دیدهبانان کنگره۶۰، سالهاست با عشق، تجربه و مسئولیتپذیری در مسیر خدمت گام برمیدارند و با نگاه وسیع و دانشی که در طول این مسیر به دست آوردهاند، در جهت استحکام و حرکت صحیح کنگره تلاش میکنند. بیشک بخشی از آرامش، نظم و استواری این ساختار، حاصل زحمات و خدمت خالصانه این عزیزان است. از تمامی دیدهبانان کنگره۶۰ که با صبوری، تجربه و محبت، بخشی از بار این مسئولیت بزرگ را بر دوش دارند، صمیمانه قدردانی میکنیم و برایشان در ادامه این مسیر، توفیق خدمت و سربلندی آرزومندیم.
با توجه به هفته دیدهبان در خدمت دیدهبان مسافر احمد هستیم، خدا را شاکرم که امروز این توفیق نصیب نمایندگی اندیشه شد که بتوانیم میزبان شما باشیم و باعث افتخار بنده است که امروز میتوانم دقایقی با شما همکلام باشم.
مسافر احمد با تخریب آنتیایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره شدند. به مدت 10 ماه به روش DST با داروی اپیوم به راهنمایی آقای مهندس دژاکام سفر کردند و در حال حاضر 25 سال است که به لطف خدا و دستان پر توان آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی ایشان تیراندازی با کمان است.
وقتی به مدرسه و کلاس اول میرفتیم، معلم شروع به درس دادن الفبا میکرد؛ «الف مثل آب، ب مثل بابا». حالا اگر شما بخواهید الفبای کنگره را تدریس کنید، به نظرتان الفبای کنگره چیست؟
الفبای کنگره روند خاص خودش را دارد؛ وقتی فردی وارد کنگره میشود، اول به او مهر میدهند، به او توجه میکنند، بهعنوان تازهوارد، او را تشویق میکنند و شور و حال برای او به وجود میآورند؛ بعد آرامآرام الفبایی را یاد میگیریم که همان الفبای زندگی است؛ آموزش میبینیم، یعنی قوانین زندگی و شناخت خود بهعنوان یک انسان را یاد میگیریم و همه اینها جزء سواد کنگرهای است؛ اینکه خودمان را بشناسیم و با قوانین زندگی آشنایی پیدا کنیم و بتوانیم به این قوانین احترام بگذاریم و آنها را اجرا کنیم و بتوانیم زیست بهتری داشته باشیم، آسوده و راحت باشیم و با آرامش به حیاتمان ادامه دهیم و وظیفهای را که بر عهدهمان است به بهترین شکل انجام بدهیم.
جایگاه خدمتی را که در کنگره۶۰ تجربه کردهاید برایمان بفرمایید؟
من فقط دبیر آقای مهندس در روزهای چهارشنبه نبودهام، بقیه را در خدمت عزیزان بودهام.
وظیفه شما بهعنوان دیدهبان چیست؟
دیدهبانها مسئولیت مستقیم دارند؛ مثل دیدهبان مالی، دیدهبان ورزشی، دیدهبان راهنماها، دیدهبان مرزبانها، دیدهبان انضباطی، دیدهبان پروتکل، دیدهبان بینالملل و انواع و اقسام مسئولیتها؛ اما یک دیدهبان، کارش دیدن است و به جهت تجربهای که دارد، وقتی وارد یک نمایندگی میشود و مسئله و موضوعی پیش میآید، این حس دیدن، حس درونی و تجربهای که دارد، خیلی به او کمک میکند که بتواند تصمیم درست بگیرد، راه درست را انتخاب کند، وظیفهاش را بهتر به انجام برساند و بهتر کمک کند.
با توجه به جایگاه دیدهبانی و سختی کار، آیا تاکنون احساس خستگی کردهاید؟ اگر بله چگونه انرژی لازم برای رفع خستگی را به دست آوردید؟
خیر خسته که نشدهام، همیشه با انرژی بسیار بالا حرکت کردهام؛ البته مواقعی پیش میآید که فرد در مسئولیت خود همهچیز را خیلی مرتب و درست انجام میدهد، ولی مسئلهای پیش میآید و از طرف آقای مهندس به او گوشزد میشود و این باعث میشود خیلی پرتوانتر مسیر را ادامه دهد. خیر تاکنون در کار کنگره هیچ احساس خستگی به من دست نداده است.
به نظر شما چگونه میتوان مثلث معرفت، عمل سالم و عدالت را اجرایی نمود؟
این غایت کار ماست. همه ما تلاش میکنیم که در هر موضوعی که زیست و حیات داریم و با آن روبهرو هستیم، مسئله معرفت، عملسالم و عدالت جاری باشد؛ باید نسبت به کاری که میخواهیم انجام دهیم، اطلاعات داشته باشیم و بعد از آن، عملی که میخواهیم انجام دهیم، عمل سالم باشد؛ تصمیمی که میگیریم، تصمیم سالم باشد؛ وقتی این دو انجام شد، عدالت نیز جاری میشود
به افرادی که دوست دارند در جایگاه دیدهبانی قرار بگیرند چه توصیهای دارید؟
در بعضی قسمتها داوطلبانه این کار انجام میشود؛ ولی بخش دیدهبانی فعلاً اینگونه نیست؛ یک روز شاید انتخابات صورت بگیرد تا به حال اینگونه بوده که فرد به هیچ عنوان خبر نداشته که میخواهد انتخاب شود؛ اصلاً خودش فکر نمیکرده که شاید بتواند دیدهبان شود و حتی شاید خواست خودش هم نبوده و فکر میکرده خیلی با این جایگاه و مسئولیت فاصله دارد؛ اما یکدفعه انتخاب شده است. خیلی از افراد هم داشتهایم که تمایل داشتند؛ ولی به این جایگاه نرسیدند. این شاهینی است که بر سر و شانه یک نفر مینشیند و ما نمیدانیم بر سر و شانه چه کسی مینشیند.
ما در صورآشکار خدمت و زحمات دیدهبانان عزیز را میبینیم. لطفاً خدمت در قسمت صورپنهان را هم برایمان توضیح بدهید؟
به نظرم این موضوع را اینگونه میتوانم استنباط کنم که ما در کنگره داریم وظیفهمان را انجام میدهیم و به تجربیاتی میرسیم که بتوانیم در زندگیمان آن را جاری کنیم. من اعتقاد دارم که راهنما وقتی از کنگره میرود، راهنماییاش تمام نمیشود و سر جای خود هست؛ مسئولیت او عوض میشود؛ این قضیه خیلی مهم است که آیا من در کنگره فقط این را نشان میدهم که علیهالسلام هستم یا بیرون هم اینگونه هستم؟ یا در بیرون کسی درون من را نمیبیند؟ ولی تمام اینها تمرین است که ما در این ساختار یاد میگیریم که در بیرون با خانواده، با مسئولیتهایی که داریم، با همسرمان، فرزندمان و ... رفتار درست، کردار درست، عمل درست و با احترام را جاری کنیم. اینگونه باشد صورپنهان و صورآشکار کمکم با هم به یک تطابقی میرسند.
یک نمایندگی موفق از دیدگاه شما چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
یکی از ویژگیهای نمایندگی موفق این است که بعد از یک مدت خدمتگزار زیاد داشته باشد؛ ازدیاد خدمتگزار باشد. وقتی انتخابات نگهبانی هست با فانوس دنبال یک نفر نگردند تا پیدایش کنند. وقتی مرزبان میخواهند انتصابی نباشد؛ حتماً انتخابات باید صورت بگیرد با تعداد زیاد. رهاییهای خوب و باکیفیت داشته باشد؛ نه تعداد بالای رهایی؛ این رهایی باید باکیفیت باشد، تمیزی نمایندگی، ارتباطات، همدلی، قبول داشتن یکدیگر، اینها دست به دست هم میدهند تا به آن نقطه برسد.
یک روز یکی از آشناهای ما که میخواست به کنگره بیاید، از من درباره کنگره پرسید که چگونه است؟ من به او گفتم کنگره مثل یک اقیانوس میماند که یکی فقط از کنارش رد میشود، یکی به اندازه یک لیوان از آن برمیدارد، یکی یک سطل، یکی هم میرود داخلش شنا میکند و یکی هم سوار کشتی میشود و در آن سفر میکند. به نظر شما این تعبیر درست است؟
بله میتواند درست باشد، البته کنگره خیلی بزرگتر از اقیانوس است.
میگویند همیشه مهمترین اتفاقات زندگی در حافظه انسان ثبت میشود و این اتفاق در دوره خدمت بنده بهعنوان مصاحبهکننده نمایندگی اندیشه، قطعاً در حافظه من ثبت میشود که این افتخار را داشتم که با شخص شما مصاحبه انجام بدهم. از اینکه وقتتان را در اختیار بنده قرار دادید متشکرم.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
عکس و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اندیشه
- تعداد بازدید از این مطلب :
123