دهمین جلسه از دوره هشتم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی رازی، با استادی مسافر مهرداد، نگهبانی موقت مسافر فاضل و دبیری موقت مسافر مهدی، با دستور جلسه " از فرمانبرداری تا فرماندهی " در روز چهارشنبه مورخ 1405/06/18 رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان مهرداد هستم یک مسافر، دستور جلسه این هفته درباره از فرمانبرداری تا فرماندهی است، در صحبتهای استادان و همچنین آقای مهندس بارها درباره این موضوع صحبت شده که هیچکس از همان ابتدا فرمانده نمیشود، وقتی فردی وارد یک سیستم میشود ابتدا باید فرمانبرداری را یاد بگیرد، درست مانند سربازی که از درجات پایین شروع میکند و بهتدریج با آموزش تجربه و کسب توانایی به درجات بالاتر میرسد، من زمانی فرمانناپذیر شدم که در زندگی از فرمانهای درست سرپیچی کردم و اشتباهاتم یکییکی روی هم جمع شدند و در نهایت مرا به تاریکی و اعتیاد رساندند، دفعه اول که وارد کنگره شدم بیشتر به خاطر کار و خانواده آمدم، در آن زمان فرمانی که از محیط کار گرفته بودم باعث شد مدتی مواد را کنار بگذارم، حتی حدود پنجاه شب خواب درست و حسابی نداشتم اما چون خواستهام بیشتر از جنس اجبار بود دوباره به مصرف برگشتم
من حتی اختیار سادهترین کارهای زندگیام را نداشتم، برای خرید مهمانی رفتن غذا خوردن مسافرت رفتن و حتی خوابیدن همهچیز تحت تأثیر مصرف مواد قرار گرفته بود، وقتی دوباره وارد کنگره شدم با تریاک سفرم را آغاز کردم و در ابتدا سختی زیادی کشیدم، همسرم با کنگره مخالف بود و به دلیل اتفاقات گذشته اعتمادش را نسبت به من از دست داده بود، حتی مجبور بودم دارویم را دور از چشم خانواده مصرف کنم، شرایط سختی داشتم اما این بار خواسته واقعی خودم را پیدا کرده بودم و میدانستم باید این مسیر را تا پایان ادامه بدهم، آن زمان هفتهای حدود پنج تا شش میلیون تومان فقط برای تریاک هزینه میکردم و وقتی به این نقطه رسیدم فهمیدم که دیگر چیزی از اختیار برایم باقی نمانده است.

خدا را شکر که این بار راه کنگره برای من باز شد و توانستم با آموزش و فرمانبرداری کمکم اختیار را به زندگیام برگردانم، به نظر من اختیار جسم داشتن برای یک انسان کمتر از پادشاهی نیست، امروز برای من اینکه بتوانم شب سر ساعت بخوابم صبح بیدار شوم و زندگیام را بدون اینکه همهچیز وابسته به مواد باشد اداره کنم یک نعمت بزرگ است، سالها آرزوی چنین آرامشی را داشتم، من هنوز خودم را فرمانده نمیدانم و هنوز در حال آموزش گرفتن هستم، میدانم فاصله زیادی تا فرماندهی واقعی دارم، فعلاً مهمترین هدفم این است که فرمانده جسم خودم باشم و اختیار آن را در دست بگیرم
امیدوارم خداوند به من فهم و درک بیشتری بدهد تا بتوانم روزی خدمت صادقانه انجام دهم و اگر لیاقت آن را پیدا کردم در این جایگاه به انسان دیگری کمک کنم، کسی که شاید امروز مانند گذشته من در بیرون از اینجا گرفتار باشد، من فهمیدهام که خودفرمانی مرا به اینجا رساند و فرمانبرداری میتواند راه برگشت من به زندگی باشد، امروز میدانم برای رسیدن به فرماندهی باید اول فرمانبرداری را یاد بگیرم و آموزشها را در زندگی اجرا کنم، چون فقط دانستن کافی نیست و زمانی نتیجه میگیرم که بتوانم آموختههایم را به عمل تبدیل کنم.

در پایان از خداوند میخواهم به همه ما کمک کند که فرمانپذیر باشیم آموزشها را به اجرا درآوریم و قدمبهقدم به فرماندهی جسم و زندگی خودمان برسیم، من امروز قدر چیزهایی را میدانم که زمانی برایم عادی بودند، خواب آرام تصمیم گرفتن برای زندگی و داشتن اختیار جسم برای من نعمتهایی هستند که با آموزش و حرکت در مسیر کنگره دوباره به دست آوردم، امیدوارم بتوانم این مسیر را ادامه بدهم و روزی اگر لیاقت داشتم برای انسان دیگری که در تاریکی گرفتار است چراغی باشم، از اینکه به صحبتهای من گوش کردید از همه شما سپاسگزارم.

تایپ و ویراستاری: مسافر فاضل
عکس و بارگزاری: مسافر مسلم
مرزبان کشیک : مسافر مهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
63