دستور جلسه این هفته پیرامون یکی از کلیدیترین و ژرفترین قوانین هستی است: «وادی هفتم (رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری؛ آنچه برداشت می نمائیم.) و تأثیر آن روی من». وقتی به شش وادی پیشین نگاه میکنیم، میبینیم که مبانی تفکر، امید، حس مسئولیتپذیری خویشتن، نقش نیروهای الهی و ساختار حرکت را آموختهایم تا در وادی ششم به فرمانروایی عقل نزدیک شویم؛ اما وادی هفتم، وادی فصلالخطاب و آزمون تفکرات ما است جایی که تئوریها باید لباس واقعیت بپوشند. این وادی برای من، معنای رویارویی با حقیقت را از نو نوشت و نشان داد که زندگی، صحنه تصادفها نیست، بلکه بر پایه قوانینی دقیق و تغییرناپذیر بنا شده است.
در متن این وادی، پیش از هر چیز به مفهوم خود (حقیقت) اشاره میشود اینکه حقیقت بر خلاف واقعیت، چیزی است که همیشه بوده، هست و خواهد بود و راستی و درستی آن دستخوش زمان نمیشود. رمز آن یعنی بسته بودن و پنهان بودن کلید این دروازه و راز یعنی سر مکتوبی که برای دستیابی به آن باید بهایی به نام تزکیه، دانایی و تفکر پرداخت در طول تاریخ، چه بسیار انسانهایی که ارادههای پولادینی داشتند، انسانهایی که عاشق رهایی، پاکی و صلح بودند؛ اما تنها به یک دلیل ویران شدند: نیافتن راه درست, آنها نیتهای پاکی داشتند؛ اما چون نقشه راه در دستشان نبود، سر از بیراههها درآوردند و قربانی انتخاب مسیرهای کورکورانه و بنبست شدند. همین یک نکته در وادی هفتم، حجت را بر من تمام کرد که نیت خوب بهتنهایی کافی نیست؛ راه باید منطبق بر قوانین آفرینش و صراط مستقیم باشد.
بخش دوم و اساسی این وادی بررسی نشانههای دو گروه از انسانهاست: «کمخردان» و «خردمندان». برای من، درک تفاوت میان این دو گروه یک آینه تمام عیار در برابر رفتارها و انتخابهای روزمرهام بود. کمخردان کسانی هستند که پیش از اندیشیدن سخن میگویند، پیش از سنجیدن عواقب دست به عمل میزنند و همواره پس از ایجاد بحران و تخریب به دنبال راه فرار میگردند. کمخردی یعنی تصور کنیم میانبُری سریع و بیزحمت برای باز کردن گرههای کور درونی وجود دارد؛ اما خردمند، جهانبینی کاملاً متفاوتی دارد، خردمند میداند که هر عملی، بازتابی دارد و هر دانهای کاشته شود، همان برداشت خواهد شد. نشانه انسان خردمند، همان مکث و درنگی است که پیش از جاری شدن کلام و آغاز حرکت رخ میدهد؛ یعنی بررسی موضوع در ترازوی عقل و مشورت با وجدان بیدار.
حال اگر بخش اول وادی، یعنی «یافتن راه» را مدنظر قرار دهیم؛ باید بگویم بزرگترین لطف خداوند به من گشوده شدن مسیر کنگره۶۰ بود؛ اما نقطه تمایز و رسالت اصلی همسفر دقیقاً در بخش دوم نهفته است: «آنچه برداشت مینماییم». یافتن بستر نورانی کنگره، پایان راه نیست، بلکه ابتدای مسیر است. حقیقت ماجرا این است که صرف حضور فیزیکی روی صندلیهای کنگره یا نوشتن سیدیها، معجزهای رقم نمیزند و نجات و إحیای روان ما وابسته به این است که از این مکان مقدس و گسترده، چه دانایی و معرفتی برای جهان درون خود صید میکنیم. برداشت راستین زمانی رخ میدهد که من آموزشها را از مرحله سخن به وادی عمل سالم وارد کنم؛ زمانی که در مواجهه با نامهربانیها، ناآرامیها و آزمونهای زندگی، به جای فرو رفتن در حس قربانی بودن یا خشم، چراغ عقل را روشن نگه دارم. برداشت یعنی اگر در جایگاه خدمتی قرار گرفتم آن را فرصتی برای صیقل دادن روح و کشف نقاط ضعف درونی بدانم نه وسیلهای برای منیت و تفاخر. هر گره و مشکلی که در مسیر زندگی مقابلم قد علم میکند دیگر در چشمان من یک بنبست نابودکننده نیست، بلکه قفلی است بسته که کلید بازگشایی آن در تفکر، صبر و فرمانبرداری از دانایی نهفته است.
وادی هفتم به من یاد داد که یکی از بارزترین نشانههای صراط مستقیم این است که در مسیر آن تخریب و تباهی راه ندارد و انسان را در امنیت و سلامت به مقصد راستین، یعنی تعادل و عشق و آرامش درونی میرساند. امیدوارم با تکیه بر آموزشهای ناب کنگره۶۰ و راهنمایان بزرگوار همه ما بتوانیم در جایگاه انسانی خردمند قرار بگیریم، مسافرانی و همسفرانی هوشیار در این سفر که نهتنها راه نورانی حقیقت را به درستی میشناسند، بلکه با برداشتی سرشار از تسلیم، ایمان، تفکر و عمل صالح، کولهبار خویش را پربار ساخته و گنج پنهان وجودی خود را آشکار سازند. از اینکه صبورانه مشارکت من را خواندید، صمیمانه از همه شما سپاسگزارم.
نویسنده: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر سکینه رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون چهارم )
ویرایش و ارسال: همسفر سوزان رهجوی راهنما همسفر صغری (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بروجن
- تعداد بازدید از این مطلب :
211