English Version
This Site Is Available In English

گفت و گو با مسافر عادل راهنمای تازه‌واردین شعبه البرز

گفت و گو با مسافر عادل راهنمای تازه‌واردین شعبه البرز

 "به نام قدرت مطلق"

سلام دوستان، سعید هستم یک مسافر
با عرض ادب و احترام خدمت مسافر عادل عزیز، راهنمای تازه واردین شعبه البرز کرج  باعث افتخار است که در این مصاحبه در خدمت شما باشیم. در این مصاحبه قصد داریم درباره مسیر درمان و رهایی، تجربه خدمت به تازه‌واردین، جایگاه فرمانبرداری و رسیدن به فرماندهی، و تأثیر آموزش‌های کنگره ۶۰ بر زندگی گفت‌وگو کنیم و از تجربیات ارزشمند شما بهره‌مند شویم.

در ابتدا به رسم کنگره ۶۰، خودتان را معرفی بفرمایید و از مسیر ورودتان به کنگره، سفر اول و رسیدن به رهایی بگویید.
و امروز که در آستانه پنج سال رهایی و جشن آزادمردی قرار دارید، این جایگاه برای شما چه معنایی دارد؟

سلام دوستان عادل هستم یک مسافر.  با انواع مصرف مواد مخدر وارد کنگره شدم آخرین آنتی ایکس قرص و شیره خوراکی، روش درمان دی اس تی،  داروی درمان شربت اوتی،  نام راهنما حبیب محبتیان،  ورزش در کنگره بدمینتون و  در ادامه سفر نیکوتین داشتم با استادی آقای حبیب محبتیان طول سفر ۱۰ ماه رهایی از دو بند ۵ سال و سه ماه ؛
در ابتدا از خدای بزرگ و مهربان سپاسگزارم که این اذن را به من داد تا در کنگره سفر کنم بعد از شما آقا سعید سپاسگزارم  که به من اجازه خدمت دادید تا چند دقیقه صحبت کنم و از آقای مهندس و خانواده محترمشان و تمام خدمتگزاران کنگره ۶۰ سپاسگزارم من وقتی وارد کنگره شدم یک حال بهم ریختگی و پریشانی داشتم و بارها راه‌های گوناگون برای رسیدن به آرامش را طی کردم که موثر واقع نشد و خانواده‌ ام هم از این تخریب بی‌نصیب نبودند و در تاریکی‌ها بودم که پیام کنگره ۶۰ از طریق همکار و دوست عزیزم آقای مهدی بخشی به من داده شد و وارد کنگره شدم من با تخریب عجیب و غریب وارد کنگره شدم حرف زدن را از یاد برده بودم و یک انسان منزوی و تنها و از جامعه و خانواده طرد شده بودم وقتی سفر را آغاز کردم آهسته آهسته احساس کردم که یک اتفاقی دارد می‌افتد البته تمامی فرمان‌های استاد را کاملا اجرا می‌کردم و با گوش دادن سعی می‌کردم به آنها عمل کنم و از شربت خوردن تا سفر نرفتن تا شرکت در جلسات و پارک رفتن و هر چه که در سفر اول یک سفر اولی باید اجرا می‌کرد را اجرا کردم و بعد نتیجه کار معلوم شد که من از فرمانبرداری به فرماندهی رسیدم یعنی از یک جایگاه به یک جایگاه دیگر رسیدم و آقای مهندس اذن رهایی را صادر کرد و من هم وارد سفر دوم شدم.

دستور جلسه این هفته «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. شما در سفر اول چگونه فرمانبرداری از راهنما و قوانین کنگره را تجربه کردید؟
و به نظر شما چرا فرمانبرداری صحیح می‌تواند مقدمه‌ای برای رسیدن به فرماندهی باشد؟

وقتی به جهان هستی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که تمام موجودات و تمام گیاهان به خوبی کار خود را طبق فرمان انجام می‌دهند و این یعنی اجرای فرامین صادر شده و قوانینی که صادر شده را به خوبی اجرا می‌کند. انسان هم مثل همان موجودات هست ولی با یک فرق که انسان اختیار دارد و یک چیز بیشتر از موجودات در خود دارد آن هم عقل یا روح است ما اگر هر جایگاهی راهنما و یا فرمانده نداشته باشیم نمی‌توانیم مسیری را کامل کنیم و از مسیر خارج خواهیم شد، یک فرمانده خوب قبلاً یک فرمانبردار بوده و بعد فرمان را درست اجرا کرده و شده است فرمانده، یعنی اول سرباز خوب خدمت کرده و فرمان را اجرایی کرده تا رسیده به فرماندهی.

شما امروز به عنوان راهنمای تازه‌واردین خدمت می‌کنید. چه ارتباطی بین تجربه فرمانبرداری شما در سفر اول و جایگاه امروزی‌تان به عنوان راهنما وجود دارد؟ آیا می‌توان گفت کسی که فرمانبرداری را به درستی نیاموخته باشد، نمی‌تواند فرمانده خوبی باشد؟
به نظر من جایگاه‌ها با هم هیچ فرقی ندارد، خدمت کردن هم با هم فرقی ندارد، ولی یک موضوع خیلی مهم است که ما در آن جایگاه با چه تاثیری و با چه کیفیتی انجام وظیفه می‌کنیم و انجام دادن قوانین را با چه کیفیتی عمل می‌کنیم، این تاثیرگذاری وقتی با کیفیت بالا انجام می‌گیرد در عمل یک جایگاه با کیفیتی نصیب خدمتگزار می‌شود و هرچه این کیفیت بالاتر میرود از جایگاه بالایی برخوردار خواهیم شد، بله آموختن بها و هزینه دارد هر کس به درستی هزینه آموختن را داد آن موقع فرمانده خوبی خواهد شد در هستی هیچ چیز بدون زحمت به دست نخواهد آمد مگر با تلاش و زحمت.

یک تازه‌وارد معمولاً با دنیایی از مشکلات، ترس‌ها و بی‌اعتمادی وارد کنگره می‌شود. شما به عنوان راهنمای تازه‌واردین، چگونه به او کمک می‌کنید تا از مرحله پذیرش و فرمانبرداری به نقطه‌ای برسد که بتواند فرمانده زندگی خودش باشد؟
در اینجا باید گفت تمام مصرف کنندگان هم حس هستند وقتی من در جایگاه راهنما با رهجو هم حس می‌شوم حس رهجو را دریافت می‌کنم و چون راهنما همان مسیر را رفته وبه نتیجه رسیده با راهنمایی می‌تواند به رهجو یا تازه وارد کمک کند، چون من هم با همین اوضاع آشفته وارد کنگره شدم حرف گوش دادم و به آن عمل کردم و به نتیجه رسیدم. یک تازه وارد هم به همین صورت عمل می‌کند و اکثراً هم نقاط مشترک در تخریب داریم، چون این همراهی با عشق و محبت عرضه می‌شود آن بسیار بسیار ثمربخش می‌باشد و یکی از نکات مهم برای راهنما این است که قوانین کنگره را رعایت کند و اصول و پایه‌های موفقیت یک راهنما در همان قوانین نهفته است و وقتی با آموزش همراه می‌شود نتایج قابل باور به همراه دارد.

با گذشت نزدیک به پنج سال از رهایی، مهم‌ترین تغییری که در «عادلِ امروز» نسبت به «عادلِ قبل از کنگره» می‌بینید چیست؟ آیا این تغییر را نتیجه آموزش، فرمانبرداری و خدمت در کنگره می‌دانید؟
من مهم‌ترین چیزی که در زندگی از دست‌داده بودم خانواده‌ام بود که این خانواده را دوباره به دست آوردم. من تمام ساختار این خانواده را به هم زده بودم ولی با فرمانبرداری توانستم دوباره یک آرامش خاص در خانواده ایجاد کنم، البته من خودم خیلی کار دارم تا به ایده‌آل برسم و خوشحالم توانستم یک تاثیری در خانواده بگذارم و این مسائل و درست زندگی کردن را مدیون آموزش‌ها و فرمانبرداری در کنگره هستم.

و در پایان، اگر بخواهید در آستانه پنجمین سال رهایی و جشن آزادمردی خود، یک پیام به تازه‌واردین و مسافرانی که در ابتدای مسیر هستند بدهید، چه می‌گویید؟
من در جایگاهی که الان دارم متوجه شدم که مسائل راه حلی دارند و نگاه کردن به مسائل در حل مسئله خیلی مهم است. در حقیقت اولین چیزی که آموزش‌ها به نتیجه می‌رسد همان شناخت خویشتن است، یعنی آموزش‌ها باعث می‌شود که انسان خود را بهتر بشناسد و بتواند در حل مسائل کمکش کند. یعنی آموزش‌ها خود انسان را با انسان آشنا می‌کند و همان باعث می‌شود تا فرمانبرداری کند تا فرمانده خوبی باشد و هیچ چیز به سرعت حل نمی‌شود، انسان باید به آن ظرفیت برسد تا بتواند آن مسئولیت را به خوبی انجام بدهد، مسیر سخت است اما با آموزش و فرمانبرداری بسیار راحت می‌شود حرکت کرد و به نتیجه رسید.



تهیه و تایپ: مسافرسعید
ویرایش و بارگزاری: مسافرحمزه
عکس: مسافروحید
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .