سیزدهمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر جمشید، نگهبانی موقت مسافر ناصر و دبیری موقت مسافر یاسین، با دستور جلسه : " از فرمانبرداری تا فرماندهی "و " تولد یکمین سال رهایی مسافر صادق " پنجشنبه ۱۹ شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ١۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، جمشید هستم، یک مسافر. امیدوار هستم که ایام به کام همه عزیزان باشد و خدا را شکر میکنم که فرصت داد در کنار هم قرار بگیریم تا بتوانیم از یکدیگر آموزش بگیریم. خدا قوت ویژه عرض میکنم خدمت مرزبانهایی که دوره خدمتشان به پایان رسیده، هم در گروه خانواده و هم در گروه مسافران، و تبریک عرض میکنم خدمت کسانی که در جایگاه مرزبانی قرار گرفتند. انشاءالله که در دوره جدید موفق باشند. دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» مصداق همین اتفاقی است که بهصورت دائم در شعب اتفاق میافتد. امروز دو دستور جلسه داریم؛ دستور جلسه اول "از فرمانبرداری تا فرماندهی" و دستور جلسه دوم،" تولد یکمین سال رهایی مرزبان، مسافر صادق" است.
میتوان گفت بعد از متد DST که بیس اصلی درمان کنگره است، سیستم کنگره ۶۰ بر اساس دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» تشکیل شده است و به کار خودش ادامه میدهد. ولی به نظر من، از فرمانبرداری مهمتر، خود فرمانده است. فرمانده در سیستم کنگره یعنی الگو؛ فرمانده کسی است که راه را رفته، فرمانبرداری کرده و الان به فرماندهی رسیده است. یک فرمانده، تمام حرکات و رفتارش، مثل مرزبانها و ایجنت، باید الگو باشد و اگر از الگو بودن خارج شود، اثر بسیار مخربی بر ساختار سیستم کنگره ۶۰ میگذارد. پس از نظر من، جایگاه فرمانده خیلی مهمتر از فرمانبردار است. یک چیزی که آقای مهندس در تمام سیدیهای خود راجع به آن صحبت میکند، این است که هستی هیچ چیزی را مجانی به کسی نمیدهد و هر چیزی تاوانی دارد. تاوان پارک کردن ماشین در جایی که پارک ممنوع است، یک برگه جریمه است. شاید تاوان رد کردن چراغ قرمز بسیار سنگینتر باشد یا کسی که سرعت بیش از حد مجاز داشته باشد، شاید تاوان آن جبرانناپذیر باشد.
اعتیاد یکی از تاریکترین تاریکیهاست و برای خروج از اعتیاد، یک شخص بهتنهایی نمیتواند این کار را انجام دهد. در اینجا مسافر و همسفر با یکدیگر یکدل و همنوا میشوند و در کنگره حرکت میکنند تا از این تاریکی خارج بشوند. تمام اصول کنگره بر اساس فرمانبرداری است. اگر در سیستم نظام دقت کنیم، کسانی که به فرماندهی رسیدهاند، از درجه سربازی شروع کردهاند تا به درجه فرماندهی رسیدهاند. یک فرد، هرچقدر هم که آگاهی داشته باشد، نمیتواند از روز اول فرمانده باشد. در سیستم کنگره هم همینطور است. من در لژیون خودم استاد دانشگاه هم داشتم، ولی از روز اول نمیتوانست در جایگاه استادی قرار بگیرد؛ حتی اگر سواد بالا، مدرک بالا و آگاهی بالایی هم داشته باشد. حتماً باید سلسلهمراتب طی شود. یکی از مهمترین مسائلی که یک شخص در قسمت فرماندهی از دست میدهد، در درجه اول فرماندهی جسم خودش است. وقتی فرماندهی جسمش را یک نفر از دست داد، چه به سبب مصرف مواد مخدر، چه به سبب اضافهوزن یا بیماری، در بسیاری از مسئولیتهایش دیگر نمیتواند راندمان و کیفیت اصلی را داشته باشد.
با انجام دادن یک سری از کارها، دوباره باید فرماندهی جسم خودش را به دست بیاورد و بتواند روند زندگیاش را تغییر بدهد. کنگره بر این منوال چیده شده است. اما در مورد دستور جلسه دوم، یعنی اولین سال رهایی صادق عزیز که در جایگاه مرزبانی قرار گرفته است، میتوان گفت مصداق بارز دستور جلسه اول میباشد. همه تولدها در کنگره یک پیام دارند؛ پیام رهایی و نجات یک انسان از مواد مخدر، و این بزرگترین لطفی است که شخص به خودش میکند. اما تولد یک خدمتگزار رنگ و بوی دیگری دارد، چون میداند که سیستم هستی هیچ چیزی را رایگان به انسان نمیدهد و باید تاوان رهایی خودش را که خدمت است، بدهد. خدمت هم خیلی شیرین است. آقای صادق بسیار منظم، مرتب، باادب و آرام هستند و رهایی خوبی هم گرفتند. پیامی که برای صادق نوشتم، وصف حال تمام جوانهایی است که گرفتار مواد مخدر هستند: «شما در آینده، با انجام صحیح کارهایتان و به ثمر رساندن هدفهای گذشته و توفیق در آن راه نیمهتمام، با هر قدم خواهید دانست که در طریق درست راه رفتن چقدر آسان است.»
همان چیزی که کنگره به سادهترین شکل ممکن به ما یاد میدهد، این است که هیچ راهی نزدیکتر از صراط مستقیم نیست. صراط مستقیم کوتاهترین راه برای رسیدن به مقصد است. تولد آقای صادق را خدمت آقای مهندس و خانواده محترمشان، خدمت ایجنت محترم، آقای اسکندر، گروه مرزبانی، آقای صادق و خانواده محترمشان تبریک عرض میکنم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

خلاصه سخنان مسافر صادق:
سلام دوستان، صادق هستم، یک مسافر.
در ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزار هستم که این حال خوب را دارم و در این جایگاه قرار گرفتهام. از ایجنت محترم، آقای اسکندر، و گروه مرزبانی تشکر میکنم که به من این فرصت را دادند تا در این جایگاه قرار بگیرم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر ویژهای میکنم که این بستر را برای ما فراهم کردند تا بتوانیم درمان بشویم و به مسیر زندگیمان ادامه بدهیم. از آقا جمشید، راهنمای درمان اعتیاد و درمان سیگارم، تشکر ویژهای میکنم و از تمام زحمات و تلاشهای ایشان قدردانی میکنم که در این مدت برای من بسیار زحمت کشیدند. این حس و حالی که در کنگره تجربه کردم، در هیچ کجا و با هیچ مادهای و با هیچ تفریحی نتوانستم تجربه کنم. فکر میکنم همه سفر دومیها این حس و حال را تجربه کردهاند. انشاءالله همه سفر اولیها حالشان خوب شود و به رهایی برسند و بتوانند این حس و حال را تجربه کنند.
اگر بخواهم در مورد خدمت کردن در کنگره صحبت کنم، اولین سود خدمت کردن به خود ما میرسد و خدمت بسیار به درمان ما کمک میکند و باعث میشود حال خوبی پیدا کنیم. روزی که من وارد کنگره شدم، فکر نمیکردم که بتوانم سیگارم را هم درمان کنم و قصد داشتم فقط درمان اعتیاد را انجام بدهم و بعد از کنگره بروم. بعد از چند ماهی که وارد کنگره شدم، با راهنماییهای آقا جمشید وارد لژیون ویلیام وایت شدم و بعد از مدتی شروع به مصرف آدامس نیکوتین کردم. وقتی به رهایی از نیکوتین رسیدم و آدامس را قطع کردم، خودم هم باور نمیکردم که بتوانم روزی بدون مصرف سیگار زندگی کنم. همیشه وقتی به آینده خودم فکر میکردم، سیگار را همراه خودم میدیدم و فکر نمیکردم که روزی بتوانم بدون مصرف سیگار زندگی کنم.
بیرون از کنگره مشکلات وجود دارند، ولی وقتی وارد کنگره میشوم، همه مشکلات را فراموش میکنم. وقتی امروز خودم را با زمان اعتیاد مقایسه میکنم، حس و حال خوبی پیدا میکنم و از خودم و زندگیام راضی هستم و خداوند را شکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار داد. در پایان، از همه کسانی که برای من زحمت کشیدند تشکر میکنم و از همه عزیزانی که در این جشن شرکت کردند، سپاسگزارم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.


عکاس:مرزبان مسافر افشین
نگارش و تنظیم: مسافر علی لژیون ۷
ارسال: مرزبان خبری مسافر صابر
نمایندگی جهانبین شهرکرد مسافران/همسفران
- تعداد بازدید از این مطلب :
0