English Version
This Site Is Available In English

فرمانبرداری؛ دروازه ورود به فرماندهی جسم و ذهن

فرمانبرداری؛ دروازه ورود به فرماندهی جسم و ذهن

چهارمین جلسه از دور نود و سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی آکادمی با استادی راهنمای محترم مسافر داود، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر داود با دستور جلسه "از فرمانبرداری تا فرماندهی" چهارشنبه 18 شهریور ۱۴۰۵ ساعت 17:00 آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، داوود هستم یک مسافر؛ ابتدا از نگهبان جلسه تشکر می‌کنم. خوشحال هستم که یک‌بار دیگر توانستم این جایگاه را تجربه کنم؛ هر دفعه که این جایگاه را تجربه می‌کنم، از شب قبل یک انرژی و گرمای خاصی در وجود انسان ایجاد می‌شود. خدا را شکر می‌کنم که یک‌بار دیگر هستم و در کنار هم از مشارکت‌های شما آموزش می‌گیرم. در مورد دستور جلسه، «از فرمانبرداری تا فرماندهی»؛ اگر نظر من را بخواهید، ما در هر مسئله‌ای اگر فرمانبرداری کنیم، فرمانده آن مسئله می‌شویم؛ هم در مسائل مثبت و هم منفی. حتی اگر از مسائل منفی هم فرمانبرداری کنیم، در نهایت فرمانده آن مسئله می‌شویم. شما یک مسئله ضدارزشی و منفی را در نظر بگیرید، مثل مسئله مصرف مواد؛ در زمان مصرف، ما فرمانبردار مواد مصرفی خود بودیم و به مرور زمان، فرماندهی جسم خود را به آن سپردیم.

این مواد بود که تعیین می‌کرد چه موقع خوشحال باشیم، چه موقع به مسافرت برویم و اصلاً چه موقع بخوابیم. اگر مصرف نمی‌کردیم، از خماری نمی‌توانستیم بخوابیم و به علت مصرف زیاد هم گاهی نمی‌توانستیم استراحت کنیم؛ در هر حال، فرمانبردار آن مسئله بودیم. حالا اگر بخواهیم فرمانبردار کنگره ۶۰ باشیم و به دنبال سلامتی خود باشیم، باید چه کار کنیم؟ باید بگوییم: «چشم». چشم به چه کسی بگوییم؟ به راهنما، به کنگره ۶۰ و قوانین آن. وقتی این را بگوییم، می‌توانیم فرمانده باشیم. این فرمانبرداری یعنی آموزش گرفتن. من وقتی فرمانبردار باشم، موضوع بدی نیست؛ بلکه خودم را خالی می‌کنم تا بتوانم آموزش بگیرم. وقتی آموزش بگیرم، می‌توانم فرمانده شوم. همه ما بدون استثناء ـ چه سفر اول، چه سفر دوم و چه راهنما همه تحت‌تأثیر نیروهای شیطانی هستیم و برای همه به نوعی این تأثیر وجود دارد.

باید بدانیم به چه صورت با این موضوع مقابله کنیم و این بسیار مهم است. تحت‌تأثیر نیروهای شیطانی قرار گرفتن اجتناب‌ناپذیر است، اما باید بدانیم چگونه با آن مقابله کنیم؟ باید اسلحه داشته باشیم. اسلحه چیست؟ همان آموزش و همان فرمانبرداری کردن از مسائل خوب و مثبت. شما تا اسلحه نداشته باشید و فرمانبرداری وجود نداشته باشد و آموزش شکل نگیرد، مسلماً شکست خواهید خورد؛ در هر جایگاهی که باشید تفاوتی نمی‌کند. خواست درونی هر انسانی دو بخش دارد: یک، رسیدن به تعادل؛ دو، رسیدن به تعالی. تعالی به معنای عالی بودن است. انسان باید ابتدا در کنگره ۶۰ درمان شود و به تعادل برسد، بعد به دنبال تعالی باشد. ما باید ابتدا فرمانبردار باشیم، سپس به فرماندهی عالی برسیم. در همان ماه‌های ابتدایی نمی‌توانیم فرمانده باشیم. در هستی و سیستم طبیعت، هیچ‌کس ابتدا فرمانده نیست؛ کسانی فرمانده‌های خوبی هستند که فرمانبردارهای خوبی بوده‌اند. تمام راهنماهای کنگره ۶۰ که مشاهده می‌کنید، به راهنماهای خود گفته‌اند «چشم»؛ حتی فکر هم نکرده‌اند، فقط گفته‌اند «چشم» و آن‌وقت به فرماندهی رسیده‌اند.

در تاریخ هم آمده است؛ مثلاً حضرت ابراهیم؛ خداوند فرمان داد حضرت اسماعیل را قربانی کند. حضرت ابراهیم گفتند: «چشم». فرمانبرداری کردند و بدون چون‌وچرا برای ذبح حضرت اسماعیل اقدام کردند. همین فرمانبرداری باعث شد حضرت ابراهیم از پیامبران اولوالعزم باشند؛ یعنی در میان پیامبران به فرماندهی رسیدند. پس ما باید اول فرمانبردار قوانین کنگره ۶۰ و راهنمای خود باشم تا بتوانم فرمانده جسم و ذهن خود باشم. ذهن هم مهم است و فقط جسم نیست. تا کی باید مواد مخدر فرمانده ما باشد؟ بگذارید خودمان فرمانده خود باشیم. اگر توانستیم فرمانده جسم خود باشیم، دقیقاً داخل بهشت هستیم و این وعده خداوند می‌باشد؛ و اگر نتوانیم، طبق وعده خداوند در همین دنیا هم در جهنم هستیم. ممنون از اینکه به حرف‌های من توجه کردید.

در ادامه راهنمای محترم آقا بهمن نشان پیمان وادی هشتم را به سه نفر از اعضای لژیون اهدا کرد. نظر شمارا به این تصاویر جلب می‌کنیم.

تایپ: مسافر امید لژیون دوم 

عکس: مسافر مهدی لژیون دوم 

تنظیم: مسافر محمدحسین 

گروه سایت نمایندگی آکادمی 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .