English Version
This Site Is Available In English

تشخیص بین نیروی منفی و نیروی مثبت این هست که چیزی که در لحظه مزدش را به ما بدهند نیروی منفی هست

تشخیص بین نیروی منفی و نیروی مثبت این هست که چیزی که در لحظه مزدش را به ما بدهند نیروی منفی هست

دومین جلسه از دوره چهل و یکم از سری کارگاه های آموزشی، عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰، نمایندگی فردوسی مشهد، با استادی راهنمای محترم مسافر کامران، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر ابولفضل با دستور جلسه " از فرمان برداری تا فرماندهی، پنجشنبه 19 شهریور ماه  1405 ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحال و خرسندم که دوباره این جایگاه را تجربه می‌کنم و خدمت می‌کنم و آموزش می‌گیرم، هربار که دستور جلسه‌ای را می‌خواهم بگوییم در لژیون یا در کارگاه دوربین را روی خود زوم می‌کنم یعنی شخصی را مخاطب قرار نمی‌دهم، 27 سال تاریکی را تجربه کردم و روزی که پشت این درب قرار گرفتم آدمی فرمان‌بردار نبوده‌ام و وارد شدم با هر دغدغه‌ای که بود وارد لژیون تازه واردین شدم گفتند لباس سفید بپوش و اولین گارد من لباس سفید بود، چون آدمی فرمان‌بردار نبودم درواقع بلد نبودم و در زندگی خود فرمان‌بردار نبودم و به واسطه‌ای که فرمان‌برداری بلد نبودم ضربه‌های زیادی خوردم شغل‌های زیادی عوض کردم زندگی‌ام به بالا و پایینی دچار شد و در روابط اجتماعی دچار مشکل و آسیب شدم با خود فکر می‌کردم کسی که فرمان‌بردار هست یعنی برده است و اراده‌ای از خود ندارد اما این‌طوری نیست کسی که می‌خواهد فرمانده شود، دیده‌بان بشود، ایجنت بشود، راهنما بشود یا مرزبان اول باید فرمان‌بردار خوبی باشد.
اگر فرمان‌بردار خوبی نباشد به جایگاه فرماندهی دست نخواهد یافت پس فرمان‌برداری نشانه ضعف نیست من اگر فرمان‌بردار نمی‌بودم و در آینده نمی‌آموختم شاید به این جایگاه دست پیدا نمی‌کردم، من 14 ماه سفر کردم درحالی‌که سفر در کنگره 60، 10 ماه هست ولی برای من 14 ماه طول کشید فقط به خاطر اینکه فرمان‌برداری نکردم و به خاطر همان نقض فرمان دچار آسیب شدم ازآنجای سفر که دوستانم لذت برده‌اند از سفر من آن لذت را نبردم، فقط به‌واسطه این بود که فرمان‌برداری نکردم درحالی‌که سی دی را به‌موقع می‌نوشتم، سر لژیون به‌موقع حاضر بودم، مشارکت می‌کردم، اعلام سفر به‌موقع انجام می‌دادم و همه کارها را درست و به‌صورت عالی انجام می‌دادم ولی فقط در یکجا نقض فرمان انجام دادم و همین باعث شد چهار ماه سفرم طول بکشد و آن لذتی که به‌مرور پله‌ها کم می‌شود و لذتش بیشتر می‌شود من حس نکردم تا سه 21 روز گذشت تا کم‌کم به آن وادی رسیدم.
حال معنی فرمانده بودن یعنی چه: فرماندهی یعنی مدیریتی که ما به نفس خودفرمان دادیم و پیروی نفسمان هستیم و لذت‌هایی که در لحظه به ما می‌دهد همان نیروی منفی یا اهریمنی و به قول کنگره 60 نیروهای تکمیل‌کننده یا مکمل و این نیرو باید باشد و این نیرو فرماندهی نفس مرا بر عهده می‌گیرد یعنی عقل برکنار می‌شود و من دنبال لذت‌های زودگذری می روم که همین لحظه به من داده شود تشخیص بین نیروی منفی و نیروی مثبت این هست که چیزی که در لحظه مزدش را به ما بدهند نیروی منفی هست، ولی شما دیپلم بخواهی بگیری باید 12 سال درس بخوانی سختی بکشی تا به آن دیپلم دست پیدا کنی ولی نیروی منفی می گوید یک پولی بده تا دیپلم بگیری پس این می‌شود ضد ارزش، پس فرماندهی یعنی مدیریت خود و فرماندهی را از نفس به عقل بدهیم، یعنی به آن قدرت تشخیص برسیم.
امیدوارم همه ما به این فرماندهی برسیم و فقط این بند با رهایی به ما بسته نمی‌شود برای سفر اول چهل سی دی را خریداری و مرتب بنویسیم و در سفر دوم بندهایی که مانند دروغ، غیبت، تهمت هست روی خود کارکنیم تا این فرماندهی را از نفس به عقل منتقل کنیم امیداروم این اتفاق برای تک‌تک ما رقم بخورد.
ممنونم که به سخنان بنده گوش کردید

و در ادامه رهایی داشتیم

مرزبان خبری: مسافر علیرضا

لژیون خدمتگزار : لژیون سوم

تایپ: مسافر امیر محمد لژیون ششم

ویرایش: مسافر حسن لژیون هجدهم

تصویر: مسافر مهران لژیون نهم

تنظیم و ارسال : مسافر مرتضی لژیون هجدهم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .