ششمین جلسه از دور هفتم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن، با استادی راهنمای محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر مسلم با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» پنجشنبه ۱9 شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم، یک مسافر؛
.jpg)
خیلی خوشحال هستم که یک روز دیگر در کنار هم هستیم در کنگره ۶۰ تا بتوانیم آموزشهای لازم را در جهت رهایی خودمان از ظلمت بگیریم. یکجملهای از کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» است که من صحبت خودم را با آن شروع میکنم. میگوید: اعتیاد صد مرتبه از مرض وبا بدتر است. حالا به چه دلیل؟
به این دلیل که مرض وبا یک بیماری جسمی است، ولی بیماری اعتیاد، بیماریای است که هم در جسم، هم در نفس، هم در روح و حس و در حقیقت در تمام وجود انسان، نفوذ میکند و او را درگیر خودش میکند. من برای خودم اینگونه فکر میکردم که اعتیاد دقیقاً چهکاری با انسان انجام میدهد؟
در کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» میگوید: اعتیاد اولین کاری که میکند، حکومت را از انسان میگیرد. انسان یک فرمانده است که فرمان او در صور آشکار و صور پنهان خودش نافذ است. به نقل از کتاب، یکجورهایی خداوند در صور آشکار و پنهان خود است، اگر فرمانش نفوذ داشته باشد. اعتیاد کاری که انجام میدهد، در حقیقت میآید خُمر یا سیستم ایکس انسان را گروگان میگیرد؛ یعنی خُمرِ یک انسان مصرفکننده درگرو مصرف مواد مخدر است.
بهعنوانمثال، یک هواپیما در حال حرکت است. یک عده گروگانگیر میآیند و خلبان و سایر خدمه را گروگان میگیرند و هر جهتی را که بخواهند، هواپیما را به آن سمت هدایت میکنند. در حقیقت، اعتیاد میآید سیستم خُمر را گروگان میگیرد و بهاینترتیب، در عقل و صور پنهان ما میتواند نفوذ کند. وقتیکه این نفوذ انجام میپذیرد، انسان حکومت خود را از دست میدهد.
به قول کلام علی ابن ابیطالب (ع): چهبسا در انسانهایی، نفس امیر است و عقل اسیر. یعنی نفس و عقل، یکجورهایی جای خود را با یکدیگر عوض میکنند. حالا چگونه این نفس امیر میشود؟
مقولهای در سیستم کنگره داریم به اسم، مقوله شرک، شرک یعنی استفاده از موارد غیرمجاز برای دسترسی به خواستههای نفس؛ یعنی ما برای رسیدن به خواستههای خود، از چیزهایی استفاده میکنیم که میخواهیم به خواستههای خود سرعت بدهیم و سریعتر به آنها برسیم. مثل مواد مخدر. یکی میخواهد از آن استفاده کند تا کار بیشتری انجام دهد، درس بیشتری بخواند و موارد دیگری از این قبیل. به همین ترتیب که دارد استفاده میکند، یک نیروی غیرمجاز را وارد صور پنهان خود میکند؛ یعنی آن را در حقیقت شریک میکند.
یک مثال خیلی ساده از شراکت بزنیم:
دو نفر میآیند یک مغازه سوپری راهاندازی میکنند. یکی ۶۰ درصد شراکت دارد و دیگری ۴۰ درصد. میخواهند ماست بیاورند و هرکدام میگویند از یکجایی ماست بیاوریم. در اینجا کسی برنده میشود که درصد بیشتری از شراکت را دارد. حالا انسانی که درگیر ظلمت میشود، مقدار زیادی از فرماندهی را در اختیار نیروی منفی قرار میدهد.
پیامی در سیدی «ملک لامکان» است که میگوید: «من میرویانم آنقدر که شب و ظلمت همهجا را فرا گیرد.» یعنی در حقیقت، وقتی آن میزان درصد شرک یا اختیار ما بیشتر در اختیار نیروی منفی برود، مثل این است که همهجا را شب و ظلمت فرا گرفته است. حالا در مقابل این نیرو یا تاریکی، یکچیزی وجود دارد که انسان دو گزینه دارد: انسان آگاه و انسان ناآگاه. انسان ناآگاه، در اصل و اصول میخواهد بهسرعت به جنگ آن نیروی منفی یا به جنگ اضداد برود و بهسرعت به خواسته خودش برسد.
حالا انسان ناآگاه در مسئله اعتیاد، بهسرعت میخواهد اعتیاد خودش را حل کند و مرتب دچار یکسری تکرارها میشود. ولی انسان آگاه میداند که انسان موجودی الگوبردار و الگوپذیر است و باید از الگوها استفاده کند و خودش را به یک سیستم متصل کند و از انرژی آن سیستم استفاده کند و برای خودش یک راهنما داشته باشد.
حالا راهنما کاری که انجام میدهد، میگوید شخصی که دچار تاریکی شده، در صور پنهان خودش دچار ضعف است و زورش به آن نیروی اهریمنی نمیرسد. باید خودش را در اختیار یک نیروی بالاتر از خودش قرار بدهد؛ یعنی از انرژی سیستم، راهنما و انرژی رب استفاده کند تا بتواند با آن تاریکی خودش درگیر شود. دکتر امین دژاکام در سیدی «معلم» میگویند: کسی که تحتالامر باشد، در صور آشکار، یعنی فرمانبرداری کند، در صور پنهان نیز تحتالحفظ یا تحتالحمایت است. قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي.
جملهای که اول وادی ششم هست، میگوید: روح با لطافت منحصر به خود، با اراده عقل راهبری میشود. یعنی هرچه تو به فرمان راهنمایت گوش بدهی و هرچه فرمانبردارتر شوی و به عقل یا راهنما توجه بیشتری کنی، دریچه الهامات مثبت یا دریچه روح، بازتر و بزرگتر میشود؛ و نیروی روح، همان نیرویی است که ما نیاز داریم تا بتوانیم آن شراکت را از جن پس بگیریم.
دستور جلسه دوم؛ تولد اولین سال رهایی مسافر محمد و همسفر اعظم است. بهرسم کنگره، خواهش میکنم بایستند و آنها را تشویق کنید. در مورد محمد چند جمله بگویم؟ من فکر میکنم چیزی که محمد را توانست از اعتیاد و مصرف شیشه که یکی از اعتیادهایی است که به گفته آقای مهندس، مصرفکنندگانش شاخدار هستند، نجات بدهد، قطعاً ادب و احترام محمد بود.
جملهای هست که میگوید: ادب مرد به ز دولت اوست؛ یعنی کسی که مایه ادب و احترام را در خودش داشته باشد، خیلی چیزها را میتواند سوار ادب کند. خوب، نقش همسر هم در این قضیه نباید دستکم گرفته شود. هر دو در NGO دیگری هم بودند و خیلی مایه مباهات است برای خودشان که توانستند اینقدر خود را در این سیستم فرمانبردار بدانند و فرمانبرداری کنند. خیلیها زیر بار نمیروند؛ بهخصوص اینکه چند سالی در NGO دیگری باشی و رهجو داشته باشی؛ اما این دو نفر خودشان را کاملاً دست سیستم دادهاند و فرمانبردار بودند و دقیقاً سر ۱۰ ماه به رهایی رسیدند. پیامی که من نوشتم، فقط برای آقای محمد و خانم اعظم ننوشتم؛ برای همه سفر دومیها که در شعبه هستند نوشتم: اگر دیر به ایستگاه برسی، اتوبوس را نمیبینی.
و این اتوبوس، اتوبوسی است که چند وقت دیگر امتحان راهنمایی دارد و اتوبوس راهنمایی کنگره ۶۰ الآن دو سال و نیم یکبار است؛ یعنی اگر از دست برود، حالا چه شرایطی دوباره پیش بیاید که بتوانیم به این اتوبوس برسیم، خیلی قضیه سخت میشود. انشاءالله که همه بتوانیم با یکشور و نشاطی این قضیه را هدایت کنیم تا بچههای زیادی از این نمایندگی بتوانند به درجه کمکراهنمایی برسند.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم.
.jpg)
آرزوی مسافر محمد:
سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر.
آرزو میکنم که شعبه لردگان و شعبهای بیشتری در استان چهارمحال و بختیاری برپا بشود و همچنین راه اندازی شعبه مسافران خانم؛
.jpg)
آرزوی همسفر اعظم:
سلام دوستان، اعظم هستم یک همسفر؛ آرزوی میکنم آنهایی که پشت در کنگره هستند خداوند مسیر برایشان هموار کند.
.jpg)
نگارش: مسافر علی (لژیون چهارم)
عکاس: مسافر احسان (لژیون هشتم)
ویرایش و تنظیم خبر: مسافر علی (مسئول سایت)
- تعداد بازدید از این مطلب :
121