English Version
This Site Is Available In English

راه درست راهی است که باعث تغییر در من شود

راه درست راهی است که باعث تغییر در من شود

دومین جلسه از دوره بیستم سری کارگاه‌های خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بنیان مشهد به نگهبانی مسافر امیر، استادی راهنما مسافر مرتضی و دبیری مسافر مهدی، با دستور جلسه «وادی هفتم و تاثیر آن روی من» روز یک‌شنبه مورخه 22 شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز شد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکرم که این فرصت در اختیار من و لژیون ۲۰ شعبه‌ی شفا قرار گرفته تا خدمت کنم.
می‌خواهم صحبتم را در مورد وادی هفتم و موضوع «راه» و «یافتن راه» با یک پرسش شروع کنم: در دنیا و روزمرگی امروز، مشکلات زیادی برای همه‌ی انسان‌ها وجود دارد و همه به دنبال یک راه‌حل برای همه یا بخشی از مشکلاتمان هستیم؛ اما سؤالی که اینجا مطرح می‌شود این است: اگر مشکلی در زندگی‌مان وجود دارد، آیا راه حلش را نمی‌دانیم؟ یا راه  را نمی‌توانیم پیدا کنیم؟ یا اینکه راه معلوم است، اما آن مسیر را طی نمی‌کنیم؟
وادی هفتم این موضوع را به‌خوبی و به‌سادگی توضیح می‌دهد.

به‌طور کلی، وادی‌های کنگره ۶۰ به نظر من بسیار شیوا و ساده هستند و بسیاری از مسائل و مشکلات روزمره‌ی ما را پاسخ می‌دهند. اما متأسفانه بشر امروزی همیشه دنبال راه‌ها یا جواب‌های سخت است؛ فکر می‌کند پشت آن جواب‌های سخت یا راه‌های دشوار است که می‌تواند مشکلش را حل کند. در حالی که وادی‌های کنگره ۶۰، آموزش‌های کنگره ۶۰ و جان‌بینی کنگره ۶۰ به نظر من بسیار شیوا، قوی و ساده هستند و بسیاری از مسائل ما را حل می‌کنند.
به نظر من راه‌حل وجود دارد، اما طی‌کردنِ آن راه‌حل، حرکت در مسیر یا نکردن آن حرکت است که باعث می‌شود بشر امروزی به راه‌حل مشکلش نرسد.

وادی هفتم، همان‌طور که از عنوانش پیداست، می‌گوید رسیدن به حقیقت یا رسیدن به مقصد و هدفی که در زندگی دارم، با دو پارامتر آسان می‌شود: یکی یافتن راه، و دیگری برداشتی که من از آن راه دارم. یافتن راه خودش نیازمند تشخیص است، و برای رسیدن به تشخیص، دانایی و آموزش لازم است.
سؤالی که همیشه مطرح است این است: راه بعضی وقت‌ها مشخص است، پس چه می‌شود که آن را طی نمی‌کنم یا انجامش نمی‌دهم؟ می‌خواهم با یک مثال ساده این را توضیح بدهم. مسیر کنگره ۶۰ پیدا شده، راه درمان پیدا شده؛ قطعاً هدف همه‌ی ما از حضور در کنگره ۶۰ رسیدن به درمان است. پس راه پیداست؛ یعنی کلید وجود دارد، و آن کلید DST و روش کنگره ۶۰ است.
پس چه می‌شود که من، مسافرِ این مسیر، آن را طی نمی‌کنم؟ آیا این نیست که نمی‌توانم درست تشخیص بدهم؟ آموزش گرفته‌ام، اما در طول مسیر می‌خواهم راه‌های دیگری هم بروم، یا می‌خواهم سریع‌تر آن راه را طی کنم و زودتر به مقصد برسم. این خودش برمی‌گردد به حوزه‌ی تشخیص. در آموزش‌های کنگره ۶۰ داریم که تعریف دانایی، تشخیص ماهیت خواسته هاست. قطعاً جایی در این دانایی خللی هست، وگرنه نمی‌توانستم در مسیریابی که پیدا شده گم شوم یا آن را ادامه ندهم.

می‌خواهم این را بگویم: یافتن راه به‌تنهایی کافی نیست؛ طی‌کردن آن مسیر و برداشتی که از آن دارم، مهم است. پشت این برداشت، یک دانایی، یک آموزش و یک آگاهی نهفته است. به نظر من، این دانایی، این آگاهی و این آموزش در کنگره ۶۰ را «دانستن» می‌نامم. و اگر بتوانم این مسیری را که در کنگره ۶۰ پیدا شده، با آن جان‌بینی و آن آموزشی که به دست آورده‌ام، عملاً انجام بدهم، می‌شود «توانستن»؛ یعنی برداشتی که من از آن مسیر دارم.
در وادی هفت، درباره‌ی این راه، یک‌سری اطلاعات و مشخصه‌ها هم داده شده است. یعنی پس از دانایی، با آموزشی که در کنگره ۶۰ به دست آورده‌ام و راه درست را انتخاب کرده‌ام، یک‌سری مشخصات برای این راه و برای رسیدن به آن هدف وجود دارد.
یکی از مشخصاتی که در وادی هفت برای راه درست بیان می‌شود این است که راه درست همیشه کوتاه‌ترین یا سریع‌ترین راه نیست. بارها دیده‌ایم رنجور یا مسافری که پانزده یا بیست سال تخریب داشته، وارد کنگره ۶۰ می‌شود و می‌خواهد سریع به آن هدف برسد؛ می‌خواهد سریع به درمان برسد؛ می‌خواهد سریع بلاهایش را کم کند. به راهنما می‌گوید: «آقا می‌شود بلای من را سریع‌تر کم کنید؟ یا زودتر این مسیر تمام شود؟» پس یکی از مشخصه‌هایی که وادی هفت درباره‌ی راه می‌گوید این است که راهِ کوتاه و سریع، لزوماً راه درست نیست.
مسیر یا راه درست، مسیری است که مرا به‌سلامت به مقصدم برساند؛ راه درست راهی است که مرا به نتیجه برساند، نتیجه‌ای که به رهایی منجر شود؛ یا راه درست راهی است که باعث تغییر در من شود. مگر نه اینکه وقتی کسی در کنگره ۶۰ درمان می‌شود، همه‌ی اطرافیانش می‌گویند دچار تغییر شده‌ای؟ پس همین تغییر می‌تواند نشانه‌ای از راه درست باشد که بتوانم تشخیصش بدهم؛ همان چیزی که در وادی هفت گفته شده است.

اگر بخواهم صحبت‌هایم را خلاصه و جمع‌بندی کنم: وادی هفت می‌خواهد بگوید رسیدن به حقیقتی که همه‌ی ما در کنگره ۶۰ دنبالش بودیم -یعنی درمان و رهایی- در وهله‌ی اول، یافتن یک راه است. اما مهم‌تر از یافتن راه، پیمودن آن راه است. و این پیمودن راه چند پارامتر دارد: یک، آموزشی که در کنگره می‌گیرم؛ دو، فرمانبرداری‌ای که از راهنما و قوانین کنگره ۶۰ دارم؛ سه، حرکت مداوم و بدون وقفه در مسیر کنگره ۶۰، و استمرار و نظمی که در روش DST هست.
پس خدا را شکر می‌کنیم که در کنگره ۶۰ هستیم، و ان‌شاءالله با آموزش‌هایی که از جناب مهندس، از وادی‌ها و از تمام جان‌مایه‌ی این مجموعه گرفته‌ایم -با همین سادگی و روانی- بتوانیم از آن‌ها استفاده کنیم. در ادامه از مشارکت و نظرات شما استفاده می‌کنم. ممنونم که با صبوری به صحبت‌های من گوش دادید.

مرزبان خبری: مسافر هوتن
عکس: مسافر وحید
نگارش: مسافر محسن
ویرایش و ارسال: مسافر علی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .