دهمین جلسه از دوره ششم جلسات لژیون سردار نمایندگی اسبیکو، به استادی راهنمای محترم مسافر محسن، نگهبانی مسافر فرشاد، دبیری مسافر حسین و خزانهداری مسافر همایون با دستور جلسه (از فرمانبرداری تا فرماندهی) در روز یکشنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محسن هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که امروز در جمع شما دوستان و در لژیون سردار هستم. تشکر میکنم از آقای فرشاد، آقای حسین و آقای همایون بابت فرصتی که در اختیار بنده گذاشتند تا بتوانم از این جایگاه، آموزش بگیرم و در خدمت شما باشم. برای همه خدمتگزاران شعبه آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.
دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. ابتدا میخواهم درباره تعهدی صحبت کنم که چیزی به پایان آن نمانده است. مبلغ ۷۰۰ تومان برای بچههای کنگره، عدد بسیار کمی است. یادم هست یکی دو سال پیش، همه بچهها دلنگران بودند؛ اینجا نشسته بودیم و نگرانی داشتیم که ساختمان چگونه ساخته خواهد شد، هزینه آن از کجا تأمین میشود و اصلاً آیا میتوانیم اساس این کار را بنا کنیم یا خیر. اما امروز میبینیم که این بنا ساخته شده و حالا انشعابی از همین ساختمان و همین بنا در حال شکلگیری است.
من مطمئنم این انشعاب، بسیار قدرتمند خواهد بود؛ چون حسی که درون این بنا وجود دارد، حس قدرتمندی است. انسانهایی که دست به دست هم دادند و این بنا را ساختند و به وجود آوردند، انسانهای قدرتمندی هستند.
همه انسانها در ظاهر شبیه یکدیگر هستند؛ بعضی قدبلند هستند، مثل آقای مهدی، و بعضی کوتاهقد هستند، مثل من. اما آنچه تعیینکننده است، درون انسانهاست. بچههای کنگره ۶۰ و اعضای لژیون سردار، بدون شک در این برهه از زمان، از قویترین انسانها هستند.
تفکر امروز بسیاری از انسانها این است که «من چیزی بگیرم»؛ به جای اینکه چیزی بدهم. همه به دنبال گرفتن پول، جایگاه، وقت و امکانات هستند و فقط دوست دارند دریافتکننده باشند. انگار این تفکر به شکلی به انسانها القا شده و یک آموزش منفی شکل گرفته است که همهچیز را بگیریم.
اما مهندس آمده و این آموزش را برعکس میکند و چه زیباست که انسانهای کنگره این موضوع را دریافت کردهاند. این اتفاق، در حد یک معجزه است؛ مخصوصاً در برههای از زمان که چنین تفکری کمتر دیده میشود. این کار بزرگ مهندس است و میخواهم بگویم که خودمان را دستکم نگیریم.
همانطور که این ساختمان را بنا کردیم، قطعاً این تعهد نیز به پایان خواهد رسید و بناهای دیگری هم ساخته خواهد شد. ایمان انسانها بود که باعث شد امروز همه ما اینجا جمع شویم و این ایمان روزبهروز بیشتر شود.
به نظر من، هرچه ایمان یک انسان بالاتر برود، قدرت او نیز بیشتر میشود. وقتی یک فرد از اعتیاد خارج میشود، ایمان پیدا کرده است. وقتی راهنمای او به او میگوید که باید مقدار مشخصی دارو مصرف کند، به این فرمان ایمان میآورد، آن را انجام میدهد و در ادامه میبینیم که از اعتیاد خارج میشود. سپس یک پله بالاتر میرود و وارد لژیون سردار میشود و خدمت میکند. قدمبهقدم میبینیم که ایمان او بیشتر و بیشتر میشود.
در جلسه هم همینطور است؛ «فرمانبرداری تا فرماندهی». هر انسانی که فرمانهای هستی و کائنات را درست انجام دهد، روزبهروز ایمان و قدرت بیشتری پیدا میکند. انگار یک شعبدهبازی است؛ یکی از این فرمانها، بخشش است.
بخشش بدون هیچ چشمداشتی بسیار دشوار است. انسانها معمولاً همهچیز را با حساب و کتاب انجام میدهند. وقتی چیزی میدهند، در ذهنشان این است که در مقابل، چیزی دریافت کنند؛ چون هنوز آن را تجربه نکردهاند و حال خوش واقعی را نچشیدهاند.
مهندس در سیدی «خوشبختی» میگوید آن بهشت و جهنم واقعی، در درون انسانهاست. انسانی که میآید و کمک میکند، دنور میشود، پهلوان میشود و قطعاً از جایگاه و حال بهتری برخوردار خواهد شد و میتواند به آن حال خوش دست پیدا کند.
هرچه انسان در پیشگاه کنگره و در پیشگاه هستی و کائنات فرمانبردارتر باشد، میتواند به جایگاه بالاتری دست پیدا کند. من امروز میبینم کسانی که مرتب میآیند، خدمتگزار میشوند و به درمان میرسند. شاید قدیمیهای کنگره این موضوع را بیشتر دیده باشند، اما من هنوز کسی را ندیدهام که وارد لژیون سردار شود، با تمام وجود در این مسیر حرکت کند و از اعتیاد خارج نشود یا به خدمتگزاری نرسد.
البته افرادی را هم دیدهایم که توان مالی بسیار زیادی داشتند، اما وارد این بازی نشدند و در نهایت از دور خارج شدند.
امروز من یک جایگاه خالی میبینم. البته نمیدانم آیا سفر اولیها میتوانند وارد این جایگاه شوند یا خیر؛ این موضوع را باید از نگهبان عزیز بپرسم و ببینم شرایط چگونه است. ما اکنون بیشتر افراد قدیمی هستیم و وظیفه ما این است که بتوانیم افراد جدید را جذب کنیم.
باید این حس را وارد لژیون کنیم تا افرادی که تازه وارد میشوند نیز بتوانند جذب شوند. ما با حرف نمیتوانیم کسی را جذب کنیم؛ این حس ماست که میتواند این کار را انجام دهد. قطعاً این حس وجود دارد و فقط کمی نیاز به کار و تلاش دارد تا انشاءالله بچههایی که جدید وارد میشوند نیز بتوانند وارد این بازی شوند و از مزایای لژیون سردار برای خودشان و زندگیشان استفاده کنند.بعید میدانم کسی طعم گذشت و بخشش و آن حال خوب را بچشد و بتواند بهراحتی از این مسیر دست بردارد.
من افراد زیادی را میشناسم که در زمان ساخت این بنا، خانههایشان را فروختند و بسیاری از همین بچهها ماشینهایشان را فروختند؛ اما روزبهروز قدرتمندتر شدند و حالشان نیز بهتر شد.
فکر میکنم بهتر است جلسه را به اشتراک بگذاریم و از تجربه دوستان درباره فرمانبرداری، فرماندهی و بخشش استفاده کنیم.
در پایان از همه شما تشکر میکنم.
تایپ و عکس: مسافر علیرضا لژیون ششم
ویرایش و ارسال: مسافر امیر لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
110