English Version
This Site Is Available In English

حال خوب با فرمانبرداری

حال خوب با فرمانبرداری

نهمین جلسه از دوره پنجم‌، جلسات هماهنگی خصوصی لژیون سردار همسفران نمایندگی بیهقی سبزوار به استادی راهنما همسفر پریا، نگهبانی راهنما همسفر اعظم و دبیری راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در روز یک‌شنبه ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی  /   تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
در مکتب حقایق پیش ادیب عشق/ هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی/  تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

از نگهبان جلسه راهنما همسفر اعظم، دبیر و خزانه‌دار لژیون سردار که استادی این جلسه را به من دادند و به بنده اعتماد داشتند، سپاسگزارم. برای اینکه به این دستور جلسه برسیم از خود همسفران شروع می‌کنیم. چرا همسفرهایی داریم که سفر دومی هستند؛ ولی هنوز حالشان خوب نیست؟ البته در مورد سفر اولی‌ها چون هنوز مسافران آن‌ها در بند اعتیاد هستند و سایه مواد مخدر بر روی زندگی‌شان وجود دارد، این حال بد، امری طبیعی است؛ زیرا مهم‌ترین بند زندگی آن‌ها هنوز باز نشده است؛ اما سفر دومی چرا باید بگوید حالم خوب نیست؟ چرا مسافر سفر دومی باید حالش خوب نباشد؟ شاید بعضی‌ها بگویند که سی‌دی نمی‌نویسند، منظم نمی‌آید یا در شعبه خدمت نمی‌گیرد، بله این‌ها درست است؛ اما مهم‌ترین وجه مشترک تمام دلایلی که در ذهن شما آمد و رفت یک دلیل است و آن چیست؟ عدم فرمان‌برداری.

ما همه رهجویان کنگره۶۰ و رهجویان آقای مهندس دژاکام هستیم. اگر راهنمای ما توصیه یا دستوری به ما بدهد از جانب خود او نیست؛ بلکه فرامین و دستورات آقای مهندس است؛ اما آیا ما همسفران تمام این فرامین را اجرا کرده‌ایم؟ حتی عده‌ای می‌گویند مسافرمان به خاطر ما به کنگره می‌آید. آمدن تنها، کافی نیست، کفایت نمی‌کند، این بخشی از کنگره۶۰ است که باید حضور داشته باشیم، سی‌دی بنویسیم، در لژیون و کارگاه آموزشی مشارکت کنیم و باید به دستور راهنما برای هر چیزی حتی نوع پوشش هم که باشد، فقط باید چشم بگوییم. آیا ما به این فرامین چشم می‌گوییم یا فقط لق‌لق زبانمان است؟ ما چقدر به این دستورات که داده شده است، عمل می‌کنید؟ اگر دیدید امروز حال شما و مسافرتان خوب نیست، فقط به علت نقض فرمان راهنماست و هیچ دلیل دیگری ندارد؛ حتی بعضی از ما قرص‌هایمان را قطع کرده‌ایم و دوره درمانی ما تمام شده است؛ اما باز هم حالمان خوب نیست.

خوب‌ شدن حال ما و مسافرمان فقط قطع مواد مخدر نیست. یک مسافر باید همسفرش کنارش باشد، سی‌دی بنویسد، جهان‌بینی کار کند، خدمت بگیرد، همسفر و مسافر باید با همدیگر تلاش کنند، حتماً حضور داشته باشند تا رها شوند. هر چیزی هم که راهنما گفت، فقط چشم گفتن به راهنما باشد. این‌طور نیست که شما فقط برای حرف‌های خوب و عالی چشم بگویید؛ زیرا این حرف‌ها درد ندارد. وقتی برای چیزهای سخت چشم بگویید و به آن عمل کنید، آنجاست که درد دارد و نتیجه می‌دهد. کسی که می‌خواهد مسافر شود؛ باید درد را تحمل کند تا به حال خوب برسد. وقتی یک پله را رد می‌کند، احساس سبکی دارد؛ اما اگر راهنما به مسافر بگوید ۱.۲ سی‌سی دارو بخور، همسفر نباید دخالت کند و بگوید راهنما که حال تو را نمی‌داند، کمی بیشتر دارو بخور.

اکثر همسفران به مسافران خود خیلی خوب پله می‌دهند و برای ساعات مصرف و خواب آن‌ها برنامه می‌دهند. عده‌ای از همسفران هنوز به پارک نیامده‌اند و وقتی اعلام سفر می‌کنند، هنوز ورزش ندارند؛ در حالی که حضور در پارک یک فرمان است. آیا به فرمان آقای مهندس گوش کرده‌اید؟ آیا از خواب صبحگاهی زده‌اید؟ توصیه من این است که به پارک بیایید تا حالتان خوب شود. آیا در کنگره رشته ورزشی دارید یا در مسابقات ورزشی شرکت کرده‌اید یا ورزش‌بان باید دنبال شما از این لژیون به لژیون بعدی بدود؟ آیا من به این فرامین عمل کرده‌ام؟ به خودتان نمره چند می‌دهید؟ برای مثال خدمت مشارکت سایت، یک هفته نوبت لژیون شماست. آیا موقع نوشتن مشارکت کپی‌برداری می‌کنید و تقدیم به رابط می‌کنید؟ پس شما خدمت نمی‌کنید و فقط خودتان را دور می‌زنید و هرگز حالتان خوب نمی‌شود.

چقدر در کنگره خدمت می‌گیرید؟ امروز موقع چیدن صندلی‌ها چند نفر مشارکت داشتند؟ جمعیت زیاد است؛ ولی آیا بیشتر از دو نفر اینجا برای چیدن حضور داشتند؟ کدام یک از شما صندلی‌ها را دستمال کشیدید و چیدید تا لباس سفید همسفران کثیف نشود؟ چطور انتظار دارید که حال شما و مسافرتان خوب باشد؛ وقتی به فرامین عمل نمی‌کنید، فرمان‌بردار نیستید و فقط به هم دیگر می‌گویید دعا کنید حال مسافرمان خوب شود با دعای تنها به جایی نمی‌رسید؛ باید خدمت کنید. امروز به لژیون سردار آمده‌‌اید و بعضی هم مهمان هستند، همگی شما خوش آمدید؛ اما لژیون سردار یک دستور است و آقای مهندس می‌گویند: باید از یکسری خواسته‌های خود بگذرید تا حالتان خوب شود. برای مثال شاید بعضی بگویند هرچه فکر می‌کنم، جهیزیه دخترم واجب‌تر است؛ ولی این ۶ میلیون تومان کجای جهیزیه را می‌گیرد؟ آیا چیزی می‌توان خرید؟

برای انجام این کار دست و دلمان می‌لرزد و می‌گوییم نه خانه و زندگی خودمان واجب‌تر است؛ در صورتی که اگر ما در ماه یک ساندویچ نخوریم، پفک نخریم، می‌توانیم این پول را کنار بگذاریم. اگر می‌خواهید حالتان خوب باشد، گره‌های درونی‌تان باز شود و حال زندگی‌تان رو به راه شود؛ باید با مبلغ ۶ میلیون عضو لژیون سردار شوید و نیازی نیست که دنور یا پهلوان شوید. آیا ما این پول را نداشته‌ایم؟ متأسفانه خیلی از ما هنوز فرمان‌بردار نیستیم. ما چطور می‌توانیم فرمانده خوبی برای زندگی و خودمان باشیم. چطور می‌خواهیم که حس و حال ما خوب باشد؟ چطور می‌خواهیم که زندگی به کاممان باشد؟ نکات کوچکی هستند؛ ولی اساسی‌ترین نکات برای حال خوش در زندگی به عنوان رهجوی کنگره۶۰ هستند. حال باید دوربین را روی خودمان بیاندازیم و ببینیم که کدام را رعایت می‌کنیم و کدام را رعایت نمی‌کنیم و بعد شروع به گله و شکایت کنیم که حال ما و مسافرمان خوب نیست.

اگر صفر تا صد کارتان را درست انجام داده‌اید و یک فرمان‌بردار واقعی بوده‌اید، آن وقت می‌توانید از مسافرتان ایراد بگیرید و برایش برنامه بچینید؛ در غیر این صورت حرفی برای گفتن وجود ندارد. این دستور جلسه به من یاد داد که اگر قرار است فرمان‌بردار دستورات آقای مهندس باشم، فقط برای اینکه حال خودم را خوب کنم. جشن گلریزان در راه است، چیز دیگری به آن نمانده است، پاییز رسید و پاییز قشنگ‌ترین جشن بچه‌های کنگره۶۰ است. چقدر برای این جشن برنامه‌ریزی کرده‌اید؟ پاسخ این سؤال را در مشارکت‌ها از شما می‌شنوم.

مرزبان کشیک: همسفر مریم
تایپیست: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر حانیه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر حانیه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: مرزبان همسفر فهیمه
همسفران نمایندگی بیهقی سبزوار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .