English Version
This Site Is Available In English

از فرمانبرداری تا فرماندهی؛ حرکتی از آموزش تا عمل

از فرمانبرداری تا فرماندهی؛ حرکتی از آموزش تا عمل

ششمین جلسه از دور شانزدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی بیرجند، ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنمای محترم مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر حمیدرضا و دبیری مسافر محمود با دستور جلسه " از فرمانبرداری تا فرماندهی " در روز پنج شنبه 19 شهریورماه 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

باعث افتخار و خرسندی من است که در این شب دوست‌داشتنی، در نمایندگی بیرجند و در جمع صمیمی شما عزیزان حضور دارم. حضور در این مکان و قرار گرفتن در کنار مسافران و خدمتگزاران کنگره ۶۰، برای من تجربه‌ای ارزشمند و سرشار از انرژی و حس خوب است.

در ابتدا لازم می‌دانم از ایجنت محترم و گروه مرزبانی نمایندگی بیرجند صمیمانه تشکر کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم در جمع شما عزیزان حضور داشته باشم، از مشارکت‌ها و تجربیاتتان بهره بگیرم و با کوله‌باری از آموزش و انرژی، این نمایندگی را به مقصد مشهد ترک کنم.

اگر با دقت به سیر دستور جلسات کنگره ۶۰ نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که این مسیر با ظرافت و هوشمندی خاصی طراحی شده است. همانند سفر DST که از نقطه‌ای ساده آغاز می‌شود و مسافر به‌تدریج و با طی کردن مراحل مختلف، مسیر خود را ادامه می‌دهد تا در نهایت به رهایی برسد، دستور جلسات نیز از وادی اول، یعنی تفکر آغاز می‌شود و در وادی چهاردهم، یعنی عشق و محبت به نقطه پایانی خود می‌رسد. این ترتیب به ما می‌آموزد که هیچ مرحله‌ای بدون دلیل در این مسیر قرار نگرفته است و لازم است منِ مسافر، ارتباط میان این آموزش‌ها را درک کنم و درباره آن‌ها بیندیشم.

در هفته گذشته، دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» بود. به باور من، برای رسیدن به مفهوم «فرمانبرداری تا فرماندهی»، توجه به همین موضوع بسیار حائز اهمیت است. سواد و دانایی دو مفهوم متفاوت هستند. سواد صرفاً به داشتن مدرک تحصیلی یا تحصیلات دانشگاهی محدود نمی‌شود. انسان می‌تواند از پدر، مادر، استاد، برادر بزرگ‌تر، محیط کار و تجربه‌های زندگی خود آموزش بگیرد و به دانش و آگاهی برسد. در کنگره ۶۰ نیز شرط ورود، داشتن حداقل سواد خواندن و نوشتن است. اما مسافری که با همین حداقل وارد کنگره می‌شود، در طول مسیر با مطالعه، نوشتن سی‌دی‌ها، گوش دادن به آموزش‌ها و حضور در جلسات، به‌تدریج سطح سواد و آگاهی خود را افزایش می‌دهد. سواد می‌تواند ابزاری برای رسیدن به دانایی باشد؛ اما همین ابزار، اگر به‌درستی مورد استفاده قرار نگیرد، ممکن است ما را به سمت توهم دانایی سوق دهد.

گاهی فاصله میان دانایی و توهم دانایی، بسیار اندک است. ممکن است فردی دارای تحصیلات عالی باشد، در کنگره نیز آموزش‌های فراوانی دریافت کند و اطلاعات زیادی به دست آورد؛ اما اگر این اطلاعات موجب شود تصور کند که همه‌چیز را می‌داند و دیگر نیازی به آموزش ندارد، از مسیر دانایی فاصله گرفته است. بنابراین باید مراقب باشیم که آموزش‌های ما به جای ایجاد غرور و خودبینی، زمینه‌ساز رشد و تغییر واقعی در ما شوند. دانایی به ما قدرت تشخیص ماهیت خواسته‌ها در هر شکل و لباس را می‌دهد. به کمک دانایی می‌توانیم تشخیص دهیم چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است، چه چیزی به صلاح ماست و چه چیزی می‌تواند ما را از مسیر خارج کند. اما مسئله مهم اینجاست: آیا توان انجام دادن چیزی را که تشخیص داده‌ایم، داریم؟ اینجاست که مفهوم دانایی مؤثر معنا پیدا می‌کند. دانایی زمانی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که از مرحله تشخیص عبور کرده و به عمل تبدیل شود. به همین دلیل، می‌توان ارتباط عمیقی میان «دانایی مؤثر» و «فرمانبرداری» پیدا کرد.

در عنوان «از فرمانبرداری تا فرماندهی»، واژه «فرمان» جایگاه ویژه‌ای دارد. فرمان به معنای دستور و امری است که از جایگاهی بالاتر صادر می‌شود. اما فرمانبرداری واقعی چیست؟ فرمانبرداری تنها شنیدن یک دستور نیست؛ فرمانبرداری یعنی توانایی اجرای درست فرمان.

یک رهجو برای اینکه بتواند فرمانبردار خوبی باشد، ابتدا باید آموزش بگیرد و به درک درستی از جایگاه راهنما و مسیر درمان برسد. باید بداند فرمانی که راهنما به او می‌دهد، با چه هدفی صادر شده و چرا اجرای آن برای او ضروری است. وقتی رهجو فرمان را درست دریافت می‌کند، آن را می‌فهمد و به مرحله اجرا درمی‌آورد، در حقیقت دانایی خود را به دانایی مؤثر تبدیل کرده است. از این منظر، «از فرمانبرداری تا فرماندهی» نیز مانند سفر درمان، یک مسیر تدریجی و زمان‌بر است. هیچ‌کس یک‌شبه فرمانده نمی‌شود. همان‌گونه که برای رسیدن به رهایی در سفر اول، به زمان، آموزش، نظم و اجرای دقیق برنامه نیاز داریم، برای رسیدن به فرماندهی نیز باید مراحل مختلفی را پشت سر بگذاریم.

در سفر اول، مسافر به‌تدریج فرماندهی جسم خود را به دست می‌آورد. زمانی که به رهایی می‌رسد، دیگر راهنما به او نمی‌گوید چه مقدار دارو مصرف کند یا چه زمانی آن را مصرف نماید. در آن مرحله، مسئولیت و فرماندهی جسم به خود فرد واگذار شده است. اما این پایان مسیر نیست. پس از رهایی، سفر دوم آغاز می‌شود؛ سفری که در آن مسافر باید با آموزش و تجربه، به سمت شناخت بهتر خود و جهان پیرامون حرکت کند و برای رسیدن به یک جهان‌بینی سالم تلاش نماید. برای اینکه بتوانیم از عقل خود فرمان بگیریم و آن را به‌درستی اجرا کنیم، نیازمند یک سفر دوم جدی و پربار هستیم.

به نظر من، تفاوت میان انسانی که آموزش‌های فراوان دیده اما موفق نیست، با انسانی که از همان آموزش‌ها استفاده کرده و به موفقیت رسیده است، در یک نکته مهم خلاصه می‌شود: عمل کردن. دانستن به‌تنهایی کافی نیست؛ آنچه انسان را تغییر می‌دهد، تبدیل آموزش به عمل است. از همین رو، در مسیر رسیدن از فرمانبرداری به فرماندهی، باید تفکر کنیم، آموزش بگیریم، زمان را در نظر داشته باشیم و مهم‌تر از همه، آموخته‌های خود را به مرحله اجرا برسانیم.

امیدوارم این هفته برای همه ما هفته‌ای پربار باشد و بتوانیم با استفاده از آموزش‌های این دستور جلسه، خود را برای ورود به دستور جلسه هفته آینده، یعنی وادی هفتم؛ «پیدا کردن راه» آماده کنیم؛ وادی ارزشمندی که اهمیت یافتن راه درست و حرکت در مسیر صحیح را به ما یادآوری می‌کند.

و اما نکته پایانی، موضوع جبران است. اگر امروز توانسته‌ایم به فرماندهی جسم خود نزدیک شویم، اگر در سفر دوم قرار گرفته‌ایم یا حتی در سفر اول حس و حال بهتری پیدا کرده‌ایم، شایسته است بخشی از این تغییر و آرامش را در کنگره جبران کنیم. هر انسانی می‌تواند به شیوه‌ای این جبران را انجام دهد. عده‌ای با خدمت، عده‌ای با ایجاد حال خوب و انرژی مثبت، برخی با آماده شدن برای خدمت‌هایی همچون راهنمایی و مرزبانی و عده‌ای نیز با حمایت مالی از کنگره.

موضوع حمایت مالی از کنگره نیز اهمیت فراوانی دارد. امروز ما در محیطی مناسب، در کنار یکدیگر نشسته‌ایم، از نور و دمای مناسب بهره می‌بریم، آموزش می‌گیریم و با آرامش مسیر درمان و زندگی خود را طی می‌کنیم. فراهم شدن چنین شرایطی نیازمند تلاش، برنامه‌ریزی و هزینه است. کنگره ۶۰ همچون کشتی بزرگی است که مسافران بسیاری را به سوی مقصد رهایی هدایت می‌کند و برای حرکت این کشتی، مشارکت و همراهی همه ما ضروری است. هرکدام از ما، به اندازه توان و بضاعت خود، می‌توانیم سهمی در ادامه حرکت این مجموعه داشته باشیم؛ چه با خدمت، چه با انتقال آموزش و ایجاد حال خوب و چه با حمایت مالی.

امیدوارم همه ما در مسیر حرکت از فرمانبرداری به فرماندهی، با تفکر، آموزش، عمل و صبر، گام‌هایی استوار برداریم و در ادامه این سفر، به جایگاهی برسیم که بتوانیم علاوه بر فرماندهی جسم، فرماندهی نفس و زندگی خود را نیز به دست بگیریم.

از اینکه با حوصله به صحبت‌های من گوش دادید، تشکر می‌کنم.

مرزبان خبری: مسافر جلیل
تایپ: مسافر محمد لژیون چهارم
صوت: مسافر محسن لژیون سوم
عکاس: مسافر جمال لژیون ششم
ارسال خبر: مسافر محمد لژیون چهارم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .