان، این اتفاق برایمان میافتد.
ممنونم که به صحبتهایم گوش کردید.
مرزبان خبری: مسافر مصطفی
تایپ و بارگزاری : مسافر محمدعلی
عکس : مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
258