راهنما همسفر اعظم✍
خداوند را شکر میکنم که فرصت حضور در کنگره ۶۰ را به من عطا کرد. از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان صمیمانه تشکر میکنم. همچنین از راهنمای خوبم، همسفر الهه، و راهنمای مسافرم، مسعود مجیدی، تشکر میکنم که با راهنماییهای ارزشمندشان، مسافرم را به حال خوب و آرامش رساندند. از برادر عزیزم نیز تشکر میکنم که بزرگترین الگو و راهنمای من در کنگره بودند و از همه این عزیزان سپاسگزارم. قبل از ورود به کنگره حال خوبی نداشتم. زمانی که وارد کنگره شدم، متوجه شدم انسانهایی که در این مکان حضور دارند، با انسانهای بیرون تفاوت دارند و همانجا فهمیدم که به مکان خوبی آمدهام؛ چراکه سالها شاهد تلاش بیوقفه برادرم و همسفرش بودم در کنگره آموختم که همسفر نقش بسیار مهمی دارد و مکمل مسافر است. من قبل از ورود به کنگره نمیدانستم چگونه باید رفتار کنم تا خودم و مسافرم حال خوبی داشته باشیم. استاد امین فرمودند که همسفران برای مسافران خود نقش مادر را دارند؛ زیرا گاهی آنقدر از مسافر سؤال میکنند که کجا رفتی، چه خوردی و چرا دیر آمدی، که اعتمادبهنفس او را از بین میبرند. واقعاً من نیز چنین رفتاری داشتم.
وقتی وارد کنگره شدم، متوجه شدم که خودم هم مشکل دارم و باید آموزش ببینم. کجا بهتر از کنگره؛ جایی که علم آن بهروز است و در مسیر صراط مستقیم قرار دارد. با تمام وجود به کنگره چسبیدم هفتهای سه بار به خمین میرفتم. خودم هفتهای دو جلسه لژیون داشتم و یک روز هم که جلسه نداشتم، همراه مسافرم میرفتم و در ماشین مینشستم و سیدی مینوشتم. یازده ماه سفر کردیم و در تاریخ ۱۳۹۹/۴/۴ به رهایی رسیدیم و زندگی جدیدی را آغاز کردیم؛ چراکه علم درست زندگی کردن را آموخته بودیم. وقتی راهنمایم از لژیون سردار برایم صحبت کردند، از همان لحظه متوجه شدم و با خودم گفتم که من هم باید در این جایگاه شرکت کنم و این موضوع باعث پیشرفت ما شد. از سرداری که مبلغ ۶ میلیون بود، چند سال شرکت کردم و گفتم به اندازهای که حال خودم، مسافرم و بچههایم خوب شده است، پس ۶ تومان مبلغ کمی است. باید در دنور که ۵۰ میلیون است شرکت کنم. چند سال است که در دنور شرکت میکنم و آرزوی پهلوانی که ۵۰۰ میلیون است را دارم، اگر سعادت داشته باشم.
من و مسافرم واقعاً با وجود کار زیادی که داشتیم، تلاش کردیم و هر دو راهنما شدیم. ما که یک روز غرق در حال بد، بدهکاری و مشکلات بودیم، امروز به لطف آموزشهای کنگره، شرایط زندگیمان تغییر کرده و همهچیز بهتر شده است. ما مطالب و آموزشهای بسیار زیادی از کنگره آموختیم و این آموزشها باعث پیشرفت فرزندانمان نیز شد.از همه عزیزان میخواهم زمانی که وارد کنگره میشوند، هدف داشته باشند. دیگران کاشتند و ما خوردیم؛ ما نیز بکاریم تا دیگران از آن بهرهمند شوند. من زمانی که وارد کنگره شدم، از خداوند خواستم حالم خوب شود، در کنگره بمانم و بتوانم به دیگران خدمت کنم. ما باید قدر جناب مهندس و اساتیدی را که برای ما زحمت کشیدهاند را بدانیم، سپاسگزارشان باشیم و ادامهدهنده راه آنان باشیم. در کنگره ۶۰ سه سفر داریم سفر اول، از مصرف مواد مخدر تا قطع آن؛ سفر دوم، از قطع مواد مخدر تا رسیدن به خود؛ و سفر سوم، از رسیدن به خود تا رسیدن به خالق خود ادامه دارد.
یکسری افراد زمانی که سفر اولشان تمام میشود، کنگره را رها میکنند؛ زیرا قبل از کنگره در ضد ارزشها بودیم و در خواب به سر میبردیم، اما اکنون با آموزش، حسهایمان باز شده است و نیاز به آموزش بیشتری داریم. به گفته جناب مهندس اگر انسان بخواهد به درجه انسانیت برسد، به صد سال آموزش نیاز دارد. وادیهای کنگره چراغ راه ما هستند. وادی هفتم میگوید رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم. این وادی برای من بسیار آموزنده بود. چه انسانهای زیادی قربانی شدند، به دلیل اینکه راه را پیدا نکردند و راه اشتباهی را انتخاب کردند؛ در حالی که انسانهای باارادهای هم بودند. خداوند را شکر میکنم که هم رمز و کلید کنگره را پیدا کردیم و هم تا حدودی به رازها و زحماتی که آقای مهندس و خانواده محترمشان کشیدند، پی بردیم و راه خود را پیدا کردیم. برداشت ما نیز این بود که حال بد خودم و مسافرم را از ما گرفت؛ اعتیاد و سیگار را از مسافرم گرفت و افسردگی و اضافهوزن را از من گرفت.یکی از نشانههای صراط مستقیم، رسیدن به هدف و مقصد با وضعیت مناسب است که ما به آن رسیدیم. خداوند فرصت خدمت را به هر کسی نمیدهد. از خداوند میخواهم که به من اذن و اجازه دهد تا برای همیشه خدمتگزار کنگره باشم. ممنون از مسئولین سایت.
نویسنده: راهنما همسفر اعظم
رابط خبری: راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه
ویرایش و ارسال: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون اول) دبیر سایت
نمایندگی همسفران شهباز
- تعداد بازدید از این مطلب :
39