English Version
This Site Is Available In English

باوری در ناباوری

باوری در ناباوری

گاهی زندگی از جایی تغییر می‌کند که شاید در همان لحظه، هیچ تصوری از آینده‌اش نداریم.
روزی که گفتی: «می‌خواهم به کنگره بروم» از تصمیمت استقبال کردم؛ چون می‌دیدم چقدر در به‌ در دنبال راهی هستی تا شاید بتوانی از این بند رها شوی.

چند جلسه که گذشت، گفتی من هم باید به‌ عنوان همسفر به کنگره۶۰ بیایم. با تعجب گفتم: «من برای چی؟» اما چون قول داده بودم همه‌ جا همراهت باشم، آمدم و آن روز نمی‌دانستم این آمدن، آغاز سفری تازه برای خود من هم خواهد بود.

من به کنگره۶۰ آمدم تا همراهت باشم، اما آرام‌ آرام فهمیدم خودم هم چیزهای زیادی برای آموختن دارم. یاد گرفتم نگاهم را تغییر بدهم، صبورتر باشم، مسئولیت زندگی خودم را بپذیرم و بدانم که هر انسانی باید سفر خودش را طی کند.

کنگره۶۰ برای من در ابتدا فقط جایی بود که آمده بودم تا مسافرم را همراهی کنم، اما کم‌ کم تبدیل شد به جایی که خودم را بیشتر شناختم و یاد گرفتم جور دیگری زندگی کنم.اگرچه روزی به خاطر تو به کنگره۶۰ آمدم، اما امروز به خاطر خودم می‌مانم.

مسافر عزیزم...
امروز که یک سال از رهایی تو می‌گذرد، وقتی به پشت سر نگاه می‌کنم، دلم پر از حس‌های مختلف می‌شود؛ حس شادی، غرور، آرامش و بیشتر از همه، حس عمیق شکرگزاری.
شکرگزارم که تو تسلیم نشدی...
شکرگزارم که به دنبال راه گشتی...
شکرگزارم که آن روز تصمیم گرفتی قدم در این مسیر بگذاری...
و بیش از همه شکرگزارم که در تمام این مسیر من را هم با خودت همراه کردی...
شاید رسیدن به چنین روزی، زمانی برای من تنها یک آرزو بود؛ شاید باور اینکه روزی بتوانیم یکسال رهایی را جشن بگیریم، برایم بسیار دور از ذهن بود. اما امروز اینجا ایستاده‌ام و با تمام وجودم می‌دانم:
رهایی از بند اعتیاد، باوری در ناباوری است...

امروز، وقتی یک سال رهایی مسافرم را جشن می‌گیرم، با تمام وجود باور دارم که هیچ‌گاه نباید در ناامیدی متوقف شد. گاهی کافی است راه درست را پیدا کنیم و با امید، قدم در آن بگذاریم.
راه هست...
امید هست...
و رهایی می‌تواند روزی به زیباترین واقعیت زندگی تبدیل شود.

در این روز زیبا، با تمام وجود از بنیان کنگره ۶۰ جناب مهندس حسین دژاکام سپاسگزارم؛ برای ساختن راهی که برای بسیاری از ما معنای دوباره‌ای از امید شد. راهی که به ما آموخت رهایی یک رؤیای دست‌ نیافتنی نیست و با پیدا کردن راه درست، می‌تواند به واقعیت تبدیل شود.

از راهنمای بزرگوار مسافرم؛ آقا محسن نیز صمیمانه سپاسگزارم که با صبر، محبت و آموزش‌های ارزشمندشان، مسافرم را در این مسیر همراهی کردند و کمک کردند تا امروز ثمره شیرین این سفر را در یک‌سال رهایی ببینیم.

و با تمام احترام و عشق از راهنمای عزیز خودم خانم سلیمه تشکر می‌کنم؛ کسی که کمک کرد تا آرام‌ آرام خودم را بهتر بشناسم، نگاهم را تغییر دهم و معنای واقعی همسفری را درک کنم. امروز می‌دانم بخش بزرگی از آنچه در این سفر آموخته‌ام، حاصل آموزش‌ها و راهنمایی‌های ارزشمند ایشان است.

مسافر مهربانم
یک سال شاید روی تقویم فقط یک عدد باشد، اما برای من یک سال پر از تجربه است؛ یک سال پر از امید، ساختن و باور کردن. یک سال که در آن هر کدام از ما سفر خودمان را طی کردیم و ذره ذره یاد گرفتیم زندگی را از نو بسازیم.

من به داشتنت افتخار می‌کنم...
به ماندنت افتخار می‌کنم...
و به قدم‌هایی که برای ساختن دوباره زندگی‌ات برداشتی، افتخار می‌کنم...
از ته دل آرزو می‌کنم مسیر پیش رویت همیشه روشن باشد و این رهایی، آغاز فصل‌های زیباتر زندگی‌مان باشد.
تولدت مبارک...
مبارکمان باشد این یک سال امید، آرامش و رهایی...

نویسنده: همسفر اشرف رهجوی راهنما همسفر سلیمه(لژیون اول)

ویرایش و ارسال: راهنما همسفر سمیه(دبیر سایت)

همسفران نمایندگی رفسنجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .